تبليغاتX
 Persian Gulf
داریوش زهاب/ ورزشی

داریوش زهاب/ ورزشی
SPORTS DIGEST
home | archive | rss
  عنايت: شاه‌حسيني ادعايش را در فيفا مطرح كند
اقدام دیرهنگام دیگر از مسئولان فوتبال

در حالی که تیم فوتبال زیر 17 سال ایران اردوی‌های اخیر خود را بدون پزشک پشت سرگذاشت، در نهایت از سوی فدراسیون فوتبال یک پزشک و یک فیزیوتراپ به ترکیب این تیم اضافه شدند.

به گزارش مهر، تیم فوتبال زیر 17 سال ایران در 4 ماه اخیر اردوهای آماده سازی خود را بدون پزشک برگزار کرد و در هفته گذشته هم در اردوی آماده سازی اش 10 روزه اش در تهران که دو بازی سنگین را با تیم‌های بزرگسالان استقلال اهواز و پاس نوین انجام داد، در کمال تعجب تیم پزشکی حضور نداشت.

فقدان حضور کادر پزشکی حتی می توانست به مشکلی بزرگ تبدیل شود زیرا در جریان دیدار با استقلال اهواز، در چندین صحنه خطرناک بازیکن تیم نوجوانان از ناحیه سر و پا دچار آسیب دیدگی شدند اما به غیر از یک مورد، در سایر برخوردها آسیبی جدی به ملی پوشان نوجوانان وارد نشد.

این اتفاقات در بازی با پاس نوین هم رخ داده بود اما پس از این مصدومیت‌ها یکی از مربیان تیم با اسپری مخصوص وارد زمین می شد تا تنها درمانی موقت و تجربی روی بازیکن مصدوم انجام دهد.

جالب اینجاست که در یکی از این برخوردها، سعید لطفی بازیکن تیم زیر 17 سال کشورمان که از ناحیه پا دچار مصدومیت شد، و لنگان لنگان زمین را ترک کرد، برای مشخص شدن میزان و نوع مصدومیتش با همان وضعیت به سمت نیمکت استقلال اهواز رفت تا از پزشک این تیم درخواست کمک کند.

البته دکتر حمیداوی پزشک و فیزیوتراپ تیم استقلال اهواز به علت در جریان بودن مسابقه و مصدومیت یکی از بازیکن این تیم، مداوای این بازیکن نوجوان را به پس از پایان بازی موکول کرد، که قطعا اگر مشکل وی حاد بود، می توانست لطمات جبران ناپذیری را به این بازیکن وارد کند. در نهایت هم این ملی پوش نوجوان با همان وضعیت به سمت نیمکت تیمش بازگشت تا در پایان بازی مورد مداوا قرار گیرد!

این مشکل مختص تیم زیر 17 سال نیست و در دیگر تیم‌های پایه فوتبال هم وجود دارد زیرا تیم زیر 15 سال کشورمان هم بدون کادر پزشکی اردوی خود را در کمپ تیم‌های ملی آغاز کرده است.

صحنه یکی از برخوردهای خشن؛ مهاجم پاس نوین تکل خطرناکی روی پای بازیکن تیم نوجوانان می رود

"تیم جهانی چرا پزشک ندارد؟" این موضوعی بود که بسیاری از افراد و کارشناسان که این دو مسابقه را از نزدیک تماشا می کردند و حتی کادر فنی تیم‌های حریف در پایان بازی‌ها در مورد آن سوال می کردند و خواستار پیگیری جدی آن و انتخاب تیمی پزشکی برای این تیم بودند.

قطعا هیچکس اتفاقاتی که برای محمد پارسا و بازیکنان دیگر فوتبال به خاطر تشخیص ناصحیح و یا دیر رسیدن به مراکز درمانی رخ داد، را فراموش نکرده و در این دو دیدار دوستانه هم هر لحظه بیم رخ دادن چنین اتفاقی وجود داشت ولی مشکلی پیش نیامد.

البته یک روز پس از این دیدارها دکتر فاطمی نیا به عنوان پزشک و دکتر شهاب به عنوان فیزیوتراپ این تیم انتخاب شدند، نفراتی که از روزشنبه به اردوی تیم زیر 17 سال ملحق شدند و تا پایان مسابقات جهانی در کنار این تیم خواهند بود.

در این شرایط اما به نظر می رسد در کنار بی توجه به حضور نداشتن تیم پزشکی در کنار این تیم جهانی که موضوع بسیار مهم و قابل بررسی است، ضوابط مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان بیش از همه در تعیین کادر پزشکی برای تیم زیر 17 سال نقش داشته است زیرا بر اساس زمانبدی اعلام شده این مسابقات کادر پزشکی تیم‌ها نخستین گروهی هستند که برای همراهی تیم‌های کشور خود باید تا پایان ماه جاری ثبت نامکنند.

در روزهایی که همه در ناراحتی ناکامی تیم بزرگسالان در راهیابی به جام جهانی 2010 قرار دارند، تیم زیر 17 سال تنها نماینده جهانی فوتبال ایران است که می تواند با افتخار آفرینی در مسابقات قهرمانی جهان در نیجریه، پیام آور شادی برای فوتبال و مردم فوتبالدوست ایران باشد، به شرط آنکه بصورت ویژه مورد توجه مسئولان ورزش و فدراسیون فوتبال قرار گیرد.
 
 
 
عنايت: شاه‌حسيني ادعايش را در فيفا مطرح كند
رئيس كميته داوران فدراسيون فوتبال گفت: شاه‌حسيني اگر ادعايي در مورد حكم خود دارد مي‌تواند آن را در فيفا پيگيري كند.

عبدالرحمان شاه‌حسيني، رئيس سابق كميته انضباطي در زمان حضور در فدراسيون فوتبال به دليل هل دادن بازيكن توسط محسن قهرماني در بازي ملوان و پگاه گيلان در دو فصل قبل وي را محروم كرده بود و به دليل اجرا نشدن اين راي درخواست قرار تعقيب براي عنايت كرد.

مسعود عنايت در گفت‌وگو با فارس در مورد ادعاي شاه حسيني مبني بر اينكه كميته داوران در زمان رياست او در كميته انضباطي حكمي كه عليه محسن قهرماني داده بود را اجرا نكرده، اظهار داشت: ايشان چون سمتي در فدراسيون فوتبال ندارد نمي‌خواهم حرف‌هاي او را دنبال كنم. شاه‌حسني حكمي عليه محسن قهرماني داده بود كه من حاضر نشدم آن را اجرا كنم چون مسائل مربوط به داوري بايد در كميته داوران حل و فصل شود.

رئيس كميته داوران تصريح كرد: چون حكم را اجرا نكردم ايشان از هيات رئيسه فدراسيون درخواست مجازات من را كرده بود كه در همان جلسه آقاي كفاشيان حق را به من داد و منجر به جدايي شاه‌حسیني از فدراسيون فوتبال شد. وي ادامه داد: شاه حسيني در همان بازي ناظر ويژه فدراسيون بود و حتي در رختكن به داور به دليل قضاوت خوب تبريك گفت. تخلفات فني، و مديريتي در جريان بازي بر عهده كميته داوران است و ربطي به كميته انضباطي ندارد.

عنايت تاكيد كرد: گاهي پيش مي‌آيد كه داور به دليل دعواي دو بازيكن براي جدا كردن آنها مجبور مي‌شود آنها را به دو سمت مخالف هل دهد. شاه‌حسيني كه مدعي شده مورد هل دادن در كميته انضباطي فيفا آمده شماره ماده را اعلام كند.رئيس كميته داوران خاطرنشان كرد: حتي راه راحت‌تري هم وجود دارد. او مي‌تواند اين صحنه كه كمتر از يك دقيقه است را از طريق ايميل براي دبير فيفا ارسال كند و از آنها بپرسد رسيدگي به اين مورد بر عهده كميته داوران است يا كميته انضباطي. اگر اعلام شد كه كميته انضباطي بايد به اين مورد رسيدگي كند من از او معذرت خواهي مي‌كنم.

عنايت با بيان اينكه او مانع از حضور تركي و مرادي در كميته انضباطي شد، عنوان كرد: او به مرادي گفته بود بايد به كميته انضباطي بيايي و بگويي چرا حسين كاظمي را كه به داور فحش داده بود را اخراج كردي، در كجاي دنيا وقتي داور، بازيكن را اخراج مي‌كند به كميته انضباطي احضار مي شوند تا دليل اخراج را توضيح دهند. من جلوي اين موارد را گرفتم و به همين دليل هم از من ناراحت است.
 
 
 
حق وتوى فدراسيون
همين چند روز پيش بود كه اميررضا واعظى آشتيانى مديرعامل تيم استقلال تهران طى نامه اى به فدراسيون فوتبال اعلام كرد كه حسين كاظمى به دليل مصدوميت قادر به همراهى تيم ملى اميد ايران براى حضور در انجام ۲ بازى دوستانه در آفريقاى جنوبى نيست اما چيزى كه پيش از ظهر ديروز علاقمندان به فوتبال در فرودگاه امام خمينى(ره) ديدند، چيز ديگرى را نشان مى داد و حسين كاظمى هم مثل بقيه بزرگسالان موردنظر كادرفنى تيم ملى اميد به اين سفر رفت تا دوران هماهنگى پيش از فصل با استقلال را به گونه اى از دست بدهد.حسين كاظمى به ظاهر مصدوم به همراه تيم ملى اميد به ژوهانسبورگ رفت تا مشخص شود، حرف هاى مديرعامل استقلال نيز قابل وتو كردن است. هر چند كه خيلى ها در آن برهه زمانى اعلام مى كردند كه با توجه به شناختى كه از آشتيانى دارند و نامه اى كه او به فدراسيون فوتبال ارسال كرده است، ديگر احتمال حضور كاظمى در تيم ملى اميد وجود ندارد اما بعد از گذشت يكى، دو روز مشخص شد كه به آن سرسختى ها هم كه بعضى ها پيش بينى مى كردند نيست و در اين فوتبال بايد انتظار هر چيزى را داشت. حسين كاظمى پيش از ظهر ديروز در كنار سيدمهدى رحمتى، محمدرضا خلعتبرى و سيدجلال حسينى راهى آفريقاى جنوبى شدند تا به نوعى از اعتبار اميدهاى فوتبال ايران در آفريقاى جنوبى دفاع كنند، كارى كه اميدواريم موفق به انجام آن بشوند.حضور حسين كاظمى آبى پوش در جمع اميدهاى فوتبال ايران اين واقعيت را در فوتبال ايران بار ديگر عيان ساخت كه باشگاه ها بدون نظر فدراسيون فوتبال از قدرت چندانى حتى براى حفظ بازيكنان تيم خود نيز برخوردار نيستند و اين واقعيتى است كه طى چند سال گذشته به دفعات نمونه هاى آن در فوتبال ايران ديده شده و پيش بينى مى شود كه در آينده نيز چنين روندى ادامه داشته باشد.
 
 
 
يكي مي‌سازد، يكي مي‌نوازد
اكثر مربيان فوتبال در خط حمله، نگراني‌هاي مشتركي دارند. به نوشته همشهری؛ همه آنها در پي زوج‌هاي مكمل و بازيكناني‌اند كه بتوانند در خط حمله با كارايي‌هاي متفاوت مكمل هم باشند. در باره اين زوج‌هاي مكمل مثل معروفي است كه مي‌گويد: «يكي مي‌سازد، يكي مي‌نوازد.»

معادله‌اي پايدار در قانون فوتبال براي پيروزي وجود دارد كه هرگز يك جرقه براي تداوم پيروزي‌ها كافي نيست؛ به همين دليل مربيان در پي بازيكناني‌اند كه بتوانند در كنار هم، خط آتش قدرتمندي را تشكيل دهند. نمونه بارز چنين بازيكنان و زوج‌هايي «رونالدينهو» برزيلي و «ساموئل اتوئو» كامروني در بارسلونا هستند كه با هماهنگي كامل، دروازه حريفان را تسخير مي‌كردند. باشگاه بارسلونا بسياري از موفقيت‌هاي خود را مديون اين دو بازيكن است. هر چند كه اين زوج با جدايي رونالدينهو و انتقال او به ميلان پايدار نبود و يا زوج «رائول گونزالز» و «رودون نيستلروي» در رئال مادريد كه با آسيب‌ديدگي «نيستلروي» شيرازه خط حمله اين تيم از هم پاشيد.

از ديگر زوج‌هاي موفق فوتبال بايد به زوج «نيكولا زيگيچ» اهل صربستان و «پدرو مونيتس» اسپانيايي در باشگاه «ريسينگ سانتاندر» اشاره كرد. هماهنگي خوب اين دو بازيكن حتي بارها مربيان حريف را وادار كرد عملكرد آنها را تحسين كنند. جالب اين كه اين دو بدون اين كه يكديگر را بشناسند، تنها پس از چهار ماه ، هدايت خط حمله باشگاه را به عهده گرفتند و هماهنگي‌شان به گونه‌اي بود كه گويي در تمام طول زندگي كنار هم بوده‌اند. البته زيگيچ بيشتر موقعيت گل مي‌ساخت و مونيتس نيز آن را مي‌نواخت.

هواداران منچستر يونايتد انگليس نيز تاكنون بسيار خوشبخت بوده‌اند كه بعد از زوج «جرج بست» و «مارك هيوز» و همچنين زوج «دوايت يورك» و «اندي كول» در اين تيم، خط حمله آتشيني را توسط زوج «وين روني» و «كريستيانو رونالدو» شاهد باشند. اين دو در چند سال اخير موفقيت‌هاي زيادي‌را چون قهرماني در جام باشگاه‌هاي اروپا، ليگ برتر و حذفي انگليس براي اين تيم به ارمغان آورده‌اند. به نظر مي‌رسد «الكس فرگوسن» اكنون با انتقال كريستيانو رونالدو به رئال مادريد، بايد به فكر بازيكن ديگري براي تشكيل زوج خط حمله اين تيم باشد، ولي رويايي‌ترين خط حمله منچستري‌ها را بايد زوج «اندي كول» و دوايت يورك در دهه 90 و به خصوص در فصل89 - 99 دانست؛ زوجي كه در مجموع توانستند 35 گل به ثمر برسانند؛ فصلي كه منچستر توانست سه جام پرافتخار يوفا، ليگ برتر و جام حذفي را كسب كند.
مربع جادويي تيم ملي مجارستان از تيم‌هاي قدرتمند دهه پنجاه بود. در اين دهه «زولتان زيبر»، «ناندورهايدكوتي»، «سندروكاسيس» و «فرانس پوشكاش» تيم ترسناكي را به نمايش گذاشته بودند. به خصوص كاسيس و پوشكاش كه صفحه بزرگي را در تاريخ فوتبال مجارستان نوشتند.

سه نفر از اين بازيكنان در آن دهه، پس از درخشش در تيم ملي مجارستان به ليگ اسپانيا رفتند و در بالاترين سطح فوتبال درخشيدند.

فرانس پوشكاش در رئال مادريد به يك ستاره تمام عيار تبديل شد و زيبر و كاسيس نيز نقش زيادي در پيروزي‌هاي بارسلونا ايفا ‌كردند. از آن جمع چهار نفره،تنها هايد كوتي در مجارستان ماند و به پيشنهادهاي خارجي ‌پاسخ نداد.

چنين مربعي را تيم ملي فرانسه نيز در دهه 80 در اختيار داشت. «ميشل پلاتيني»، «آلن گيروس»، «ژان تيگانا» و «برنارد چنگيني» بازيكناني بودند كه با هماهنگي كامل، مربع قدرت اين تيم را تشكيل داده بودند. البته با ظهور بازيكني چون زيدان، فرانسه توانست موفقيت خود را با قهرماني در جام جهاني 1998 فرانسه تكرار كند، ولي مجارستان پس از فرانس پوشكاش هيچ‌گاه نتوانست به قدرت گذشته خود بازگردد.
 
 
نصيحت براى بزرگان
فيروز كريمى را به ليگ برتر بازگردانيد
هفتمين همايش فوتبال و رسانه در هتل اوين سوژه اى را به صفحه ۱۰ ابرار ورزشى داد كه زودتر از اين قصد پرداختن به آن را داشتيم اما اين مجال پيش نيامده بود. به هر حال هفتمين همايش فوتبال و رسانه  به بررسى بحث منشور اخلاقى پرداخت. منشورى كه اين روزها فوتبال ايران را تحت الشعاع خود قرار داده.
•••
بزرگترين ضربه منشور اخلاقى زمانى وارد شد كه فيروز كريمى از ممنوعيت فعاليت خود در ليگ برتر به دليل همين منشور سخن گفت. وقتى فيروز كريمى فاش كرد كه به دليل مصاحبه هاى طنز خود از سوى فدراسيون ممنوع الكار شده، نگاههاى منفى به طرح منشور اخلاقى چندين و چند برابر شد. فيروز كريمى محبوب مردم ايران است و مردم با طرحى كه فيروز را از كار كنار بگذارد، اصلاً ارتباط برقرار نمى كنند.
•••
متأسفانه در فوتبال ايران قدم اول هميشه كج گذاشته مى شود. قضيه منشور اخلاقى ۲ گام اول خود را چه با اصلاح ريش بازيكنان و چه با محروم كردن فيروز كريمى به خاطر مصاحبه هاى طنزش اشتباه برداشت. اگر دست اندركاران اين طرح، قصد برقرارى ارتباط مثبت با فوتبال را دارند بايد از محروم كردن فيروز كريمى دست بردارند. اجازه بدهيد احترام ها حفظ شوند. قبل از آنكه اقدامى انجام شود اول به فكر آينده باشيد. با بيرون نگه داشتن فيروز كريمى از ليگ برتر فوتبال ايران «اصلاح» نمى شود. با پخش نشدن تصوير ورزشگاههاى نيمه كاره از برنامه ،۹۰ فوتبال ايران اصلاح نمى شود. امثال فردوسى پور و فيروز كريمى را بايد دوست داشت چون ايرادهاى فوتبال را نشان مى دهند.ساكت كردن يا حل كردن صورت مسأله به قول مرحوم گل آقا كار درستى نيست. به فكر پاسخ دادن به سؤالات يا برطرف كردن مسائلى باشيم كه بايد برطرف شود.
•••
طرح منشور اخلاقى مى تواند نجات دهنده فوتبال رو به اضمحلال ايران باشد. بحث اما اينجاست كه ما نمى توانيم به طرحى اعتماد كنيم كه به قول فيروز كريمى « حرف حق» را بر نمى تابد. اگر منشور اخلاقى كمك مى كند تا بداخلاقى ها برطرف شوند، بايد از آن حمايت كرد. اگر منشور اخلاقى قرار است « صداخفه كن» باشد، به كار نمى آيد. انتخاب با دست اندركاران اين طرح است كه به ما نشان بدهند نجاتبخش هستند يا صدا خفه كن! / ابرار

اندر خدمت و خيانت مشتى تبصره
منشور اخلاقى و حكايت فوتبال ايران
مشنور اخلاقى، حالا حكايت شماره يك فوتبال ايران است. فوتبالى كه در روزگار حذف شدن از جام جهانى به يكباره سرش با منشور اخلاقى چنان گرم شد كه كسى از ديگرى نمى پرسد: راستى چه شد كه به جام جهانى رفتيم؟! منشور اخلاقى، حالا تبديل شده به توتم فدراسيون فوتبال. چيزى كه بايد به آن احترام گذاشت و سمتش نرفت و از آن بى چون و چرا اطاعت كرد كه اگر نكنى، تبعيد مى شوى به ليگ دسته اول.
•••
«آرمانشهر» يا «اتوپيا» آرزوى چند هزار ساله فيلسوفانى است كه دلشان لك زده براى جامعه اى كامل و بى نقص. «آرمانشهر» شايد هزار و يك تعريف داشته باشد اما در حقيقت تنها و تنها يك تعريف ساده براى آن متصور است. «جايى كه در آن همه چيز سر جاى خودش باشد» اين آرمانشهر رويايى هنوز خلق نشده، هنوز ابداع نشده. كسى چه مى داند؟ شايد در طول تاريخ چند هزار ساله بشر، روزگارى هم بوده كه همه چيز سرجاى خودش قرار داشته. امروز اما اينگونه نيست. اصولاً وقتى از خلق يك آرمانشهر سخن مى گوييم، بحث بر سر «ابداع لحظه اى» نيست. بحث بر سر دوام آن است. خردمندان، چشم انتظار آرمانشهرى نيستند كه فقط براى ثانيه اى و لحظه اى دوام بياورد. آنها به بقا فكر مى كنند. به اينكه در آرمانشهرى زندگى كنند كه در آن زيستن، داراى پرارزش ترين مفهوم خود باشد. اين جان كلام آرمانشهر رويايى است.
•••
فوتبال ايران هم اكنون در بحرانى ترين شرايط خود قرار دارد. بحث اصلاً بر سر حذف شدن از جام جهانى يا نتايج نامناسب تيم هاى باشگاهى ما در آسيا نيست. بحث بر سر چيز ديگرى است به نام «وداع با ارزش ها». امروزه فوتبال باشگاهى ايران در متن و بطن خود، خلق كننده كدام حركت اخلاقى است؟ كدام اتفاق اجتماعى، كدام رسالت بزرگ اخلاقى، كدام حركت زيباى انسان را در فوتبال باشگاهى ايران مشاهده كرده ايد؟ بياييد براى ساعتى با هم رو راست باشيم و نقاب ها را از چهره برداريم. فوتبال ايران مايه دستيابى به كدام سعادت بشرى است؟ كدام حركت انسانى در آن پايه گذارى شده؟ اخلاق در كجاى فوتبال بى اخلاق امروز ما به تبلور مى رسد؟ آيا مى توانيم از ياد ببريم يا انكار كننده اين واقعيت تلخ باشيم كه فوتبال ايران نه تنها هيچ شانسى براى رسيدن به آرمانشهر ندارد، بلكه اساساً خود فوتبال تبديل شده به نيمه تاريك آن. يعنى «ضد آرمانشهر». يكبار ديگر با هم مرور كنيم. فوتبال باشگاهى ايران «دولتى- صنعتى- خصوصى» است. خصوصى بودن آن هنوز در اقليت است و زور «دولتى- صنعتى» بر آن مى چربد. فوتبال باشگاهى ايران در اين كه امروز ديده مى شود، با كدام مشخصه هاى دولتى سازگارى دارد؟ آيا «ارزش ساز» است؟ آيا محل تبليغ  ايدئولوژى دولتى است؟ آيا در ذات با دولت سياست هاى آن پيوند دارد؟ آيا فوتبال ايران به ارزش هاى دولتى كه بر سر سفره آن نشسته وفادار است؟ آيا حركت هايى كه در فوتبال باشگاهى دولتى صورت مى گيرد براى خود دولت قابل قبول است؟ برويم در بحث فوتبال صنعتى. فوتبال صنعتى با كدام مشخصه هاى يك صنعت همخوانى دارد؟ يادمان باشد كه از چه حرف مى زنيم. صنعت در ذات سودآور است و به دنبال سودآورى و فوتبال امروز ايران در هيچ شاخصه اى به سودآورى نمى رسد. در فوتبال ايران پول زياد از جيب دولت يا صنعت يا بخش خصوصى خارج مى شود اما خبرى از سودآورى نيست. براى اينكه اساس فوتبال ايران «سودآورى» تعريف نشده. فوتبالى كه در آن نه بليت فروشى مستقل داريم نه حق پخش در خدمت باشگاه اسپاسنرهاى خصوصى و نه تبليغات دور زمين كه در خدمت تيم ها باشد، چگونه و بر چه اساس مى تواند سودآور باشد؟ بياييد با هم رو راست باشيم. به مديران باشگاهى ايران چه اختياراتى مى دهيم كه از آنها طلب سودآورى مى كنيم؟
•••
ما با فوتبالى طرف هستيم كه عمده مخارج آن را دولت مى پردازد و اين پرداخت دولتى، مدتهاست كه از حد و حساب خارج شده. از منظر دولت، چوب خط فوتبال پر شده و حالا موقع حساب پس دادن آن است. اين حساب پس دادن فعلاً در قالب طرحى به نام «منشور اخلاقى» آغاز شده. هشدار و زنهار كه اگر اين طرح نباشد و به موفقيت نرسد، طرح ديگرى در كار نخواهد بود. در فوتبال را تخته مى كنند! دولت به عنوان كسى كه صورت حساب ها را مى پردازند اگر از سرمايه گذارى در ورزش به سود نمى رسد حداقل انتظار دارد كه در حفظ ظاهر و حفظ احترام دولتى، كوتاهى نشود. بحث بر سر سالم سازى نيست. بحث بر سر پنهان سازى هم نيست. بحث بر سر يك چيز ساده است. دولتى كه ساليانه ۲۰۰ ميليارد تومان براى فوتبال هزينه مى كند، امروز حداقل انتظارش اين است كه فوتبال، شهروند سپاسگويى باشد، شاكر و مهربان و بااخلاق. بحث بر سر فوتبال سالم نيست. بحث بر سر ناسالمى است. دولت نيامده كه منجى فوتبال باشد. دولت نمى خواهد فوتبال سياه ايران تبديل شود به فوتبالى سپيد و صددرصد سالم و پاك و پاكيزه. دولت رويايى فكر نمى كند، دولت اما قصد دارد فوتبال ايران حداقل «خاكسترى روشن» شود. حداقل از سياهى ميل پيدا كند به سپيدى. دولت مى كوشد تا فوتبالى كه سالانه ۲۰۰ ميليون تومان برايش خرج دارد را بياورد داخل خط اعتدال. نگاه نكنيم به ريش و سيبيل. بحث بر سر اين چيزها نيست. بحث بر سر پايبند بودن به حداقل هاست.
•••
فوتبال آرمانشهرى نمى خواهيم. فوتبال بسيار پاك و منزه و انسان ساز نمى خواهيم. فوتبال به مثابه يك مكتب اخلاقى كه كارش توليد انسان هاى وارسته و معتكف به نفس باشد، نمى خواهيم. ما فوتبال را همانطور مى خواهيم كه بايد باشد. از ديدگاه اخلاقى، تشويق كننده جوان ها به ميل پيدا كردن به سمت ورزش از ديدگاه اقتصادى، يك صنعت رو به جلو كه اگر هم فعلاً نمى تواند به سودآورى برسد در زيان دادن نيز پيشقدم نباشد بلكه حداقل در اين قضيه به حداقل برسد. از ديدگاه دولتى، كنترل كننده هيجانات ملى و تقويت كننده احساس اعتماد به نفس در شهروندان. «منشور اخلاقى» در اين راه تنها «انتخاب» ماست. اگر با آن كنار نياييم، در فوتبال تخته مى شود. اين حقيقت تلخى است كه دست من و شما نيست.
•••
دو انتخاب داريم. با «منشور اخلاقى» متحد باشيم و بكوشيم تا از آن به عنوان يك اسلحه يا يك اهرم براى تكان دادن فوتبال ايران استفاده كنيم و يا اينكه با آن مقابله كنيم و آخرين شانس براى داشتن فوتبالى سالم را از دست ندهيم.
 
 
 
به اين دچار نشويم
 «ديكتاتورى منشور اخلاقى»
بزرگترين انتقادى كه به طرح منشور اخلاقى وارد مى شود چيزى است كه از آن بيشترين هراس را داريم. اينكه منشور اخلاقى تبديل نشود به ابزارى براى ورود بحث خودى و غيرخودى به فوتبال. قرار بر اين نباشد كه منشور اخلاقى براى فوتبال ايران تصميم بگيرد كه كدام شهروند فوتبال درجه اول است و كدام شهروند فوتبال درجه دوم. بزرگترين چيزى كه در ذهن مخالفان اين تصميم قرار دارد، بحث ديكتاتورى منشور اخلاقى است كه اصلاً و ابداً قابل پذيرش نيست. اينكه با منشورى طرف شويم كه بخواهد به افراد حمله كند، آبروها را از فوتبال كنار بزند و به چيزى تبديل شود كه آخرين مشروعيت باقيمانده را از اين فوتبال بگيرد. اگر قرار بر استفاده ابزارى از منشور اخلاقى باشد ما نيستيم.
•••
برويم سراغ نقد منتقدان فدراسيون فوتبال بايد بپذيرد كه از زمان بسته  شدن نطفه طرح منشور اخلاقى تا به امروز نتوانسته براى آن بسترسازى فرهنگى مناسبى انجام دهد. از روز اولى كه طرح منشور اخلاقى شكل گرفت، رسانه ها عليه آن جبهه گرفتند. اين جبهه گرفتن از آن جهت نيست كه كسى با سالم سازى فوتبال مشكلى داشته باشد. بحث اما بر سر چيز ديگرى است كه اسمش بحث ورود به حريم شخصى افراد است. ما منشور را با حمله كردن به ريش و سيبيل بازيكنان فوتبال شناختيم و اين اصلاً شروع خوبى نبود براى آشنايى با اين پديده. ما حتى با اين قضيه هم شايد مى توانستيم كنار بياييم به شرط آنكه بحث يك بام و ۲ هوايى ريش على دايى و سياوش اكبرپور پيش نمى آمد. ما با منشورى مواجه شديم كه نه تنها قصد ورود به حوزه شخصى شهروندان جامعه فوتبال را داشت بلكه اساساً و عميقاً بين شهروندان تبعيض قائل مى شود. منشورى كه از روز اول به ما شناخته شد منشورى بود كه على دايى را شهروند درجه اول و سياوش اكبرپور را شهروند درجه دوم مى شناخت آن هم به دليل يك پديده واحد. اينكه هردو از ريشى يك شكل استفاده مى كردند! آشنايى ما با منشور اخلاقى خوب نبود ،ما به منشور اخلاقى به چشم يك غريبه غيرقابل اعتماد نگاه مى كرديم نه يك دوست خوب و اين نگاه در اذهان ما باقى ماند.
•••
دومين آَشنايى ما با منشور اخلاقى وقتى بود كه بحث بر سر محروميت بازيكنان و مربيان مختلف بالا گرفت. وقتى نيكبخت يا شيث از حضور در ليگ برتر محروم شدند يا مربيان مختلف بى آنكه اسمى از آنها برده شود، از حضور در ليگ برتر محروم شدند، ترسيديم. دوباره تفكر ترسناك حمله به حريم شخصى افراد آغاز شد. اشتباه اين بار مسئولان اين طرح در اين بود كه تعدادى از مربيان را بدون اعلام رسمى نام و بدون اعلام رسمى جرم محروم كردند تا پشت سر هركسى كه در فوتبال ايران خانه نشين است شايعه اى به وجود بيايد. اسم هاى كوچك شده اى مثل «ف.كاف» باعث شد تا اعتمادها از فوتبال رخت بر بندد در حالى كه مطبوعات مشغول انتقاد از نحوه اطلاع رسانى در اين مورد بودند، اكبر ميثاقيان اولين قربانى اين طرح لقب گرفت. ميثاقيان در حالى كه مشغول عقد قرارداد با مقاومت سپاسى بود، يك دفعه از ميز مذاكره كنار گذاشته شد. در حالى كه شايعه ممنوع الكار بودن او در جامعه فوتبال دهان به دهان مى چرخيد، ميثاقيان به فدراسيون فوتبال احضار شد و بعد از مدتى با امضاى تعهدنامه اى در ليست سپيد قرار گرفت! در حقيقت فدراسيون فوتبال كارى را كه مى توانست در طول ۲ يا ۳ ماه تعطيلى فوتبال انجام دهد هنگامى انجام داد كه به فرصت شغلى پيش آمده براى او آسيب رساند. اين چيزى است كه ما را از منشور اخلاقى مى ترساند!
•••
كسى با منشور اخلاقى مشكل شخصى ندارد. اگر انتقادى از منشور اخلاقى مى شود فقط به اين خاطر است كه نمى خواهيم فوتبال ايران به ديكتاتورى منشور اخلاقى دچار شود كه در آن فرصت هاى شغلى و مالى از افراد گرفته شود. ما همه در فوتبال ايران زندگى مى كنيم و همه از اين فوتبال ارتزاق مى كنيم و همه در اين فوتبال نفس مى كشيم. ديكتاتورى منشور اخلاقى حتى اگر فقط دودش به چشم اكبر ميثاقيان يا فيروز كريمى يا ... برود براى همه اين فوتبال خفقان آور است.
•••
باز هم مى گويم ما با منشور بد آَشنا شديم. به قول آن گانگستر قديمى در آن فيلم اكشن درجه دوى خارجى « ما با منشور در زمانى نامناسب و در مكانى نامناسب آشنا شديم.» كسى با تلاش فدراسيون براى بهبود شرايط فوتبال مشكلى كه ندارد هيچ، همه هم تحسين كننده مسئولان آن خواهند بود اما نه وقتى كه گره اى كه مى شد با دست بازش كرد را با دندان باز مى كنند.
 
 
 
نكات مثبتى كه ناديده مانده است
منشور اخلاقى فى نفسه قابل احترام است و ما هم در باشگاه استقلال- و دوستان در باشگاه هاى ديگر- موظف به اجراى آن هستيم. براى اجراى كردن اين طرح نزد بازيكنان و مربيان نياز به زمان داريم. بدون زمان و برنامه نمى توان روى اين نفرات تأثير مثبت گذاشت. در حقيقت ما با تيمى طرفيم كه بازيكنان آن مدام تغيير مى كنند و اين تغيير كار ما را براى آَشنا كردن آنها با منشور فرهنگى دشوار مى سازد. ما با بازيكنان جديدى طرفيم كه نمى دانيم آيا اين نفرات با منشور آشنا شده اند يا خير.
•••
فوتبال خودش يك بحث فرهنگى است. كدام ارگان فرهنگى در اين كشور توانسته به اندازه فوتبال به جوان ها كمك كند؟ بودجه هاى كلان فرهنگى در اختيار نهادهاى ديگر است و كار فرهنگى دست ماست. ما بايد دست تمام مقام هاى مسئول و دست اندركاران ورزش كشور را فشار دهيم چون آنها از امثال من در جذب جوان ها موفق تر هستند. سختگيرى كليد جذب نيست. پيغمبر اكرم(ص) مى فرمايند: « خداوند به باطن بنده نگاه مى كند نه به ظاهر آن» ما بايد به باطن آنها توجه كنيم نه به ظاهر. آقاى واعظى آشتيانى مديرعامل باشگاه استقلال حرف خوبى زد. اينكه اين مشكل به تمام نهادهاى فرهنگى مربوط است نه فقط به يكى. ما در باشگاه استقلال تمام برنامه هاى فرهنگى خود را تحويل مديرعامل داده ايم و با تأييد ايشان امسال در اين قضيه پيشتاز تيم هاى ديگر خواهيم بود. بخشى از اين برنامه شامل راه اندازى مركز مشاوره جهت تبادل نظر و حل مشكلات روحى و عاطفى و اجتماعى ورزشكاران مى شود.بخش ديگر كار ما شناسايى و تجليل از برترين هاى اخلاقى به شكل مستمر است كه مى تواند تشويق كننده باشد.برنامه هاى ديگرى هم داريم كه به زودى مطرح مى كنيم. كلاس هاى آموزشى جذابى داريم كه مى تواند به بازيكنان ما كمك كند.
•••
نكات مثبت طرح منشور اخلاقى بسيار بيشتر از نكات منفى آن است اما اين نكات منفى فعلاً برجسته شده اند. كاش مى شد با پرهيز از بعضى سختگيرى ها روى نكات مثبت اين طرح مانور بيشترى داده مى شد./ •احمد مالك
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/13
| لینک ثابت

  از راهکار مقطعی تا راهکار قطعی برای کاهش فساد اقتصادی

ایجنت‏ها جای دلالان را در سفره فوتبال دولتی ایران بگیرند

در روزهای اخیر در حالی شواهد و قرائن از عزم دستگاه‏های مسئول خارج از فدراسیون فوتبال برای برخورد با مباحث مربوط به فساد اقتصادی موجود در فوتبال حرفه‏ای ایران خبر می‏دهد که برخی مدیربرنامه‏های بازیکنان مطرح نیز به اتهامات متعدد در میان اشخاصی قرار دارند که بحث برخورد با آنها مطرح است. با این حال بررسی‏های اولیه نشان می‏دهد که اکثر مضنونین یا متهمین مدرکی برای حضور در فصل نقل و انتقالات و جابجایی بازیکنان و مربیان که طبق قوانین فیفا به شکل رسمی تنها توسط کارگزاران رسمی بازیکنان (Players' Agent) مجاز است، دراختیار ندارند و تنها به شکل غیرمجاز به واسطه گری می‎پردازند.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ با افزایش منابع مالی که به رقابت‏های حرفه‏ای فوتبال ایران توسط حوزه‏های صنعتی کشور به واسطه تیم‏های فوتبال وابسته به ایشان تزریق شد، شاهد شکل گیری شبکه‏هایی از واسطه‏ها در فوتبال بودیم و فضای فوتبال ایران ظرفیت فعالیت بیش از چند دلال شناخته شده را به دست آورد و در این میان همزمان با راه‏اندازی رسمی لیگ حرفه‏ای فوتبال با الگوبرداری ناقص از سایر کشورهای آسیایی در جهت ارتقاء سطح حرفه‏ای این رشته که 9 سال از عمرش می‏گذرد، واژگان جدیدی نیز به فضای نقل و انتقالات ورود پیدا کرد که یکی از آنها مدیربرنامه بود.

در این بین با شدت گرفتن فضای ظاهری فوتبال حرفه‏ای و بستن شدن قراردادهایی تا مرز یک میلیون دلار برای یک سال در لیگ میان باشگاه‏ها و مربیان یا بازیکنان و مشکلاتی که عدم وجود قوانین مدون و یا خلاء های موجود در قوانین برای بخش‏های مختلف حاضر در لیگ به وجود آورد، باعث شد تا مسئولان امر بالاجبار با تکیه بر قوانین نقل و انتقالات تدوین شده توسط فیفا، درصدد تدوین دوباره و یا تکمیل قوانین خود برآیند که صرفاً این اصلاح قوانین متوجه نقل و انتقالات فوتبال نیز نبود و تلاش شد ضعف‏های قانون‏گذاری پیرامون تعریف ماهیت حقوقی همه جانبه‏نگر برای بخش‏های مختلف فوتبال حرفه‏ای از جمله چهارچوب قانونی حاميان مالی، روابط باشگاه‌ها با ورزشكاران و مسئوليت‌های مدني و كيفری تمامی طرفین دخیل در لیگ حرفه‏ای برطرف شود که با وجود تلاش‏های صورت پذیرفته برای قانون‏گذاری مبتنی بر قوانین بین‏المللی فوتبال، تنها مرتفع شدن بخش‏هایی خلاهای قانونی مشهود بوده و همچنان ضعف‏های چشمگیری در قوانین وجود دارد که عمدتاً چوب این مسائل را ورزشکاران می‏خورند.

یکی از ضعف‏های مسلم در قوانین نقل و انتقالات امکان عدم اعلام شفاف و یا قراردادهای سفید امضاء است که یا قرارداد کلاً فاقد مبلغ مشخص است و یا در قرادادی دویا سه ساله تنها رقم قرارداد سالل نخست تعیین می‏شود و برای دو سال بعدی مقرر می‏شود به صورت توافقی رقمی تعیین و وارد شود که این سبک عقد قرارداد نه تنها توسط فیفا مورد تایید نیست، بلکه برطبق قوانین داخلی نیز در همان بدو عقد قرارداد باطل است، چرا که بر اساس قوانین موجود یکی از اجزاء قرارداد مبلغ آن است و معامله‏ای که در آن رقم قرارداد مجهول یا مبهم بوده باشد، غرری بوده و از درجه اعتبار ساقط است.

البته به همان میزان که این ضعف‏های قانونی، بازیکنان فوتبال را دچار مشکل سازد، ناآگاهی‏شان از قوانین موجود برای آنها دردسرساز می‏شود که متاسفانه هنوز این قوانین به صورت جامع و قابل فهم توسط ورزشکاران در یک کتابچه نگنجانده شده و بسیاری از بازیکنان از حقوق اولیه‏شان تا مدت‏ها پس از ورود به لیگ‏های دسته یک و برتر بی‏اطلاع هستند و همین بی‏اطلاعی زمینه مناسبی برای سوء استفاده وسیع از ایشان را فراهم می‏آورد و همین امر در برخی موارد گریبان مدیران باشگاه‏ها را نیز می‏گیرد و ایشان را نیز متضرر می‏سازد.

کارگزاران رسمی فیفا که از آنها با لفظ Players' Agent یاد می‏شود، یکی از امکان‏هایی هستند که می‏توانند علاوه بر هموارسازی رویه‏های قانونی، به مراتب از اشتباهات مربیان و بازیکنان که منجر به متضرر شدن باشگاه‏های فوتبال می‏شود، بکاهند و با جذب قراردادهای تبلیغاتی برای بازیکن و پیگیری امور مالی و حقوقی نقش یک مدیربرنامه برای بازیکنان ظاهر شوند و البته در قبال فعالیت‏ها‏شان با بازیکنان که می‏بایست تماماً رسمی و در چهارچوب قراردادهای مالی بگنجد، پاسخگو باشند.

کارگزاران علاوه بر این در میزان رشد جایگاه یک بازیکن یا مربی که مستقیماً در قیمت آن بازیکن تاثیرگذار است، نقش دارند، به گونه‏ای که یک کارگزار کاربلد فیفا، می‏تواند با گذشتن از قدری سود، یک بازیکن را به باشگاه‏های بزرگ‏تر بفرستد و با نگاهی بلندمدت در پی سوددهی چند برابر یک بازیکن باشد و یا برخلاف این عمل کرده و با تکیه بر سود مقطعی، آینده حرفه‎ای یک بازیکن را به تباهی بکشاند و در این زمینه نقش عملکرد مربی و یا بازیکن نیز به طرز چشمگیری قابل تاکید است. از موفق‏ترین کارگزاران فیفا می‏توان به جورج مندس مدیر برنامه کریستیانو رونالدو و خوزه مورینیو اشاره کرد که در فوتبال اروپا به عنوان یک کارگزار پاسخگو و معتمد شناخته شده است.

یکی از مسائلی که کارگزاران رسمی فیفا را از یک دلالان و واسطه‏ها مجزا می‏سازد همین بحث پاسخگویی است، چرا که تنها زمانی که یک مدیربرنامه احساس کند در صورت تخلف و زیرپا گذاشتن قوانین، امکان مجازات و یا ممنوع ‏الفعالیت شدنش از سوی FIFA وجود دارد، تن به اجرای بند به بند قانون می‏سپارد و در کشوری همچون ایران که فوتبالش با خلاءهایی مورد اشاره راه گریز از قانون را در بسیاری اوقات بازگذاشته، نصفه و نیمه تن به این قوانین می‏دهند.

کثرت یا قلت agent در فوتبال هر کشور چند پیغام مشخص می‏تواند داشته باشد که اگر از پیغام نخست تحت عنوان قانونمداری به عنوان محور فوق‏الاشاره عبور کرد، به میزان فساد مالی در فوتبال هر کشور که رابطه تنگاتنگی با ساختارهای حقوقی فوتبال هر کشور دارد به عنوانه پیغام دوم اشاره دارد و به همین دلیل برخی کشورهای جهان که از فوتبال وسیع تری نسبت به ایران برخوردارند اما از ساختاری حقوقی ضعیف تری در این حوزه بهره می برند، از کارگزاران رسمی کمتری برخوردارند و بالعکس نیز صادق بوده و کشورهایی وجود دارند که با وجود برخورداری از فوتبال محدودتر، از ایجنت‏های بیشتری بهره می برند.

از دیگر علل تاثیر‏گذار در میزان کمی و کیفی فعالیت کارگزارن فیفا در هر کشور، می‏توان به سطح حرفه‏ای گری و فراگیری فوتبال در کشورهای مختلف و همچنین میزان سرمایه‏گذاری اقتصادی در فوتبال هر کشور اشاره کرد و به همین دلیل برخی کشورهای اروپایی همچون ایتالیا، اسپانیا و انگلیس بیشترین حجم agent را به خود اختصاص داده‏اند. یکی دیگر از عواملی نیز که می‏تواند به توسعه کارگزاران فیفا در یک کشور کمک کند و بازدهی مالی برای آن کشور نیز به همراه داشته باشد، فوتبال‏خیز بودن هر کشوری است، به شکلی که نیجریه علی‏رغم آنکه از فوتبال حرفه‏ای در سطح اروپا برخوردار نیست اما با تکیه بر تعداد کارگزاران رسمی، جزو ده کشور نخست تلقی می‏شود.

در حال حاضر مجموعاً 4888 کارگزار نقل و انتقال بازیکنان مورد تایید فیفا در 136 کشور جهان به نقل و انتقال بازیکن می‏پردازند که ایتالیا با 563، اسپانیا با 558، انگلیس با 380، برزیل با 267، آلمان با 259، فرانسه با 206، آرژانتین با 166، نیجریه با 120، هلند با 111 و روسیه با 98 ایجنت رسمی، ده رتبه نخست را به خود اختصاص داده‏اند و با مقایسه شاخصه‏های قانونمداری، سلامت اقتصادی، فوتبال خیزی و حجم سرمایه‏گذاری و توسعه‏یافتگی مالی می‏توان دریافت که میزان رشد این شاخصه‏ها دقیقاً با تعداد agent در این کشورها یک رابطه مستقیم دارد.

در فوتبال ایران به عنوان یکی از مهدهای دلالان و واسطه‏ها با توجه به این مسائل در حالی تنها 16 ایجنت رسمی مشتمل بر 14 ایجنت مرد و 2 ایجنت زن وجود دارد که برخی از آنها نیز تنها ملیت‏شان به عنوان ایرانی در سایت FIFA ثبت شده و عملاً به نقل و انتقال بازیکن (Transfer) در خارج از کشورمان می پردازند که این محدودیت نیز سطح پایین شاخصه‏های قانونمداری، سلامت اقتصادی، فوتبال خیزی و حجم سرمایه‏گذاری و توسعه‏یافتگی مالی را در مستطیل سبز ایران متذکر می‏شود تا با قدری نگاه عمیق‏تر بتوان دریافت ریشه‏های لطمه وارد شدن به فوتبال ایران در چه بخش‏هایی نهفته است.

با این وجود نباید فراموش کرد که صرفاً تغییر نام دلال به ایجنت با شرکت در آزمون دشوار فیفا و قراردادن وثيقه مالی نزد فدراسیون ایران، دلیلی بر رفع مشکلات اساسی فوتبال کشور نمی‏شود و تا زمانی که نظامات قانونی مشخص این الزام را به وجود نیاورد که یک مدیر برنامه‏ به حق خود که طبق قانون 10درصد قراردادهاست قانع باشد و بعضاً به شکل غیررسمی تا 90 درصد قرارداد یک بازیکن را تصاحب نکند، مشکلات همچنان پابرجا خواهد بود.

بر این مبنا علاوه بر آنکه بايد قوانین مربوط به به گونه‌اي نقل و انتقال بازیکن (Transfer) به گونه‏ای اصلاح و تنظيم شود كه تنها agent رسمی امکان فعالیت داشته باشد، باشگاه‏ها نیز می بایست به ایجنت‏ها به عنوان منابع رسمی نقل و انتقالات که حق پیگرد آنها در صورت تخلف از قوانین وجود دارد، گرایش نشان دهند تا عملاً چرخه فعالیت دلالان که صرفاً با تکیه بر رسانه‏ها یا ارتباطات ناسالم، در یک فصل میلیاردها تومان از پول بیت‏المال را به جیب می‏زنند محدود گردیده و به سمت محذوف شدن نزدیک شود.

در این میان باید به این مسئله نیز نیم نگاهی داشت که مدیربرنامه‏های دارای مدرک Players' Agent نیز تماماً چهره‏هایی با سلامت بالا نیستند و حتی لزوم برخورد با برخی از ایشان که سبقه‏های بدی از ایشان مجود است، وجود دارد اما در هر صورت تنها راهکار موجود برخلاف نقل و انتقالات قانونی بکارگیری ایجنت‏های دارای بیشترین سلامت در فوتبال حرفه‏ای ایران است که البته نظارت مستمر بر فعالیت‏های این اشخاص در مباحثی همچون صحت رزومه‏های مربیان و بازیکنان اعلام شده به باشگاه‏ها که برحسب آن رقم قرارداد بازیکنان و دیگر مباحث جزو ضروریات برای حفظ همین میزان سلامت مدیربرنامه‏ها می باشد.

به طور حتم با شدت گرفتن روند برخورد با دلالان، علاوه بر آنکه فضای فعالیت و گرایش تمامی بخش‏های فوتبال اعم از باشگاه‏ها، مربیان و بازیکنان به فعالیت بر مبنای ضابطه‏های قانونی، نقش Players' Agent در ایران پررنگ‏تر خواهد شد و به همین دلیل قطعاً شاهد افزایش تعداد کارگزاران رسمی ایران در فصل نقل و انتقالات خواهیم بود و این اتفاق شروعی قابل قبول برای بهبود سطح سلامت اقتصادی در فوتبال چند صد میلیارد تومانی ایران خواهد بود.

با این حال بی‏شک زمانی سلامت فوتبال ایران به بالاترین سطح خود خواهد رسید که سفره فوتبال دولتی جمع شده و باشگاه‏های کاملاً خصوصی در سطوح لیگ‏های برتر و دسته یک فوتبال فعالیت داشته باشند، چرا که مدیری که قرار است بین 3 تا 10 میلیارد تومان از بودجه دولت را صرف خرید بازیکن، مربی و برنامه‏ جانبی نماید، نه تنها از حضور دلالان در دفترش استقبال کرده، بلکه بعضاً به آنها احکام مشاوره داده و خود سهمی از دلالی نقل و انتقال بازیکن به دست می‏آورد و این نقطه است که فوتبال ایران را با از هستی ساقط می‏کند و ستاره‏هایی می سازد که یک پنجم ارزش‏گذاری مالی، ارزش فنی ندارد.

 

داستانی عجیب در اردوی تیم ملی فوتسال در برزیل/هشت هزار دلار گمشده

با پيگيري‌هاي بهروان و تماس‌هاي مكرر وي با سازمان تربيت‌بدني قرار شده بود تا 15هزار دلار به تيم‌ملي حواله شود اما اتفاقات روز گذشته چيز ديگري بود آنطور كه مسئولان تيم‌ملي از تهران باخبر شدند تنها 7هزار دلار از اين پول را قرار بود فدراسيون براي ايران حواله كند كه فوق‌العاده تعجب‌آور بود و مشخص نبود مابقي از فاصله سازمان تربيت‌بدني تا فدراسيون چه سرنوشتي پيدا كرده است! با اين حال در بي‌پولي تيم‌ملي 7هزار دلار هم غنيمتي به شمار مي‌آمد و البته باز همين مبلغ هم تا عصر پنجشنبه به برزيل حواله نشد! شمس در تماسي با سفير ايران در برزيل ريش گرو گذاشت تا فعلا چنين مبلغي به ايران داده شود و در ادامه فدراسيون آن را به حساب سفارت حواله كند. بهروان پيش از بازي ايران مسافت دو و نيم ساعته گويانا تا برازيليا، محل سفارت ايران، را مسافرت كرد تا توانست اين مبلغ را دريافت كند./ دنیای فوتبال


چرا امير قلعه نويي در سپاهان موفق نمي شود

سنگ وشیشه

دوست و دشمن در کنار يکديگر قرار گرفته اند. تماشاي امير قلعه نويي روي نيمکت سپاهان اصفهان تناقض بزرگي را در ذهن به وجود مي آورد. رقابت نه چندان دوستانه او و تيم اول اصفهان حدود 6 سال پيش کليد خورد و سال به سال بيشتر اوج گرفت.

به نوشته قدس؛ براي سپاهاني ها شکست دادن تيمهاي قلعه نويي اهميت و شيريني ديگري داشت و رفتار سرمربي امروز سپاهان هم در تقابل با اين تيم همواره به گونه ديگري بود.

دشمن‏هاي قديمي ظاهراً زندگي مسالمت آميزي را در کنار يکديگر آغاز کرده اند، اما آيا اين مسير تا پايان بدون خطر و مرور خاطرات ناخوشايند گذشته پيش خواهد رفت؟

احتمال موفقيت امير قلعه نويي در سپاهان به دلايل گوناگون کمتر از درصدي است که براي شکست او در نظر گرفته مي شود. دو خط موازي برخلاف اصول رياضيات اين بار به هم رسيده اند و خطر اصطکاک اين دو، هر دو طرف را تهديد مي کند.

1 - تمام قهرمانيهاي امير قلعه نويي در دوران مربيگري اش در استقلال خلاصه مي شود. هر چند اين مربي در مس کرمان و استقلال اهواز هم نتايج قابل قبولي به دست آورد، اما در همان برهه ثابت کرد بدون تکيه به هياهوي چند 10 هزار نفري سکونشين ها توان حمله به اهداف بزرگ را از دست مي دهد.
قلعه نويي براي تکرار قهرماني به اصفهان رفته، اما اينجا ابزار مهمي مثل ورزشگاه پر از تماشاگر و رسانه هايي که همه چيز را زير ذره بين مي برند را در اختيار ندارد.

2 - تجربه نشان مي دهد، هواداران سپاهان تعصب خاصي به نيروهاي بومي و محلي دارند. آنها پس از راهيابي به فينال ليگ قهرمانان آسيا با لوکا بوناچيچ ايرادهايي را به اين مربي وارد مي دانستند و زماني که پس از سالها با سرمربيگري فرهاد کاظمي در سطح کشور صاحب عنوان شدند همچنان نگاه ترديدآميزي نسبت به اين مربي داشتند.

اما همين هوادار سختگير با حسين چرخابي گمنام شايد به دليل لهجه تند اصفهاني اش کنار مي آيد و پس از نتايج ضعيف، او را مورد حمله قرار نمي دهد. اين فضا براي امير قلعه نويي سنگينتر هم خواهد بود. همو که سالها رقيب سپاهان بوده و هوادار اصفهاني خوب مي داند چون فضاي کار در تهران را از دست داده عازم سپاهان شده است.

3 - ميزان محبوبيت امير قلعه نويي در ميان هواداران سپاهان چيزي نزديک به زير صفر است. شايد امروز که او سرمربي سپاهان شده؛ اين وضعيت کمي تعديل شود، اما آيا به محض بروز اولين ناکامي ها، آتش از زير خاکستر زبانه نخواهد کشيد؟

سپاهاني ها در مصاف با تيمهاي قلعه نويي همواره با کوشش و جديت خاصي عليه او شعار مي دادند و اين مربي همان کسي است که بارها در جريان بازي با سپاهان از کنار زمين اخراج و با مسؤولان و مديران سپاهان درگير شد.

4 - رقابت ميان فوتبال اصفهان و تهران از دومين دوره برگزاري ليگ حرفه اي که طي آن سپاهان و ذوب آهن قهرمان ليگ و جام حذفي شدند، اوج گرفت. سپاهان جامهايي که معمولاً نصيب استقلال و پرسپوليس مي شد، نشانه رفته بود و امير قلعه نويي به عنوان سرمربي وقت استقلال سردمدار موجي بود که اين جريان را بر نمي تابيدند.

جمله معروف او که بارها و بارها تکرارش کرد، سرآغاز دشمنيهاي طرفين بود: در فوتبال ايران هيچ قطب جديدي به وجود نيامده، بلکه مسؤولان با تضعيف استقلال و پرسپوليس باعث قدرت گرفتن سپاهان شدند.

5 - امير قلعه نويي در استقلال اغلب به سانتر از جناحين اصرار داشت و بندرت تاکتيک غالب خود را تغيير مي داد. به همين دليل در تيم او مهاجمي مثل رضا عنايتي به اوج رسيد و علي سامره راه به جايي نبرد. اما سپاهان سالهاست با وجود بازيکناني مثل نويدکيا و محمود کريمي در عمق فوتبال بازي مي کند و بخش مهمي از موفقيتهايش را مديون همين مسأله است.

تجربه نشان مي دهد، قلعه نويي اهل ايجاد تغيير در تفکراتش نيست و اين يعني سپاهان ناچار به فاصله گرفتن از اصل خواهد بود. تغييرات تاکتيکي وسيع معمولاً تبعات گسترده اي را به دنبال دارد و حداقل اينکه در اولين سال به قهرماني و حتي موفقيتهاي مقطعي ختم نمي شود.

6 - چه کسي است که نداند امير قلعه نويي درصدد بازگشت به استقلال است و چه کسي است که نداند هواداران تيمي با ويژگيهاي سپاهان چنين نگاه تحقيرآميزي به تيمشان را بر نمي تابند.
 
 
سقوط آزاد فوتبال ایران             - امیررضا خادم
 
متولیان ورزش و فوتبال کشور خیلی خوش شانس بودند که راه نیافتن تیم ملی ایران به جام جهانی فوتبال 2010 آفریقای جنوبی همزمان شد با مناقشات پیش آمده در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری.

تجارب گذشته در ورزش ما نشان مي‌دهد، در اتفاقاتي به مراتب کوچکتر و قابل تحمل‌تر از حذف غيرمنتظره تيم ملي فوتبال کشور، سروصدا‌ها و اعتراضات ناشي از عدم توفيق در يک رويداد بين‌المللي، واکنش‌هاي اجتماعي بسيار جدي‌تري را به همراه داشته و متوليان امر مجبور به پاسخگويي به مراجع گوناگون و از همه مهمتر افکار عمومي مي‌شدند. حتما اتفاقات متاثراز حذف تيم ملي فوتبالمان درجام جهاني آلمان درسال 2006 را به خاطرداريد.

تيم ما به آن خاطر با سنگين‌ترين انتقادات مواجه شد که ازپس تيم‌هاي بزرگ و پرستاره‌اي مانند مکزيک و پرتغال برنيامد و از گروه خود صعود نکرده بود.

اين عدم توفيق درآن زمان حواشي متعدد و متنوعي را به همراه داشت. يکي از آنها برکناري مسئولين فدراسيون بود که البته خود قبل از رقابت‌ها از فدارسيون اعلام کناره گيري کرده بودند اما متوليان سازمان ورزش با تصورکسب وجهه عمومي و به قول معروف، موج‌سواري بر انتقادات موجود در سطح جامعه، بلافاصله پس ازبه صدا درآمدن سوت پايان آخرين بازي تيم ايران درآلمان، حکم عزل رئيس فدراسيون را صادرنموده و با همين حرکت ناشيانه، حاشيه‌اي دوساله را براي فوتبال کشور رقم زدند!

اما در حال حاضر درشرايطي که به نظرمي رسيد با توجه به تقسيم تيم‌هاي آسيايي در دو گروه و امکان صعود 5 تيم از ميان 10 تيم به جام جهاني و علاوه بر همه اينها به دست آوردن قرعه‌اي مناسب،صعود تيم ايران قطعي باشد،تيم ما شکستي سنگين را پذيرفت اما شاهد ايجاد اعتراضاتي گسترده و همه‌گير در سطح عمومي جامعه نيستيم و به نظر مي‌رسد روزنامه‌هاي ورزشي هم چندان محل رجوع مردم و پيگير مسائلي که موجب اين سقوط آسانسوري شده، نيستند...

در اين نوشتار با توجه به نبود فضايي هيجاني که معمولا باعث بروز رفتارها و تحليل‌هاي احساسي و گاه غيرمنطقي مي‌شود، قصد برآن است تا فهرست‌وار، به اختصار و از منظر مديريتي، موضوع عدم راهيابي مان به جام جهاني را مورد بررسي قرار داده و زمينه‌اي براي طرح مباحث کارشناسي جدي تر دراين حوزه رافراهم آوريم.

1. انتخابات رياست فدراسيون فوتبال
در ابتدا و پس از تصويب اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال، شخص رئيس سازمان تربيت بدني بنا به دستوررئيس جمهور(بنابه اظهارات رئيس سازمان) قصد کسب کرسي رياست فدراسيون را داشت.

اين اقدام با مخالفت‌هاي عمومي و موانع بسياري روبرو شد و در نهايت، زماني که امکان تحقق اين هدف فراهم نشد، سازمان تصميم به انتصاب فردي در راس فدراسيون گرفت که بيشترين هماهنگي و همراهي را با سازمان داشت...

علي کفاشيان، دبيرکل وقت کميته ملي المپيک، در آستانه بازي‌هاي معظم المپيک، رئيس فدراسيون فوتبال نيز شد و نتايج ورزش ما در المپيک...!

2. مديران موفق دريک رشته و متزلزل در رشته ورزشي ديگر
آيا مي‌دانيد دووميداني ما تقريبا بخش عمده‌اي از داشته هايش را مديون دوران مديريتي کفاشيان است؟

و اين را که حتما مي‌دانيد، واليبال نيز مديون تلاش‌هاي محمد يزداني خرم است.

اين مديران در شرايطي که بيشترين خدمت را به رشته‌هاي کم مخاطبي مانند واليبال و دو وميداني کرده‌اند امروز به نظر مي‌رسد با مشکلات بسياري در رشته‌هاي پرطرفداري مانند فوتبال و کشتي روبروهستند.مي دانيد چرا؟!

چون آنها از آن دست مديراني هستند که توفيقشان در گرو کار در محيطي کم‌مخاطره و در اختيار داشتن زمان کافي براي انجام مرحله به مرحله امورتا سطح به بارنشستن نهالي ست که چندين سال نيازمند مراقبت و محيطي کم‌تنش براي ثمردادن است.

اما شيوه مديريت در رشته‌هايي مانند فوتبال و کشتي که مردم با برد و باخت آنها زندگي مي‌کنند تفاوت‌هاي بسياربا نوع مديريت درشرايط طبيعي و کم‌استرس داشته و نيازمند پاسخگويي کوتاه مدت به افکار عمومي و جامعه است، از اين رو مديرفعال دراين حوزه بايد بداند با وعده به آينده نمي‌توان اميدوار به تحقق اهداف، و ساري و جاري شدن شيوه مديريتش باشد و در مسير ارتقاي جايگاه آن رشته کارارزشمندي ارائه دهد...

3. رفتار و شيوه مديريتي رئيس فدراسيون
کفاشيان پس از انتقال از فدراسيون دووميداني به سازمان تربيت بدني و انتصاب به عنوان معاونت فني اين سازمان، تغييري جدي در شيوه رفتارمديرتي‌اش ايجاد شد و از سطح يک مدير مقتدر و خلاق به يک مجري گوش به فرمان و مطيع تغيير روش داد. (البته اين تغيير را درهمان زمان که من مسئوليت فدارسيون کشتي را به عهده داشتم، متوجه شدم.) اين شيوه مديريتي را به وضوح در دوران دبيرکلي کميته ملي المپيک وي نيز مي‌توان مشاده کرد.

انتخاب چنين شيوه‌اي براي پيش برد امورپس از مدتي به نظرمي رسد جزء خصلت‌هاي او شده و نمي‌توان درجايگاه جديد يعني رياست فدراسيون فوتبال نيز او انتظار ديگري داشت.

کفاشيان امروز بيش ازاينکه نقش رئيس فدراسيون را بازي کند، در قواره دبيري فدراسيون و مجري منويات ( اکثرا غيرکارشناسي و مضر) سازمان تربيت بدني و...! است و کمتر مي‌توان در حوزه‌اي شاهد حرکتي اساسي و جدي از او درمقابله با مسائل اساسي فدراسيون بود.

اين شرايط به حدي شفاف و روشن است که به جرات مي‌توان ادعا کرد مهدي تاج که سمت نيابت فدراسيون را دارد به مراتب مدبرانه تر، منطقي‌تر و هوشمندانه‌تر از رئيس فدراسيون رفتارمي کند و حتي اگر او و ديگر اعضاي هيات رئيسه فدراسيون نيزمتاثراز رفتار رئيس فدراسيون مطيع فرامين مراجع ديگرباشند اما به هرشکل، نوع برخورد بيروني مهدي تاج بسيار آبرومند انه تر به نظرمي رسد...

4. انتخاب سرمربيان تيم ملي و نقش رئيس فدراسيون
امير قلعه نوعي، علي دايي، محمد مايلي کهن، افشين قطبي، مردان ارزشمند فوتبال و ورزش کشور بوده و هستند که هر يک به فراخور شرايط، با اهدافي غير ورزشي آورده و با اميالي غيرفني حذف شدند.

هر کدام از آنها نه آوردنش بار کارشناسي قابل اعتنائي داشت و نه تعويض و يا نيامدنش بر پايه منطقي مديريتي و فني استوار بود. بجاست که در يک برنامه کارشناسي با حضورمسئولين فدراسيون فوتبال ازآنها فقط يک سوال پرسيده شود: شما درحوزه مديريتي انتصاب، عدم انتصاب و برکناري اين افراد در کجاي بازي قرار داشته ايد؟!...

5. آيا قطبي بهتر از دايي عمل کرد؟
يک واقعه غيرقابل محاسبه و اثبات در سيستم مديريتي و عملياتي مختص ايرانيان رايج است که براساس آن ما هميشه ايام در تنگناها و شرايط خطير خالق شگفتي بوده ايم.

شواهد بسياري در اين زمينه وجود دارد که شايد بزرگترين آن حماسه هشت سال دفاع مقدس باشد که شيوه ايستادگي و رشادت جوانان بي بهره ازتجربيات و آموزه‌هاي نظامي ما در مقابل دنيايي ازتسهيلات و دانش و توان دشمن بر پايه هيچ تفکرسيستماتيک و فني قابل محاسبه نبود اما جنگيديم و پيروز واقعي ميداني نابرابر بوديم. از اين دست اتفاقات در دنياي ورزش نيزبه وفور رخ داده که حادثه ملبورن 1997 و صعود عجيب و باورنکردني فوتبال ما دراستراليا يکي از آنها ست.

بعد از نتايج دور از انتظار تيم ملي فوتبال ما در 5 بازي نخست با رهبري علي دايي، ما بيش ازيک ماه زمان براي بازسازي خود و آناليز وضعيت تيم ملي‌مان در اختيار داشتيم، سرمربي تيم ملي تغييرکرد و چند روزي مايلي کهن و سپس قطبي سکان تيم ملي را به دست گرفتند.

سه بازي سرنوشت سازداشتيم و حداقل نيازمند 7 امتياز از 9 امتياز ممکن بوديم، اما 2 مساوي و يک برد و مجموعا 5 امتياز حاصل کار ما بود. حال سوال اينجاست که با توجه به جميع جهات آيا مي‌توان تغيير در کادر فني را که با هدف وارد کردن شوک به تيم براي ايجاد حرکت و خلق شگفتي اتفاق افتاد را موفق دانست؟

بازي نخست ما با کره شمالي بود.کره‌اي که درطول تاريخ هيچ گاه برنده ما نبوده و در بازي رفت نيز در تهران با يک باخت بدرقه شده است. نياز کره اي‌ها به حداقل يک امتياز از اين بازي، وجود ذهنيتي منفي نسبت به عدم توفيق کامل آنها در مقابل ايران دو عاملي بود که باعث شد کره شمالي در زمين خود دست به ريسک نزده و به همان يک امتياز راضي باشد اما ما نيازبه هرسه امتياز داشتيم. دربازي رفت و همچنين در هميشه تاريخ مواجهه دوتيم، ما موفق بوده ايم پس بايد به آب و آتش مي‌زديم، ولي نزديم و به يک امتياز قانع شديم به اميد بازي‌هاي بعدي.

در تهران ميزبان امارات بوديم و امارات که از کل بازي‌هايش تنها يک امتياز آن هم از ما کسب کرده بود و اميدي براي صعود نداشت و بايد درتهران هم بازي مي‌کرد،تقريبا حريفي جدي نبود و ما هم با حداقل فاصله يعني يک گل، 3 امتياز بازي را کسب کرديم.

بازي آخر در سئول، بازي سرنوشت سازي بود که براي کره اي‌هاي صعود کرده جنبه تشريفاتي داشت. آنها تنها به فکرحفظ اعتبارخود بودند و ما سرنوشتمان به اين بازي بستگي داشت. چه کرديم؟ در زمان قابل توجهي ازبازي به خصوص درنيمه اول، زمين و بازي در دست کره‌اي‌ها بود و درنيمه دوم نيزنتوانستيم ازگل پيروزي بخش مان حفاظت کنيم...

کوتاه سخن آنکه به واقع و در يک محاسبه سرانگشتي بايد اعتراف کرد که جايگزيني افشين قطبي با همه توانمندي هايش ارزش دست زدن به ترکيب جوان و تازه‌کار قبلي را نداشت و قطعا اين آوردن‌ها و بردن‌هاي امثال دايي و قلعه نوعي ضربات مهلکي به کالبد ورزش و فوتبال مي‌زند و ثمره‌اي که نداشته هيچ، بايد معترف بود متضرر نيز شده ايم.

در نهايت بايد عنوان کرد، فدراسيون فوتبال با مديريت علي کفاشيان که شخصا علاقه خاصي به ايشان دارم (البته نه از نوع ابراز علاقه‌هاي مطروحه در مناظرات تلويزيوني کانديداها!) عليرغم تمام توانمندي‌هاي شخص رئيس فدراسيون و هيات رئيسه، تا زماني که استقلال راي و برش کاري نداشته باشد و متاثر از تصميمات و اوامر صادره از مراجع ديگر باشد، وضعيتي بهتر از اين نداريم و شاهد شرايطي غيرقابل تصور چون حذف تيم‌هاي ملي و باشگاهي و سقوط اعتبار فوتبالمان خواهيم بود.
 
 
 
مايلى كهن با ۲۰ امتياز ديگر، محروم است
ابرار؛ بزرگترين ايرادى كه به منشور اخلاقى وارد مى شود اين است كه فقط گردن غيرخودى ها را مى گيرد كه در مورد قضيه على دايى و سياوش اكبرپور به اندازه كافى به آن پرداختيم.

پنجشنبه اما يكى از مسئولان طرح منشور اخلاقى با رد قاطع اين قضيه تأكيد كرد كه مقررات منشور شامل حال همه مى شود و هيچكس مقابل آن مصونيت ندارد.

اين مقام مسئول تأكيد كرد كه محمد مايلى كهن سرمربى سايپا هم اكنون ۱۳۰ امتياز منفى دارد و اگر ۲۰ امتياز ديگر كسب كند نمى تواند در ليگ برتر مربيگرى كند.

درحقيقت مايلى كهن با اولين مصاحبه داغ يا بيانيه جديد خود، ۲۰ امتياز منفى را خواهد گرفت و از مربيگرى در ليگ برتر محروم خواهد شد.با اعلام اين قضيه مى توانيم اندكى به منشور خوشبينانه تر نگاه كنيم. حداقل اين منشور براى همه اجرا مى شود.
 
 
 
 10 نکته مهم از زندگي کریم
کريم بنزما يکي از گزينه هاي اصلي فرگوسن براي فصل جديد بود. به نوشته اعتماد؛ با رفتن رونالدو احتمال خريد او هم افزايش يافت، اما در نهايت به جمع کهکشاني ها پيوست. دانستن نکات زير درباره زندگي بنزما براي آنهايي که هوادار رئال هستند، جالب خواهد بود.

1- کريم بنزما. متولد 19دسامبر سال1987 ميلادي در رونه آلوز در شهر ليون. در واقع او هم مثل اکثر بازيکنان فرانسوي اصليت آفريقايي دارد. او الجزايري الاصل است. شديداً علاقه دارد شماره 10 هر تيم را بپوشد. خيلي کم پيدا مي شود که بازيکني را به زين الدين زيدان نسبت دهند اما با ظهور او اکثراً او را زيزو (لقب زيدان) جديد لقب گذاشتند.

2- خود کريم بنزما بارها عنوان کرده رونالدو برزيلي اسطوره اوست نه زيدان؛ رونالدويي که سه بار عنوان بهترين بازيکن سال جهان را کسب کرده. خود او در اين مورد مي گويد؛ او اسطوره من است، بهترين بازيکن از نظر من در تمام اعصار است. کلي از دي وي دي ها و حرکات زيبا و بازي هاي او را نزد خود دارم. بارها آنها را تماشا مي کنم و از ديدن آنها لذت مي برم. سعي مي کنم سخت تلاش کنم تا مثل او شوم که اگر اين اتفاق بيفتد خارق العاده خواهد بود.

3- مهاجم شش فوتي تيم ليون از 9سالگي وارد اين باشگاه شده. بنزما در 17 بازي براي تيم ملي زير 17ساله هاي فرانسه 14گل زد. (تيمي که سمير نصري هافبک کنوني آرسنال را هم داشت که توانست در سال2004 به همراه اين تيم قهرمان اروپا شود.)

4- بعد از موفقيت به همراه تيم زير 17ساله ها در فصل2005- 2004 به عضويت تيم بزرگسال ليون درآمد ولي بازي کمي به او رسيد. ژرار هوليه سرمربي عقيده داشت او هنوز خيلي جوان است اما او قدرت خود را به رخ همه کشاند.

5- بعد از ژرار هوليه، آلن پرين به بنزما فرصت بيشتري داد و وظايف بيشتري به او محول کرد طوري که در فصل2007- 2006 توانست 24 گل در 37 بازي براي تيم ليون به ثمر برساند،

6- اما فصل گذشته. فصل قبل بنزما 34 بار گلزني کرد، گل هاي او يک جور و يک قسم نبود. انواع و اقسام گل ها از ضربه با سر گرفته تا شوت با پاي چپ (که به زيبايي دروازه منچستر را باز کرد) شوت با پاي راست، گل چيپ، ضربه قيچي و البته به قول خودمان مرده خوري، با اين گل ها او عنوان آقاي گلي لوشامپيونا را کسب کرد در حالي که هنوز 20سالش نشده. او فصل قبل چهارمين قهرماني پياپي در ليگ فرانسه را به همراه ليون کسب کرد که هشتمين قهرماني پياپي اين تيم بود.

7- به سال هاي دورتر برگرديم. روز 28 مارس 2007 بود که بنزما اولين بازي ملي خود را براي تيم ملي فرانسه انجام داد؛ بازي که مقابل تيم اتريش بود و تک گل پيروزي بخش تيم فرانسه را او به ثمر رساند. هم اکنون بنزما در 22 بازي تيم ملي فرانسه پنج گل زده که برخلاف تيم باشگاهي اش ليون آمار جالبي به نظر نمي رسد.

8- جديداً هم سرالکس فرگوسن مربي پرآوازه يونايتدي ها مايل است او را به اولدترافورد بياورد اما تلاش هاي فرگي باعث شد فقط يک بار بنزما را به اولدترافورد بياورد. آن هم در يک هشتم نهايي ليگ قهرمانان اروپا، ولي گلي که بنزما سال گذشته در دور رفت يک هشتم نهايي ليگ قهرمانان به منچستر با پاي چپ زد، علاقه فرگي به اين بازيکن را دوچندان کرده و فرگي خيلي دوست دارد باز هم او به اولدترافورد بيايد البته اين بار با پيراهن منچستر نه تيمي ديگر،

8- علاقه وافر يونايتد به بنزما باعث شد ميشل آلس رئيس باشگاه ليون روياي 40 ميليون پوند براي فروش او را در سر بپروراند، اما 13 مارس سال گذشته بنزما قرارداد خود را تمديد کرد و طي آن قرارداد تا سال2013 او بايد در ليون بماند. قرارداد او گران ترين مبلغ براي يک بازيکن در ليگ فرانسه بود.

10- بنزما اين فصل را خوب شروع کرد چرا که در پنج بازي اول شش گل به ثمر رساند. اين بازيکن جوان مورد علاقه باشگاه هاي بزرگ اروپايي قرار گرفته؛ منچستريونايتد، رئال مادريد، بارسلونا و آث ميلان باشگاه هاي خواهان بنزما هستند اما خود بنزما بارها عنوان کرده دوست دارد با پيراهن ليون قهرمان باشگاه هاي اروپا شود،
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/13
| لینک ثابت

   امیر و تمام رازهای مگویش؛

 او از ازل كودتا می كرد!

 این مورد آخرین باری نبود که امیر قلعه نویی تیم را به چند دستگی کشید. سال 1372، پس از رفتن نسل قدیم استقلال، نوبت به همدوره یی های ژنرال جدید استقلال رسید که میان خود کاپیتانی را تقسیم کنند؛ «بعد از قهرمانی در جام باشگاه های آسیا، امیر به ایجاد موقعیت برای خودش اقدام کرد. او روابط عمومی خوبی داشت و روحیه نفر اول بودنش در رسیدن به بازوبند کاپیتانی بی تاثیر نبود.»

هم او كه هیچ وقت رو بازی نكرد!
جلسه دو ساعته منصور پورحیدری، جواد زرینچه و امیر قلعه نویی ساعت 7 عصر به پایان رسید. پورحیدری و قلعه نویی راهی منزل شدند و زرینچه به ساختمان صداوسیما در خیابان ولی عصر رفت. لحظاتی تا آغاز برنامه 90 باقی بود. عادل فردوسی پور پرسید؛ « چی شد جواد جان؟»، «تموم شد، فردا تو کنفرانس مطبوعاتی اعلام می شه. من و امیر بازوهای چپ و راست منصورخان می شیم، منصورخان هم سرمربی. امروز تا ساعت 7 جلسه داشتیم و برنامه دوساله دادیم .»

کنفرانس مطبوعاتی آغاز شد. پورحیدری، قلعه نویی، زرینچه و نصرالله عبداللهی پشت میز در کنار قریب نشستند. لحظه معرفی سرمربی جدید تیم استقلال رسید. پورحیدری تکانی به خودش داد، کمر راست کرد و عینک را از روی چشم برداشت. قریب اما شوک عجیبی به او وارد کرد؛ «سرمربی جدید، آقای امیرقلعه نویی هستن که...» رنگ رخسار سه نفر دیگر تغییر کرد اما فرقی هم نداشت؛ «آقایان پورحیدری، زرینچه و عبداللهی به عنوان مشاوران فنی باشگاه فعالیت خواهند کرد ...»

آنها اشتباه کردند. پورحیدری به منزل رفت تا شب ناآرامی را پشت سر بگذارد . زرینچه به برنامه 90 رفت تا با خوش خیالی اش شب را سپری کند اما امیر قلعه نویی لحظات پرکاری را پشت سر گذاشت. کسی نمی داند در جریان مکالمات تلفنی ساعت 11 شب چه اتفاقی رخ داد و جلسه نیمه شب دوشنبه و ساعت بامدادی سه شنبه چگونه سپری شد اما نتیجه اش کاملاً مشخص بود، امیر قلعه نویی در یک برنامه ریزی چند ساله به صندلی سرمربیگری استقلال رسید و بر آن تکیه زد .

طناب شاهین برای صعود
پسر دوم خانواده یی در خانی آباد اردشیر بود؛ 1342. برایش شناسنامه گرفتند؛ « اردشیر قلعه نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد؛ 1342، ش ش 4431» خانواده یی پرجمعیت یعنی 7 خواهر و برادر به علاوه پدر و مادر، جمعاً 9 نفر.پدرش یک «ولوو» داشت و با آن کار می کرد و خرج زندگی خانواده پرجمعیت اش را تامین می کرد اما روزهای تقریباً عادی خیلی دوام پیدا نکرد. اردشیر 7 ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده .

از سیزده سالگی شروع کرد به کارکردن. روزی 50 تومان حقوق می گرفت. در کنارش فوتبال را نباید فراموش کرد .

اردشیر لارودی و ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم های پایه یی راه آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی، نخ را گرفت و او را به تیم بزرگسالان راه آهن برد. او در سال 1360 به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد اما چند ماه بعد، قسمت یک طور دیگر به حمایت از او برآمد. ناصر ابراهیمی در اسفند 1360 از راه آهن به شاهین رفت. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه یی که در راه آهن داشت تنها امیر قلعه نویی را به شاهین برد. شاهین ملی پوشان زیادی در آن روزها داشت، نادر فریادشیران، دینورزاده، نصرالله عبداللهی، صادقی، حمید مجدتیموری و علی حیدری از این جمع بودند .

سال اول و دوم فعالیت ابراهیمی در شاهین پرتنش بود. او سال 63 شاهین را رها کرد و رفت و جای خود را برای مدت کوتاهی به محراب شاهرخی سپرد. او نیز بعد از چند ماه جای خود را به نصرالله عبداللهی داد. در این سال ها شاهین جوان شده بود. پس از خداحافظی صادقی و رفتن دینورزاده، اردشیر 22 ساله به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد.او اواسط لیگ سال 66 پس از پیروزی2 بر صفر برابر پرسپولیس، شاهین را ترک کرد و به السد قطر رفت.

حرکت به سمت استقلال
زمستان 1367 او به تهران بازگشت و این بار آدرس باشگاه استقلال در دستش بود. پای میز قرارداد نشست و با رقمی حدود 150 هزار تومان پیراهن آبی را بر تن کرد. اولین بازی اردشیر به عنوان بازیکن استقلال در تاریخ 19/12/1367 مقابل پرسپولیس رقم خورد . این بازی که در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی برگزار می شد به پنالتی کشیده شد و امیر پنالتی اش را از دست داد. در تیم آن روز استقلال به جز قلعه نویی، یکه، اردستانی و شکورزاده دیگر نفراتی بودند که سابقه بازی در شاهین را داشتند. اما این بازیکن خلاق تا پایان دوره بازیگری اش تنها 19 بازی ملی را در کارنامه ثبت کرد که اتفاقاً 18 بازی آن در سن 30 سالگی به بعد رخ داد. امیر اولین بار توسط ناصر ابراهیمی در سال 1364 به تیم ملی «ب» دعوت شد.

او در اردیبهشت ماه سال 1365 همراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن تیم ملی الف را بر تن کرد اما تا سال 1372 هیچ گاه مجدداً به تیم ملی فراخوانده نشد یعنی 21/6/1372 دیدار ایران - بوسنی هرزگوین که با سرمربیگری علی پروین انجام شد . در کارنامه قلعه نویی تنها یک گل زده آن هم به کویت دیده می شود.

در سالار دره چه گذشت
او در سال 1368 دچار مصدومیت شدیدی شد. قلعه نویی دو مرتبه مصدومیت جدی را تجربه کرد که یک بار آن در سال 1373 بود؛ «اولین باری که او را دیدم سال 1368 بود. نازی آباد، کوچه اشرف، پلاک 3، یک خانه 40-30 متری. زانوی امیر ایراد داشت و من به منزلشان رفتم تا حالش را بپرسم.»

کاظم اولیایی آن روزها به عنوان مدیر ورزشی باشگاه منصوب شده بود. اواخر سال 1369 و اوایل 1370، استقلال خود را آماده حضور در رقابت های جام باشگاه های آسیا می کرد؛ «قرار بود برای بازی ها برویم بنگلادش، تصمیم گرفتیم پیش از سفر اردویی در یکی از نقاط ایران برگزار کنیم که به لحاظ شرایط آب و هوایی نزدیک به بنگلادش باشد.»

به این ترتیب سالاردره مازندران برای برپایی اردو انتخاب شد. اردوی 20 روزه استقلالی ها در سالاردره بدون حاشیه نبود و اتفاقاً، امیرقلعه نویی در بطن وقایع اردو قرار داشت. صادق ورمزیار آن روزها را چنین به یاد می آورد؛ «شاهرخ مجدداً از پرسپولیس به استقلال بازگشته بود. او قاعدتاً کاپیتان تیم می شد اما چنگیز و قلعه نویی معتقد بودند او تعصب استقلالی ندارد و نباید کاپیتان شود.» دسته بندی آغاز شد.

قلعه نویی با چنگیز ارتباط بیشتری داشت. این دو در همان موقع شرکت واردات و صادراتی را با مشارکت همدیگر تاسیس کرده بودند؛ «بله، محل شرکت شان هم در خیابان طالقانی بود.»

این شراکت یک سال هم دوام نیاورد ولی در دوره اردویی سالاردره موجب تشکیل یک گروه برای گرفتن بازوبند کاپیتانی شد؛ «وقتی شاهرخ حضور داشت به دلیل هم پست بودن، جای امیر تنگ می شد و او را در سایه قرار می داد. البته ما یکی دو روز بعد، از درگیری بین شاهرخ بیانی و امیر قلعه نویی مطلع شدیم.»

کاظم اولیایی نیز درگیری های سالاردره را تایید می کند؛ «در آن اردو نفرات اضافی داشتیم که باید حذف می شدند. 4 ، 5 نفر روی لبه تیغ بودند به همین دلیل دسته بندی شد. یادم می آید یک شب تا ساعت 2 بعد از نیمه شب جلسه داشتیم که اگر اقدام به موقع پورحیدری نبود، تیم از هم پاشیده می شد .»

نقش سونای زعفرانیه در پیشرفت امیر
این مورد آخرین باری نبود که امیر قلعه نویی تیم را به چند دستگی کشید. سال 1372 ، پس از رفتن نسل قدیم استقلال، نوبت به همدوره یی های ژنرال جدید استقلال رسید که میان خود کاپیتانی را تقسیم کنند؛ «بعد از قهرمانی در جام باشگاه های آسیا، امیر به ایجاد موقعیت برای خودش اقدام کرد. او روابط عمومی خوبی داشت و روحیه نفر اول بودنش در رسیدن به بازوبند کاپیتانی بی تاثیر نبود .»

مدیر استقلال رسیدن با بازوبند را ماحصل یک فعالیت با برنامه ریزی عنوان کرد . اما صادق ورمزیار سابقه بیشتری از امیر در استقلال داشت. او از 12 سالگی و در تیم های پایه یی عضو تیم استقلال بود. رفع این مانع برای امیر کار چندان سختی به نظر نمی رسید؛ «او فکر همه جا را کرده بود. می دانست می تواند به راحتی من را از سر راه بردارد. طرح دوستی با من ریخت و با هم خیلی نزدیک شدیم. سال 72 بود. بازوبند کاپیتانی به من رسید اما من جلوی همه آن را به قلعه نویی دادم. دیدم او بزرگتر از من است و در فضای دوستی، درست نیست من بازوبند را ببندم.»

در همین دوران یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی امیر قلعه نویی به وقوع پیوست. محمدجواد ایروانی، رئیس هیات مدیره باشگاه و قائم مقام وزارت کشاورزی، راه ورود قلعه نویی به نزدیکی اش را باز گذاشت.

به اعتقاد برخی از مطلعان، آشنایی و قرابت قلعه نویی با ایروانی در سونای مشهوری در خیابان زعفرانیه اتفاق افتاد؛ «رفاقت ها نقش داشت. سونایی بود که اتفاقاً کاپ قهرمانی ما در جام باشگاه های آسیا در آنجا نگهداری می شد. هنوز هم آن کاپ آنجاست. این سونای مشهور محل دیدارهای کاپیتان تیم با رئیس هیات مدیره بود.» عده یی معتقدند قلعه نویی اخبار تیم را در دیدارهایش با ایروانی در سونا به اطلاع او می رساند .

تلاش برای برکناری پورحیدری
بدبینی منصور پورحیدری به کاپیتانش هر روز بیشتر می شد، اگرچه او سعی داشت این مساله پنهان بماند. دومین مصدومیت شدید قلعه نویی باعث خانه نشینی و به تبع آن افت او شده تا زمینه برای خداحافظی یا کنار گذاشتن کاپیتان تیم استقلال آماده شد؛ « مصدومیت شدید باعث شد امیر زودتر از دیگر فوتبالیست ها عمر فوتبالش به سر آید. سال 137 ۵ پورحیدری تصمیم گرفت در دیداری که برابر پرسپولیس داشتیم از او در ترکیب اصلی استفاده نکند، او بلافاصله از موضوع مطلع شد و به من و رئیس هیات مدیره (آقای ایروانی) مراجعه کرد ولی پورحیدری زیر بار نرفت.»

پرویز مظلومی دستیار پورحیدری در آن روزها شرح اتفاق را اینگونه تکمیل کرد؛ «آن بازی را یک بر صفر باختیم. امیر نیمه دوم به زمین فرستاده شد ولی به طور مشخص در خدمت تیم نبود و به اصطلاح داخل زمین راه می رفت. این مساله به خاطر درگیری دوباره قلعه نویی و شاهرخ بیانی هم بود. او حتی با پورحیدری پرخاشگرانه برخورد کرد.»

استقلال بازی های آسیایی را پیش رو داشت. تیم پیر استقلال که در لیگ هم نتایج خوبی نگرفته بود به مرحله نهایی جام برندگان باشگاه های آسیا صعود کرده بود؛ «منصور می گفت تیم برای مسابقات لیگ پیر است. برای فصل آینده باید جوانگرایی کنیم ولی فعلاً به این نفرات احتیاج داریم.»

اولیایی اگرچه در برابر این ابهام که قلعه نویی با صحبت هایش با ایروانی و اعضای هیات مدیره، رفتن پورحیدری را تسریع بخشید، سکوت می کند اما پیرامون گفت وگوهایش با هیات مدیره می گوید؛ «به هیات مدیره گفتم منصور بماند. آنها نپذیرفتند. من گفتم استعفا می دهم تا مدیر دیگری او را تغییر دهد.»

پرویز مظلومی هم برگ دیگری را به یاد می آورد؛ «ما در جریان کامل اتفاقات بودیم. می دانستیم جلسات هیات مدیره تشکیل می شود ولی فرصت خواستیم که اگر در جام برندگان باشگاه های آسیا نتیجه نگرفتیم برویم. در این میان ما برای انجام یک بازی با پیام مشهد باید به مشهد می رفتیم. آن زمان اغلب سفرهای تیم با اتوبوس انجام می شد ولی امیر بدون اطلاع ما با هواپیما به مشهد رفت . باز هم در آن بازی منصور تصمیم گرفت امیر را از نیمه دوم به ترکیب اضافه کند که البته باز هم در نیمه دوم امیر فقط در میانه زمین راه رفت. پس از پایان بازی باز هم او تیم را همراهی نکرد و با هواپیما به تهران بازگشت. او و ادموند اختر که توسط منصور کنار گذاشته شده بودند کار را تمام کردند.»

در چنین روزهایی قلعه نویی تلاش خود را برای تغییر سرمربی به حداکثر رساند. او برای جلب همکاری به همبازیانش رو آورد که اتفاقاً یکی از آنها صادق ورمزیار بود؛ «یک روز پیشنهاد داد که اگر بیایی و با من هماهنگ بشوی ما منصورخان را برمی داریم و دو نفری تیم را اداره می کنیم. ولی من گفتم که منصورخان مثل پدرم می ماند. 12 ،13 ساله بودم که زیر بال و پرم را گرفت . خب او رفت و من هم به خاطر رفاقت این مساله را با کسی در میان نگذاشتم.»

در اولین تمرین پس از بازی پیام- استقلال، بازیکنان متوجه اتفاقاتی شدند ولی در پایان زمان تمرین بود که مظلومی و پورحیدری در جریان قرار گرفتند؛ «در حین تمرین دیدیم بین بچه ها پچ پچ می شود. ما خبر نداشتیم که باشگاه منصورخان را تغییر داده . او پس از پایان تمرین به من گفت که به بچه ها بگو فردا تمرین ریکاوری داریم. اولیایی به من نزدیک شد و گفت آقای مظلومی بگذارید فردا استراحت کنند بعد تصمیم بگیریم. این گونه شد که ما هم متوجه تغییرات شدیم.»

به این ترتیب منصور پورحیدری برکنار شد و جای خود را به ناصر حجازی داد اما مساله یی که در هاله یی از ابهام باقی مانده است این است که طوماری که گفته می شود با تلاش قلعه نویی در جهت مخالفت با پورحیدری امضا شد، صحت دارد یا خیر،

سفر به آلمان
آمدن ناصر حجازی هم در بهبود موقعیت قلعه نویی تاثیری نداشت و او بلافاصله باب مخالفت با ناصر حجازی را گشود که تا برکناری حجازی ادامه داشت.

قلعه نویی که دیگر، بازنشستگی را پذیرفته بود در پی چاره یی برای رسیدن به صندلی مربیگری استقلال برآمد؛ «20 روز تمام از 8 صبح تا 6 بعدازظهر در دفتر من می نشست و مدام تکرار می کرد که من به حقم در استقلال نرسیدم.» و این آغاز رفاقت نزدیک ابراهیم طالبی و امیر قلعه نویی بود. همین رفاقت بود که به حضور قلعه نویی بر سر تمرینات تیم بایرلورکوزن منتهی شد؛ «روزی که رودی فولر به ایران آمد امیر از من خواست که مدتی به لورکوزن برود و بر سر تمرینات بایر حاضر شود.برایش ویزا گرفتم و او را به آنجا فرستادم . مدتی گذشت و او گفت که دلش برای همسر و فرزندش تنگ شده. من هم برای آنها ویزا گرفتم. وقتی دوره حضور او تمام شد به من گفت می توانی به آقای کریستف دام بگویی یک کاغذ بنویسد که من در این مدت سر تمرینات بایر لورکوزن بوده ام؟ من با جلب نظر « دام»، نامه یی را نوشته و دادم تایپ شد و دام آن را امضا کرد. اینکه می گویند من در کلاس مربیگری بایرلورکوزن شرکت کرده ام صحت ندارد چون باشگاه ها کلاسی برای تدریس مربیگری ندارند.»

در این زمان قلعه نویی توسط یکی از دوستانش در پرتیراژترین روزنامه کشور با کرباسچی- شهردار وقت تهران- آشنا شد و به این ترتیب او مدتی به عنوان مشاور شهردار یکی از مناطق تهران مشغول به فعالیت بود.

این جمله معروف را بسیاری از قلعه نویی شنیده اند که «من از کرباسچی یاد گرفتم با آدم های بزرگ کار کنم.» با بازگشت قلعه نویی از آلمان فتح الله زاده به او پیشنهاد مدیریت تیم های پایه یی استقلال را داد؛ «جواب داد که نه، می خواهم از بزرگسالان شروع کنم.» به همین دلیل مدیرعامل جدید باشگاه حکم «مشاور مدیرعامل» را به نام او امضا کرد.

کودتای سیاه
از امیر قلعه نویی خبر چندانی طی این سال ها در مطبوعات ورزشی منتشر نمی شد تا زمانی که بحث برکناری ناصر حجازی به میان آمد. هرچند برکناری ناصر حجازی به تحریک عده یی از درون باشگاه و با جوسازی از روی سکوهای تماشاگران در استادیوم آزادی صورت گرفت اما نمی توان ردی از امیر قلعه نویی در این جریانات یافت.

ناصر حجازی برکنار شد و جای خود را دوباره به منصور پورحیدری داد. ابراهیم طالبی نقل قول جالبی از پورحیدری دارد؛ «یک روز از پورحیدری پرسیدم چرا شما از امیر استفاده نمی کنید؟ او جواب داد که هر کسی با امیر کار می کند باید دو پاسبان بگیرد که وقتی برمی گردد پشت سرش کودتا نشده باشد.»

در طول این مدت امیر قلعه نویی مربیگری در تیم های برق تهران و کشاورز را تجربه کرد ولی هیچ کدام تجربه چندان خوشایندی برای او به حساب نیامدند . با این حال پس از مدتی، زمان رفتن مجدد پورحیدری از استقلال فرا رسید. فردی که آغاز و پایان دوره بازی قلعه نویی در استقلال در زمان سرمربیگری او اتفاق افتاد. استقلال در اولین دوره برگزاری لیگ برتر در نزدیک ترین حالت ممکن برای رسیدن به جام قهرمانی قرار داشت. استقلال در آخرین دیدار باید در انزلی به مصاف ملوان می رفت که حتی یک تساوی هم حکم قهرمانی را به نام استقلال امضا می کرد.

پرویز مظلومی دستیار پورحیدری در آن بازی بود؛ «دو روز پیش از اینکه برویم انزلی در پیست داودیه تمرین می کردیم . « پ» بازیکن بزرگی بود که پس از بازگشت از آلمان به صلاحدید پورحیدری روی نیمکت نشسته و این موضوع او را به شدت ناراحت کرده بود. روز تمرین ولی الله صالح نیا - بدنساز تیم- به من گفت که فلان بازیکن گفته داغ قهرمانی را به دل اینها می گذاریم. من به پورحیدری مساله را منتقل و تاکید کردم که شرایط عادی به نظر نمی رسد ولی منصور همیشه آدم خوش بینی بود و این حرف را نشنیده گرفت. وقتی بازی شروع شد فهمیدم که شرایط مناسب نیست ولی دیگر کاری نمی شد کرد.»

استقلال داغ قهرمانی را بر دل پورحیدری گذاشت و نیمه شب همان دیدار و بامداد فردای آن روز جلسه فوق العاده یی در باشگاه استقلال تشکیل شد.

دعوت به خانه ای در ستارخان
با رفتن منصور پورحیدری، علی فتح الله زاده برای بار دوم ابراهیم طالبی را فراخواند- او یک بار پس از رفتن حجازی با زرینچه، مربیان تیم شدند- و مربیگری استقلال را به او سپرد؛ «فتح الله زاده گفت که یکی از این چهار نفر را بیاور . چنگیز، بیژن طاهری، جواد زرینچه و امیر قلعه نویی، چهار نفری بودند که مدیرعامل باشگاه به من پیشنهاد داد. هرچند بسیاری من را از این کار منع کردند ولی امیر انتخاب من به عنوان همکار بود. او پس از پیشنهاد من گفت که می خواهم همیشه با هم کار کنیم.»

پیش از دیدار نیمه نهایی جام حذفی استقلال برابر فجر سپاسی شیراز اتفاق جالبی در جریان یکی از تمرینات استقلال رخ داد؛ دیدم امیر به همراه پاشازاده بر سر تمرین حاضر شد. من به آن موضوع توجه خاصی نشان ندادم. اما شب پیش از بازی من، امیر و چراغپور در حال چیدن ترکیب بودیم که امیر خواست پاشازاده جای خرمگاه در ترکیب قرار بگیرد. از او پرسیدم چرا؟ معمولاً به ترکیب تیم برنده دست نمی زنند و این خواست او برایم سوال بود. او تنها پاسخ داد که فقط به خاطر من.»

اما پس از قهرمانی، تداوم حضور برای قلعه نویی از هر چیز دیگری بااهمیت تر به نظر می رسید، کمااینکه او تلاش های بسیاری برای حفظ موقعیت به دست آمده داشت. «بعد از قهرمانی زنگ زد و گفت به آدرسی که داد بروم. آدرس متعلق به خانه یی در ستارخان بود. سرظهر رسیدم آنجا، ساعت یک بعدازظهر بود. یادم می آید برای ناهار پیتزا سفارش داده بودند.

در آن جلسه آقایان ل.، ک.، ق.، هـ و چند نفر دیگر(بزرگان مطبوعات ورزشی) حضور داشتند. صحبتشان را اینگونه آغاز کردند که اگر ما بخواهیم، یک نفر مربی تیم ملی می شود و اگر نخواهیم، نمی شود. ما تشکیلات داریم. وقتی می آیید داخل تصمیم گیرنده نیستید. ما قرارداد، بازیکن و تیم را تعیین می کنیم. البته شما ضرر نمی کنید. من پیشنهاد آنها را نپذیرفتم و از آن خانه خارج شدم اما امیر همراه آنها ماند .»

آمدن کخ با اصرار قلعه نویی
علی فتح الله زاده، طالبی و قلعه نویی را به دفترش فراخواند؛ «من نمی توانم تیم را به شما بدهم. یا باید اصغر شرفی سرمربی باشد یا یک مربی خارجی بیاورم.»

هر دو پذیرفتند که در کنار یک مربی خارجی کار کنند و کاندیدای سرمربیگری استقلال نام آشنایی بود، رولند کخ. مذاکرات اولیه با توفیق سپری شد و حضور کخ تقریباً قطعی به نظر می رسید.

اما فتح الله زاده حس می کرد در صورت آمدن کخ و به دلیل نزدیک بودن او با طالبی، امیر قلعه نویی فراموش شده و مسائل ناخوشایندی رخ دهد؛ «کخ مربی بزرگی بود ولی می دانستم امیر کنار می ماند ولی ما لطمه می خوریم. رفتم دوبی و به دوستم آقای نورایی گفتم او یک مربی طراز اول از هلند را برای مذاکره به دوبی آورد و ما به توافقات اولیه هم رسیدیم. رفتیم قراردادش هم 40 درصد پایین تر از کخ بود. از دوبی به امیر زنگ زدم و پیشنهاد کردم با این مربی به توافق برسیم. او گفت که نیم ساعت دیگر به من پاسخ می دهد. بعد از نیم ساعت او زنگ زد که حاج آقا یا کخ یا هیچ کس. من آن مربی را رد کردم و کخ را به استقلال آوردم.»

کخ آمد و دوره جدیدی در استقلال آغاز شد؛ «همان فکری که می کردم شد. قلعه نویی بیکار شد و ما لطمه خوردیم.» امیر قلعه نویی در جلسات معارفه شرکت نکرد. وقتی از او دلیل خواستند گفت؛ «باغ کردان بودم. کار داشتم.»

مردی که همیشه دوست داشت نفر اول باشد به حاشیه رانده شده بود و این آغاز مشکلات جدید استقلال بود؛ «راه می رفت و به فارسی ناسزا می گفت. یک روز در حضور من و یکی دو نفر دیگر گفت که کاری تان نباشد. 3 ، 4 هفته دیگر طول نمی کشد. خودم تیم را دستم می گیرم.»

قلعه نویی پاییز سال 81 در مصاحبه یی مفصل با روزنامه ابرار ورزشی علیه کخ جبهه گیری رسمی کرد و این پایان داستان همکاری او با کخ بود؛ « کخ بسیار عصبانی شد. اردویی در کرج داشتیم که در طول اردو هم او دل به کار نمی داد. تلاش ما بی نتیجه ماند. او رفت و مشکلات ما تازه آغاز شد .»

ارتباط امیر با سکوها
امیر پیشنهاد علی شفیع زاده را پذیرفت و سرمربیگری استقلال اهواز را برعهده گرفت اما جو تهران چندان سالم به نظر نمی رسید. فتح الله زاده تصمیم گرفته بود از میان پورحیدری و حجازی یکی را به عنوان مدیر فنی معرفی کند؛ «کخ می گفت حجازی همان کسی است که هر روز در مطبوعات علیه ما مصاحبه می کند.»

به همین دلیل پورحیدری که به تازگی از آبادان به تهران برگشته بود به عنوان مدیر فنی انتخاب شد؛«وقتی منصور آمد، « م.» گفت که اگر منصور بیاید و شما فصل را با کخ به پایان ببرید من به شما جایزه می دهم.» جریانات خارج از زمین مسابقه خبر از روزهای خوشی برای کخ نداشت.

پیش از دیدار استقلال با ملوان در انزلی، سرمربی آلمانی به کشورش سفر کرد. در خلال همین روزها پورحیدری در مصاحبه یی از رفتن کخ گفت که البته چند روز بعد از سوی نصرالله عبداللهی تکرار شد. مساله یی که پس از بازگشت کخ از آلمان از سوی هر دو نفر تکذیب شد.

در اینجا بود که قلعه نویی به طور جدی وارد عمل شد و این بار سکوها را نشانه رفت. یکی از لیدرهای استقلال که آن روزها با قلعه نویی رابطه نزدیکی داشت بعدها و در سال 1384در مصاحبه با روزنامه ایران ورزشی اتفاقات آن روزها را این گونه افشا کرد؛ «ما هنوز پرینت تلفن هایمان را داریم که نشان می دهد ایشان و رابط شان حمید محسنی چند بار به هر کدام از ما زنگ زده اند. باید اعتراف کنم تیم کخ را سه نفر بیچاره کردند؛ منزوی که در هیات مدیره اخلال می کرد، قلعه نویی که ما را با وعده های پوشالی خام کرد و ما لیدرها که به تیم لطمه زدیم. یک هفته قلعه نویی و حمید محسنی ما را از این قهوه خانه به آن رستوران می بردند و از اینکه اگر تیم را بگیرند چه کارها که نمی کنند. حتی به یکی از بچه ها یک موبایل دادند تا حمایتشان بکند و ...

از خیابان ساقدوش تا جنگل های نهارخوران
به این ترتیب کخ از تیم کنار گذاشته شد تا پورحیدری و زرینچه جایگزین او و طالبی شوند. آنها در پایان فصل در جایگاه نهمی قرار گرفتند و این موقعیت را به کخ نسبت دادند ولی هیچ گاه بیان نکردند روزی که استقلال را تحویل گرفتند این تیم در رده پنجم قرار داشت با دو بازی کمتر. با پایان فصل و رفتن علی فتح الله زاده قریب جایگزین او شد.

قریب برای سرمربیگری استقلال با تنی چند از چهره های مطرح مذاکره کرد ؛ ناصر حجازی، حسن روشن و منصور پورحیدری. پرویز مظلومی در این مورد می گوید؛ « وقتی منصورخان برگشت به من پیشنهاد داد اما من گفتم بعد از اتفاقاتی که در بازی با ملوان در انزلی رخ داد دیگر برنمی گردم. آن روز چهار نفر کاندیدای سرمربیگری بودند؛ حجازی، پورحیدری، روشن و قلعه نویی. پورحیدری به توافق کامل رسیده بود ولی مخالفت یکی از اعضای تاثیرگذار هیات مدیره در نهایت به منتفی شدن حضور او منجر شد .»

مذاکرات اولیه نشان می داد که پورحیدری سرمربی بعدی استقلال باشد اما اتفاقات نیمه شب دوشنبه، به معرفی امیر قلعه نویی در صبح روز سه شنبه منتهی شد. ابراهیم طالبی از وقایع حاشیه یی آن روزها هنوز به تلخی یاد می کند؛ «علاوه بر سکوها او میان بازیکنان نیز نیروهای خود را داشت. ف.، د.، م.، کسانی بودند که بعدها آمدند پیش من برای صلاحیت. می گفتند که شب های بازی جلسه داشتیم و بیشتر کارها زیر سر «م.» از قدیمی های تیم بود.» به این ترتیب امیر قلعه نویی سرمربی تیم شد و از برنامه یی 3 ساله برای قهرمانی تیمی که همیشه در کورس قهرمانی است سخن گفت. او طی این مدت بازیکنان بسیاری را آورد که بعدها حتی نامشان از ذهن خیلی ها پاک شد و حتی دلیلی برای قانع کردن افکار عمومی به زبان نیاورد.

سبو شهبازیان، فابریسیو، گومز، سعید لطفی، شاهین خیری، مصطفی اکرامی و بسیاری دیگر برای چه به استقلال آمدند و به چه دلیل رفتند برای خیلی ها روشن نیست، حتی کسی نمی تواند توضیح دهد که دلیل رفتن افرادی چون سامره، نیکبخت واحدی، نوازی(قبل از مراجعتش در این فصل) و... از استقلال چه بوده است. هرچند دلیل اش کاملاً مشخص باشد. تیم استقلال با هدایت او در سال اول مقام نایب قهرمانی را کسب کرد.

در فصل دوم نیز نایب قهرمان شد اما در میانه فصل، زمان اختلافات او با سکوها بود. کسانی که با او رابطه نزدیکی داشتند در بازی با برق شیراز از فروردین 1384 علیه اش شعار دادند و اختلافات تا چند هفته ای ادامه داشت. پس از بازی با برق شیراز در ورزشگاه آزادی که به پیروزی میلی متری آبی ها ختم شد و حواشی بسیاری داشت خبرنگار نزدیک به قلعه نویی در ایران ورزشی نوشت؛ «... سپس در رختکن زمزمه شد که اینها پول گرفته بودند تا شعار بدهند، چون امیرخان جیره و مواجب آنها را قطع کرده است، شارژ شده بودند...» آیا امیر قلعه نویی جیره و مواجبی پرداخت می کرده که قطع کرده باشد؟ این سوالی بود که نتایج شفافی در پی داشت.

بلافاصله حجازی و فتح الله زاده از سوی تیم قلعه نویی متهم شدند که به تماشاگران پول داده تا به قلعه نویی ناسزا بگویند، که ناصر حجازی در تاریخ 29/11/84 پاسخ داد؛ «من آدم کوچکی هستم؟ پول می دهم که معروف شوم؟ اگر دنبال این قضایا بودم بیشتر از اینها که دارم داشتم. طرف انگشت کوچک من در فوتبال نمی شود. ببینید چه ثروتی بهم زده است ...» هر چند او نام کسی را به زبان نیاورد ولی همه می دانستند که منظور او کیست .

پل رسیدن به تیم ملی
پس از قهرمانی استقلال در فصل سوم حضور قلعه نویی، شانس بار دیگر به او رو کرد . مسابقات جام جهانی 2006 و خاتمه همکاری ایران با برانکو، شرایط تازه یی برای بالاتر رفتن قلعه نویی مهیا کرد. برای همه مشخص است که انتخاب امیر قلعه نویی، ماحصل خردجمعی نبود.

این یک نظریه است؛ «آقای ل. با داریوش مصطفوی روابط حسنه یی داشت. او چند نفر را به مصطفوی پیشنهاد کرد که نفر آخر امیر قلعه نویی بود ولی مشخص است که امیر نفر مورد نظر آقای ل. است. وقتی افشین پیروانی سه بازی آخر تیم ملی را در صدا و سیما تفسیر می کند و بلافاصله پس از انتخاب قلعه نویی او وارد کادر فنی می شود برای من مسجل می شود که باند خانه ستارخان نقش غیرقابل انکاری در انتخاب امیر داشته .»

پرسش های بی پاسخ
این روزها امیر قلعه نویی شرایط بدی را تجربه می کند. دوست ندارد استقلال را از دست بدهد ولی گویا مجبور است. فشار بیرونی علیه او هر روز بیشتر می شود. او همه حرف ها را به شوخی(....) تعبیر می کند و ترسی از وقایع پیرامونش ندارد.

شاید یک روز او مجبور شود پاسخ دهد که انتخاب مسعود اقبالی به عنوان مربی استقلال و سپس حضور بر سر کلاس های مربیگری وی ربطی به هم داشته اند یا خیر، او امروز در مخمصه سختی گیر افتاده است، آیا روزی پاسخ خواهد داد که چرا پس از پایان جام حذفی سال 81 به شاهرخ خسروی زنگ زد و از او خواست سر تمرین تیم، او را تشویق کنند؟

با آمدن فتح الله زاده كه حالا از آنچه سر ماجراهای قبلی اش با قلعه نویی داشته درس و تجربه گرفته دایره نفوذ قلعه نویی در استقلال تنگ و تنگتر می شود .

حالا شعاع منحنی رو به نزول بلند پروازیهای قلعه نویی به نتایج تیم ملی در جام ملتهای وابسته است! این منحنی نزولی در صورت موفقیت در جام ملتها می تواند به نقطه عطفی دیگر در زندگی اش بدل شود اما بیشتر كارشناسان حتی آقای "ل" از همان جمع بزرگان مطبوعات ورزشی خانه ستارخان هم پیشبینی یك نقطه مینیمم برای این منحنی دارند.

او اینگونه قهرمان می شود؟

پلان اول

شهر نوشهر میزبان استقلال تهران با سرمربیگری امیر قلعه نویی است او دومین سال حضورش در استقلال را می گذراند و در کورس قهرمانی قرار دارد .اگر آبیها نتوانند 3 امتیاز بازی را کسب کنند شانسی برای قهرمانی نخواهند داشت . 15 دقیقه پایانی است که رامین محرم نژاد با ظاهر منحصر به فردش توپ را تقدیم به اکبرپور می کند .اکبرپور توپ را به عنایتی پاس می دهد و فریاد گل گزارشگر آبی ها را به قهرمانی امیدوار می کند.

رامین محرم نژاد فصل بعد در کمال تعجب همگان به استقلال می پیوندد و به نیمکت تیم میخکوب می شود . شایعه ای در آن سالها در شهر می پیچد و آبی پوش شدن رامین محرم نژاد را به اشتباهی ربط می دهند که بعضیها معتقد به عمدی بودن آن اشتباه بودند.گرچه فرشاد پیوس از مدافع تیمش در همه جا دفاع کرد و آن را اشتباهی سهوی در فوتبال دانست ولی سالهاست که این داستان ادامه دارد.

مصاحبه رامین محرم نژاد در تاریخ یکم آذر سال 84 با خبرگزاری فارس

متاسفانه تا به امروز به دليل تراكم بازيكن خوب و طراز اول در استقلال به من بازي نرسيد، اما نهايت تلاش خود را بكار خواهم بست تا نظر مثبت كادر فني تيم را براي حضور در تركيب تيم جلب كنم.
وي در ادامه افزود: پيراهن استقلال را به راحتي به دست نياورده‌ام كه براحتي آن را از دست بدهم. به شخصه به استقلال علاقه قلبي دارم و به هيچ وجه اين تيم را ترك نخواهم كرد.
مدافع جوان آبي پوشان در ادامه اظهار داشت: بازي در تيم هايي چون استقلال و پرسپوليس كمتر از تيم ملي نيست و نيمكت نشيني در چنين تيم هايي براي هر بازيكني افتخار محسوب مي‌شود. در چنين شرايطي اگر بتوانم توانايي هاي خود را به مربي نشان دهم، كار بزرگي انجام داده ام و برايم ارزشمند است.
محرم نژاد با رد شايعاتي مبني بر عدم نياز كادر فني به وي خاطر نشان ساخت:در ابتداي فصل با نظر مثبت قلعه نوعي به تركيب تيم اضافه شدم و اينكه كادر فني هيچ نظري روي من ندارد، به هيچ وجه صحيح نيست. من مشكلي با كادر فني ندارم و مطمئن هستم رابطه دوطرفه است

او حتی برای یک ثانیه هم برای استقلال به میدان نرفت.

چند سال بعد بعد از اینکه جواد زرینچه و محمد نوازی پرده از تبانی در سالهای گذشته برداشتند روزنامه نگاران باز به یاد رامین محرم نژاد افتادند و با او به گفت و گو نشستند:

رامین محرم نژاد:امير قلعه نويي فوتبال من و بسياري از بازيكنان را نابود كرد .

پلان دوم

مصدومیت نظر محمدی در بازی رفت بین پگاه و استقلال در فینال جام حذفی و ابهام در توانایی بازی کردن دروازه بان پگاه در تهران یکی از نگرانیهایی است که نادر دست نشان بعد از پیروزی بازی رفت در رشت مقابل استقلال برای بازی برگشت دارد .نظر محمدی به آن بازی می رسد و قرار است ابراهیم تقی پور تمام ضربات دروازه را بزند او هیچگاه در طول بازی اینکار را نکرد و فصل بعد آبی پوش و استقلال هم قهرمان جام حذفی.

گرچه محمد نوری فر مدیر روابط عمومی استقلال گفت: ساختن اين جور سناريوها خيلي راحت است اما همه کساني که دو بازي رفت و برگشت فينال حذفي را ديده اند،مي توانند به پوچي اين ادعاها پي ببرند. شايد نياز به يادآوري نباشد که تقي پور در دقيقه 90 فينال در آزادي نزديک بود به استقلال گل بزند و قهرماني را از ما بگيرد. امير قلعه نويي از اواسط فصل قبل که در مس کار مي کرد، به فکر جذب تقي پور بود و حالا که به استقلال آمده، اين مدافع را به تيمش آورده است . ما با جذب تقي پور 6 مدافع مياني داريم که براي يک فصل سنگين و 50 مسابقه اين تعداد زياد نيست.

پلان سوم

هشتمین دوره لیگ برتر بازی داماش با پرسپولیس .ابراهیم توره امید اول خط حمله پرسپولیس برای بازی دربی که بعد از بازی با داماش بود در صحنه ای ساده کارت زردی را دریافت می کند و 3 اخطاره می شود

او بازی بعدی را از دست می دهد و دوباره در شهر شایعه می پیچد فصل بعد او را در تیم قلعه نویی ببینید این شایعه به حقیقت می پیونند و ابراهیم توره به سپاهان می رود همان جایی که امیر قلعه نویی به تازگی سر مربیش شده است.


پلان چهارم

لیگ برتر هشتم ،بازی برق و استقلال تهران .باز شایعه است که مذاکرات پنهانی با مهدی کریمیان آغاز شده شایعه در شهر می پیچد که او قرار است ارنج و ترکیب بازی برق را به گوش آبیها برساند .مهدی کریمیان هم به سپاهان می پیوندد.

ناصر حجازی در گفت و گو با روزنامه خبر ورزشی به این دو اتفاق اشاره می کند و می گوید من هیچوقت نمی توانم اینگونه مربیگری کنم

چند وقت پیش وقتی از مجید جلالی عادل فردوسی پور پرسید چرا تیمهای باشگاهی ما در لیگ قهرمانان آسیا شکست خوردند او خیلی ظریف به این مساله اشاره کرد که راههای موفقیت در لیگ برتر در آنجا کارایی ندارد .

از اینکه به صراحت نام بازیکنان را ذکر کردیم عذرخواهی کرده اینها همه شایعاتی است که شاید هم حقیقت نداشته باشد ولی وقتی پازلها را کنار هم می چینی و بخواهی بدبینانه نگاه کنی به نتایجی خواهی رسید که .... امید که به تخریب شخصیت متهم نشده باشم / شاهرخ نظری. دنیای فوتبال

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/13
| لینک ثابت

  تفاوت مدارس فوتبال ايران و امارات از زمين تا آسمان است
توتونچي: تا دروغ و روابط ناصحيح حاکم است، فوتبال رشد نمي‌كند

بازيكن اسبق تيم‌ملي فوتبال ايران با اشاره به وضعيت نه‌چندان مطلوب مدارس فوتبال در كشورمان گفت : منشاء تمام موفقيت‌ها و گام نخست در راه اعتلاي فوتبال در هر كشور از مدارس فوتبال آغاز مي‌شود كه متاسفانه در ايران به اين امر مهم ، بي‌توجهي مي‌شود.
مجيد توتونچي در گفت‌وگوي اختصاصي با خبرنگار ايلنا افزود : مدارس فوتبال همچون آكادمي است كه بايد از تيم‌هاي پايه شروع شود تا نونهالان ، جوانان ، اميد و بزرگسالان طبق برنامه و اصول فوتبال ، فعاليت كنند.

وي تصريح كرد : فعاليت مدارس فوتبال در ايران راضي‌كننده نيست چرا كه از یک سو پول‌هاي كلان از خانواده‌ها مي‌گيرند و از سوی دیگر تعداد بسياري كودك را تحويل يك مربي مي‌دهند . طبق استاندارد و براساس معيارهاي جهاني ، حداكثر 15 تا 20 بازيكن را بايد در اختيار يك مربي قرار داد تا وي بتواند داشته‌ها و اطلاعات خود را به اين كودكان آموزش بدهد و این آمار با آمارهای موجود در مدارس فوتبال ایران به شدت مغایرت دارد .

بازيكن اسبق تيم‌ملي فوتبال ایران گفت : بايد باشگاه‌ها به صورت اجباري از سوي فدراسيون فوتبال موظف شوند تا تيم‌هاي پايه خود را فعال كنند. در چنين شرايطي اگر باشگاهي كوتاهي كرد مي‌توان از حضور تيم بزرگسالان اين باشگاه در رقابت‌هاي ليگ ممانعت به عمل آورد و اين مي‌تواند اهرم اجرايي فدراسيون باشد.

وي تصريح كرد: يكي ديگر از مشكلات مدارس فوتبال عدم بهره‌گيري از مربيان مجرب است . بايد پرسيد افرادي كه در حال حاضر در مدارس فوتبال مشغول به فعاليت هستند چه دوره‌هايي را گذرانده و چه مداركي را اخذ كرده‌اند.

توتونچي با اشاره به مدارس فوتبال در كشور امارات افزود: "فيلكوفر" مربي 65 ساله هلندي، كاپيتان طاهر بوسنيايي ، نجم ‌الدين سوداني و كاپيتان محرز تونسي از جمله مربيان و مسوولان مدارس فوتبال در امارات هستند كه هر كدام سابقه و رزومه بسيار خوبی دارند اما همين مربيان روزانه، ماهانه و سالانه موظف هستند تا اطلاعات و گزارش‌هاي مدارس فوتبال خود را به مقامات بالاتر و باشگاه‌هاي مربوطه ارائه دهند تا گروه فني آنها را مورد ارزيابي قرار دهد.

وي بیان کرد: كميته متخصص و فني تمام اين موارد را آناليز مي‌كند و خروجي همه مدارس فوتبال را تحت بررسي قرار مي‌دهد. از سوي باشگاه‌ها پاداش‌هاي ماهيانه به بازيكنان برتر پرداخت مي‌شود تا انگيزه‌اي باشد براي تلاش بيشتر. خروجي هر مدرسه فوتبال مورد بررسي قرار مي‌گيرد تا فرد يا گروهي حتي به فكر كم‌كاري هم نباشد چرا كه بدون تعارف با خاطيان برخورد مي‌شود.

كارشناس فوتبال كشورمان يادآور شد: مدارس فوتبال در امارات 10 ماه از سال مشغول به فعاليت هستند و در رده خود مسابقاتي را برگزار مي‌كنند تا علاوه بر آموزش ، در شرایط مسابقه نیز قرار بگیرند . اين مدارس تنها در 2 ماه سال تعطيل است تا كودكان استراحت كنند. در اين مدارس به كودكان از 100 درهم به بالا حقوق پرداخت مي‌شود اما در ايران از كودكان پول هم می گیرند.

وي با اشاره به شرايط مدارس فوتبال در امارات خاطر نشان کرد: در ابتداي ورود هر فرد، وزن، قد، وضعيت تحصيلي كودكان، تست هاي پزشكي، تست فني و مواردي اين چنيني را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند و بعد به جذب كودكان اقدام مي‌شود اما هيچ‌كدام از موارد گفته شده تاكنون در مدارس فوتبال ايران رعايت نشده و اين تفاوت مدارس فوتبال ايران با امارات را نشان می دهد.

توتونچي اضافه کرد : مدارس فوتبال در امارات تفاوت‌هاي ديگري با مدارس فوتبال در ايران دارد كه از آن جمله مي‌توان به چند مورد ديگر نيز اشاره كرد. در مدارس فوتبال امارات براي هر رده سني يك زمين اختصاصي استاندارد در نظر گرفته مي‌شود .کادر تداركات، پزشك، روان‌شناس، مربي دروازه‌بان‌ها، سرمربي، مربيان و دستياران، آناليزورها و... موظف هستند در هر جلسه ،حضوري فعال داشته باشند چراكه در غير اين صورت با آنها برخورد لازم صورت مي‌گيرد.

وي به شيخ سعيد آل نهيان رئيس كميته جوانان باشگاه الوحده امارات اشاره كرد و گفت: وي هر روز از تمرينات و نحوه عملكرد مدارس فوتبال الوحده بازديد مي‌كند و همه مي‌دانند از ساعت 14:30 بعدازظهر به بعد او با حضور فيزيكي خود همه نكات را زير ذره‌بين دارد و بر همين اساس هيچ گروهي اجازه كم‌كاري به خود نمي‌دهد.

توتونچي از مدارس فوتبال ايران گلايه كرد و تاکید کرد: خودتان قضاوت كنيد چه تفاوت‌هايي بين ايران و امارات است ضمن اين كه امارات چند سالي است در اين زمينه سرمايه‌گذاري كرده و بايد ديد تفاوت ما با كشورهاي صاحب‌نام فوتبال جهان به چه ميزان است.

وي در پایان اظهار کرد: تا زماني كه در فوتبال ايران باند‌بازي و دروغ حاکم است و روابط جای ضوابط را گرفته طبیعی است که نمي‌توان انتظار خلق معجزه داشت . بايد در مقابل تمام زد و بندها در فوتبال ايران ايستاد. شايد آن زمان بتوان ادعا كرد در ايران گامي جهت رشد و اعتلاي مدارس فوتبال برداشته شده است.اميدوارم مسوولان مربوطه به خود بيايد تا شرايط مدارس فوتبال در ايران تغيير كند چرا كه با اين شيوه به هيچ جايي نخواهيم رسيد.
 
 
 
كفاشيان: قطبي هنوز سرمربي نشده است!
رئيس فدراسيون فوتبال گفت: قطبي هنوز سرمربي تيم ملي نشده و تا پايان هفته تكليف او مشخص مي‌شود.به گزارش فارس، علي كفاشيان در خصوص قرارداد افشين قطبي اظهار داشت: در مذاكراتي كه با مدير برنامه هاي وي صورت گرفت و با تغيير در برخي نكات قرارداد، مقرر شد تا پس از قطعي شدن قرارداد و امضا از سوي قطبي، فدراسيون اقدامات لازم را در دستور كار خود قرار دهد. وي عنوان كرد: از قطبي خواستيم تا حتي المقدور دستياران خود را ايراني انتخاب كند كه به طور مستمر كادر فني در كنار تيم ملي باشند. البته اگر دستياران وي خارجي هم باشند به مشكلي بر نخواهيم خورد.

كفاشيان افزود: تاكنون فقط مذاكرات اوليه صورت گرفته و تا امضاي قرارداد قطبي سرمربي تيم ملي نخواهد بود اما اگر تا پايان هفته قرارداد وي امضا شود، قطبي از ابتداي مرداد ماه به طور رسمي كار خود را به عنوان سرمربي تيم ملي آغاز خواهد كرد.

اين در حالي است كه مديربرنامه هاي اين مربي پيش‌تر از توافق با فدراسيون فوتبال براي حضور قطبي تا پايان جام ملت هاي 2011 خبر داده بود.
 
 
سردبیر گاردین:فيفا حق دخالت در موضوع مبارزه با فساد در فوتبال ايران را ندارد
سردبير روزنامه گاردين گفت كه فيفا حق دخالت در امور فدراسيون‌ها مانند مبارزه با فساد در فوتبال ايران را ندارد. مارتين راجرز در پاسخ به سوال فارس مبني بر اينكه مي‌شود يك مربي را به خاطر فساد مالي براي يك سال محروم كرد، اظهار داشت: مسئله مهم اين است كه بدانيم فيفا حق دخالت بي‌مورد در امور فدراسيون‌ها و اتحاديه‌هاي فوتبال را ندارد.

نويسنده روزنامه گاردين و خبرنگار ارشد مجله فوتبال جهان افزود: وقتي تصميمي در چارچوب قانون اتخاذ مي‌شود، رسيدگي به آن، توهين به واحد اتخاذ‌كننده آن تصميم است.

مارتين راجرز عنوان كرد: مشخص است كه فيفا براي رسيدگي به مشكلات فدراسيون‌ها هميشگي آمادگي دارد. هر مربي يا بازيكن بايد فيفا را خانه امن خود بداند؛ اما اين دليل نمي‌شود كه تصميم قانوني يك فدراسيون باعث شكايت اين عده شود. وي در گفت و گو با فارس، اظهار داشت: گاهي، محروميت‌هاي كوتاه مدت و مقطعي پاسخ مناسبي به حل مشكلات فوتبال نمي‌دهد و بايد با قاطعيت بيشتري با تخلفات برخورد شود.
 
 
 
تازه كردن داغ مردم توهين به افكار عمومي است
مديرعامل باشگاه پاس همدان گفت: جاي تاسف دارد كه صدا و سيما پس از گذشت دو هفته، به فكر تهيه برنامه‌هايي دستوري درباره ناكامي تيم ملي در صعود به جام جهاني افتاده و داغ دل مردم را تازه مي‌كند.

سيدكاظم اوليايي در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار كرد: اينكه صدا و سيما به مسايل ورزشي از جمله فوتبال مي‌پردازد خوب است اما بايد به موقع و به درستي به اين مقوله بپردازد تا به افكار عمومي توهين نشود.
وي افزود: صدا و سيما يك رسانه ملي است و هزينه‌هاي آن از بيت‌المال تامين مي‌شود لذا اگر برنامه‌ كارشناسانه‌اي براي پرداختن به موضوعات مهم فوتبالي تدارك مي‌بيند بايد اولا آن را در زمان به موقع برگزار كند و ثانيا از كارشناسان برجسته و خبره در اين زمينه استفاده كند چرا كه در غير اين صورت بدون شك باعث ايجاد تشويش در افكار عمومي خواهد شد. صداوسيما بايد در اين زمينه برنامه‌هايي را تدارك ببيند كه در چهارچوب واقعي فوتبال باشد و مطالب درست و كارشناسي را به مردم بگويد نه اينكه صرفا به تدارك برنامه‌هاي دستوري در اين زمينه بپردازد! ساختار فوتبال براي همه مشخص است و اين مقوله مجامع رسيدگي و كارشناسي خود را دارد و اينكه ما بخواهيم توسط يك سري آدمهاي نااهل و آنهم با عجله مهم‌ترين اتفاق فوتبالي كشورمان را به اين شكل به آن بپردازيم درست نيست.

مديرعامل باشگاه پاس همدان ادامه داد: اين كه ما بخواهيم هر كسي كه از جلوي جام جم عبور مي‌كند را به عنوان كارشناس به برنامه‌هاي كارشناسي فوتبال بياوريم، كار به سرانجام نمي‌رسد. اين كه در اين برنامه‌ها بدون در نظر گرفتن موضوع كارشناسي و روز فوتبال كشور بخواهيم يك سري توجيهات قديمي و افسوس‌هاي گذشته مبني بر نرفتن به جام جهاني را بيان كنيم، جز دليلي بر عقب ماندگي و ارتجاع ما چه چيز ديگري مي‌تواند باشد؟!

اوليايي مدعي شد: متاسفانه برنامه‌هايي كه در رابطه با تشريح فرآيند صعود تيم ايران به جام جهاني و اوضاع فعلي تيم ملي و فوتبال كشور در برنامه‌هاي فعلي صداوسيما مطرح مي‌شود كاملا دستوري بوده و حرف‌هاي تكراري در آن زده مي‌شود. آيا آن‌ها نمي‌دانند كه جامعه ما ديگر از اين حرف‌ها خسته شده است. آيا ما نمي‌خواهيم با برنامه‌هايمان به افكار عمومي احترام بگذاريم. آوردن كارشناسي نااهل و پرداختن به مسائلي غير اصلي در يك برنامه به طور مثال پربيننده چه ارزشي دارد؟ تازه اينكه ما بدون در نظر گرفتن شانيت و حق مردم اكنون پس از دو هفته به ناكامي تيم ملي در راهيابي به جام جهاني مي‌پردازيم، خود مساله‌اي ديگر است.

مديرعامل سابق باشگاه استقلال تهران گفت: در حال حاضر ما نياز داريم كه به تيم جوانان و اميدمان براي 4 سال آينده نگاه جدي‌تري داشته باشيم و براي آنها برنامه‌ريزي كنيم، شايد اين مساله و مواردي از اين دست بحث روز و مفيد فوتبال كشور باشد اما متاسفانه مي‌بينيم كه در برنامه‌هاي فعلي تلويزيون داغ مردم را براي نرفتن به جام جهاني تازه مي‌كنند و به نوعي از وقت تلويزيون كه براي مردم است و از بيت‌المال ارتزاق مي‌كند چنين استفاده نادرستي صورت مي‌گيرد.
 
 
فلورو به پرسپوليس نمي‌آيد
حضور سرمربي اسبق رئال مادريد در پرسپوليس منتفي شد. به گزارش فارس مسئولان باشگاه پرسپوليس خبر از حضور بنيتو فلورو سانس در تهران داده بودند اما اين موضوع منتفي شد. يكي از مسئولان باشگاه پرسپوليس در اين باره گفت: مشكلاتي به وجود آمد كه باعث شد حضور فلورو در ايران منتفي شود.
 
 
چرا مدیر عامل استقلال نام اين واسطه را نمي‌گويد؟
مديرعامل استقلال تهران بار ديگر اعلام كرد كه يك واسطه ايراني در فصل گذشته ليگ قهرمانان آسيا به او پيشنهاد داده كه اگر مبلغي را به يك داور آسيايي بدهند او استقلال را در برابر رقيب خود پيروز از زمين خارج خواهد كرد.

به گزارش ايلنا، اميررضا واعظي‌آشتياني گفت: يك واسطه ايراني 15 روز قبل از بازي استقلال با رقيب آسيايي در ليگ قهرمانان آسيا با مراجعه به من اعلام كرد اگر مبلغی را به فلان داور بدهيم او مي‌تواند باعث پيروزي استقلال شود اما من نپذيرفتم و گفتم كه بازيكنان استقلال با توانمندي خود مي‌توانند صاحب پيروزي شوند ونيازي به اين مسائل ندارند.

البته گفته ‌هاي واعظي آشتياني كه در هفتمين همايش فوتبال و رسانه‌ها بيان شد با واكنش حاضران از جمله رئيس‌ كميته داوران فدراسيون فوتبال مواجه شد و حتي دكتر پرويز سيار از پيشكسوتان داوري خطاب به واعظي آشتياني گفت كه هر كس خطايي را از فردي بداند و نگويد مجرم است اما باز هم واعظي آشتياني حاضر با بيان اسم واسطه مورد نظر نشد.

واعظي آشتياني در حالي از بيان اسم فرد مورد نظر خودداري مي‌كند كه به گفته او، اين واسطه،‌ ربطي به جامعه داوران فوتبال ايران ندارد و خارج از اين سيستم فعاليت مي‌كند. بنابراين اين سوال مطرح است كه چه فرد يا افرادي مي‌توانند آنقدر به آقاي آشتياني احساس نزديكي كنند كه به طور واضح به او در زمينه ارتباط با داوران آسيايي پيشنهاداتي را ارايه كنند.

يكي از افرادي كه اطلاعات كامل‌‌تری در اين زمينه دارد و نمي‌خواهد نامي از او ببريم و با همين شرط اطلاعات مورد نظر را در اختيار ما قرار دارد در اين خصوص مي‌گويد: داور مورد نظر از كشورهاي همسايه است و فردي كه با او ارتباط دارد يكي از ايرانياني است كه توانسته با اين داور مورد نظر زمينه رفاقت و دوستي برقرار كند. اين فرد مورد نظر ازطريقي خود را به يكي از افراد موثر در باشگاه استقلال نزديك كرده و از اين راه قضيه را به گوش مديريت استقلال رسانده‌اند. وي گفت: در هر حال با اسم افراد و شخصيت آنها نبايد بازي شود و من هم اعتقاد دارم كه آقاي آشتياني يا نبايد اين قضيه را بازگو مي‌كردند و يا اگر بازگو كردند بايد اسم فرد مورد نظر را هم مي‌گفتند.

اين فرد مطلع در پاسخ به اين سوال كه آيا اين اتفاقات تاثيري در آينده كاري داور مورد نظر نخواهد گذاشت گفت:‌ در هر حال وقتي فيفا از طريقي رسانه‌هاي ايران زمزمه برخورد سياسي با فوتباليست‌هاي تيم ملي ايران را زير نظر دارد و از فدراسيون‌ فوتبال توضيح مي‌خواهد، بعيد مي‌دانم afc از كنار مساله ای به اين مهمي به سادگي بگذرد و چه بسا شاهد برخوردهايي در آينده با اين جريان فاسد باشيم.
 
 
زندي: قطبي قبول داشت كه اشتباه كرده
ايران ورزشي- خيلي وقت است كه از فريدون زندي خبري نيست؛ آن‌قدر كم كه حتي نمي‌دانيم فصل آينده در چه كشوري و در چه تيمي توپ خواهد زد.
مدتي است كه كمتر مصاحبه مي‌كني و كلا هيچ خبري از شما نيست ...
■ دوست ندارم با حرف‌هايي كه مي‌زنم به حاشيه بروم اما واقعا تاسف خوردم كه نتوانستم براي تيم ملي بازي كنم. روزي كه قطبي من را براي بازي كردن در تيم ملي دعوت كرد، اميدواري زيادي به من براي بازي كردن داد اما با نزديك شدن به بازي‌ها هر روز از تركيب فاصله گرفتم و در 3 بازي حساس ايران اصلا بازي نكردم. من تنها نيمكت‌نشين محض تيم ملي بودم.
پس از قطبي ناراحت هستي؟
■كمي ناراحتم، اما بايد به او هم حق داد كه در مقام سرمربي تيم ملي تصميمات خاص خودش را بگيرد. چند روز پيش كه با قطبي تلفني صحبت كردم ناراحتي‌ام را انتقال دادم و او هم قبول كرد كه در اين‌باره تا اندازه‌اي اشتباه كرده.
بگذريم، اين روزها بحث حضور فريدون زندي در ليگ ايران هم شنيده مي‌شود. از طرفي حضورت در دبي هم شايعه بازي كردن در ليگ امارات را به وجود آورده ...
■ رفته بودم دبي كه استراحت كنم البته از 2 تيم عربي هم پيشنهاد دارم اما همه چيز را به مدير برنامه‌هايم سپرده‌ام. هدف اولم اروپا و به ويژه آلمان است.
پس با اين شرايط به نظر مي‌رسد كه بازي كردن در ليگ ايران آخرين گزينه‌ات خواهد بود.
■ نمي‌شود هيچ چيز را پيش‌بيني كرد اما اين اتفاق هم ممكن است بيفتد. پس شايد در ليگ برتر ايران هم بازي كردم.
مثل اينكه پيشنهاد پرسپوليس و مس كرمان خيلي جدي بوده؟
■ با مدير برنامه‌هايم حرف زده‌اند. حتي شنيده‌ام كه بعضي از روزنامه‌ها از توافق نهايي من با اين تيم‌ها نوشته‌اند. شايد صحبت شده باشد اما به هيچ وجه توافقات نهايي انجام نشده است.
 
 
 
وقتی گفتند ف. ک یاد فری کله پز محلمان افتادم
به نوشته ایسکا نیوز،کریمی گفت:در حالی که داشتم با تیم های لیگ برتری مذاکره می کردم نفراتی از سازمان لیگ با مکاتباتی که با آن ها انجام دادند باعث تغییر نظر مسوولین تیم ها در بستن قرارداد با من شدند.
کریمی با تاکید بر این مطلب به ایسکانیوز گفت: آقایان با صحبت هایشان می خواستند از گفتن حقیقت بپرهیزم اما باید بگویم حتی اگر تا آخر عمر هم محروم شوم ، هیچ هراسی از گفتن حقیقت ندارم.
سرمربی تیم داماش عنوان کرد: وقتی مساله ف . ک را در فدراسیون مطرح کردند آنها گفتند که منظورمان تو نیستی و وقتی این را شنیدم یاد فری کله پز محل خودمان افتادم.
وی اذعان داشت: برایم محروم شدن در لیگ برتر اهمیت ندارد و فصل آینده هدایت تیم داماش گیلان را بر عهده دارم.
کریمی در پایان اظهار داشت: برای احقاق حق خود توسط وکیلم اقدامات لازم را انجام دادم و مطمئن هستم که در محرومیتی که دچار شدم تخلفی انجام ندادم
 
 
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/13
| لینک ثابت

  او امتحانش را پس داده است

 خداداد عزيزى: حالا كه قطبى را حفظ  كردند، خودشان جواب مردم را بدهند

خداداد عزيزى از روند اتفاقاتى كه در فصل نقل و انتقالات مى افتد اصلاً راضى نيست. او اين فصل را جنگ ضعيف و قوى مى داند و معتقد است كه آنها توان رقابت با تيم هاى صنعتى را ندارند. خداداد همچنان به نظر قبلى اش اصرار داشته و خيلى قاطع مى گويد كه افشين قطبى در فوتبال ما كارآيى ندارد. خواندن مصاحبه ابرارورزشى با خداداد خالى از لطف نيست:
• از روند آماده سازى استقلال اهواز راضى هستيد؟
- شرايط ما در حال حاضر خوب است. از برنامه اى كه داشتيم جلوتر هستيم. ما يك ماه است كه كار مى كنيم و يك مقدار استراحت بچه ها را زياد كرده ايم. شرايط ما خوب است اما رسيدن به هدفى كه مدنظر خودمان و باشگاه است كمى سخت است چون بازيكنان مدنظرمان را هنوز نتوانسته ايم جذب كنيم. در حال حاضر ۴ بازيكن در ۳ پست مى خواهيم.
• فصل نقل و انتقالات به نظر شما چطور فصلى است؟
- قبلاً شرايط خيلى بهتر بود. زمانى كه خودمان بوديم وضعيت خيلى بهتر بود اما الان خيلى بد شده است. بحث قيمت ها را ندارم چون هر قيمتى كه بازيكنان بگويند مى توان در مورد آن بحث كرد اما بازيكن امروز يك جا صحبت مى كند و به توافق مى رسد و اما فردا از يك باشگاه ديگر سردر مى آورد. بازيكن پول زياد مى خواهد كه همه جاى دنيا هم همين است. من هم بحثى ندارم چون بازيكن بايد راضى باشد اما بازيكنان ما با ۵ باشگاه صحبت مى كنند و در نهايت با تيمى قرارداد مى بندند كه اصلاً صحبت نكرده بودند. تيم هاى صنعتى الان پيشنهاد از ۴۰۰ ميليون تا ۶۰۰ ميليون مى دهند اما تيمى مثل استقلال اهواز نمى تواند ۶۰۰ ميليون به يك بازيكن بدهد اما تيم هاى صنعتى راحت چنين پول هايى مى دهند. اين معضل بايد حل شود.
• شما چه راهكارى براى حل اين مشكل داريد؟
- يا تيم ها را كاملاً خصوصى كنند يا كاملاً دولتى. همه جاى دنيا تيم ها خصوصى هستند و هرچه بيشتر پول بدهند بيشتر آش مى خورند. من هم دوست دارم دروازه بانى مثل رحمتى درون دروازه تيمم باشد اما نمى توانيم ۶۰۰ ميليون تومان بدهيم.
• اينكه پيشنهاد ۶۰۰ ميليونى در فوتبال ايران مطرح مى شود نگران كننده نيست؟
- نه، چرا نگران كننده باشد؟ وقتى رئال مادريد به رونالدو ۹۰ ميليون يورو مى دهد اين به نفع بازيكن است اما همه چيز بايد يكنواخت باشد. يك موقع باشگاه هاى صنعتى سر يك بازيكن با هم رقابت مى كنند و۵۰۰ ميليون پول مى دهند اما ما چه كار كنيم؟
• خب شما صبر كنيد تا آنها بازيكنان موردنظرشان را بگيرند و بعد شما بازيكن بگيريد؟
- نمى شود. هرچه بازيكن خوب است را آنها مى گيرند و بعد ما بايد بازيكن بگيريم. ما كسانى را مى گيريم كه مجبور هستيم بگيريم. ما روى يك بازيكن دست مى گذاريم و با او توافق مى كنيم اما يك تيم صنعتى مى آيد و ۲۰۰ ميليون بيشتر به همان بازيكن مى دهد و ما نمى توانيم كارى بكنيم.
•  وقتى اين ارقام در فوتبال مطرح مى شود نبايد نگران باشيم كه در آينده چه پيشنهادات نجومى مطرح خواهد شد؟
- دست ما نيست چون ما تعيين نمى كنيم. آنهايى كه اين ارقام را مى دهند بايد نگران باشند. اصلاً دست ما نيست چون از اين پول ها نمى دهيم اما وقتى مثلاً سپاهان اين پول ها را مى دهد كارى نمى توانيم بكنيم.
• بحث رحمتى نيست اما واقعاً يك بازيكن در فوتبال ايران اينقدر مى ارزد؟
- اگر اين پول به بازيكن فوتبال برسد و پاى دلال وسط نباشد چون بازيكن زحمت مى كشد نوش جانش، من حرفى ندارم اما به اين رقم هاى عجيب و غريب اعتراض دارم. بازيكن بايد حقش را بگيرد در صورتى كه همه تيم ها اين توانايى را داشته باشند تا چنين پول هايى پرداخت كنند. الان جنگ ضعيف و قوى است و تيم هاى خصوصى مثل ما اين وسط مى سوزند.
• به كفاشيان فشار مى آورند كه استعفا بدهد. نظر شما چيست؟
- همين طورى هم ما را زير سؤال مى برند. ما را از چاله به چاه نيندازيد. در اين رابطه هيچ نظرى ندارم.
• به نظر مى رسد محتاط شده ايد؟
- نه. من نمى توانم جلوى زبانم را بگيرم و محروم مى شوم.
• البته اين محروميت ها كه براى شما مهم نيست چون باز هم تيم گرفتيد و مشغول به كار شديد؟
- آن خواست خدا بود چون عزت و ذلت دست خداست. يك عده اى ما را محروم كردند اما يكى، دو ماه بعد تيم گرفتم و كار كردم. اتفاقاً براى من و استقلال اهواز مهم است كه روى نيمكت باشم. من محتاط نشده ام اما الان جواب نمى دهم .اين بحث مجلس و فدراسيون است.
• به نظر شما كفاشيان بايد برود يا بماند؟
- باز هم نظرى ندارم. اين هم كه همان سؤال قبلى بود.
• و بالاخره قطبى حفظ شد.
- غلط است. خودشان مى دانند كه تيم ملى اگر نتيجه بگيرد فدراسيون برد كرده است و اگر نتيجه نگيرد فدراسيون ضرر مى كند .قطبى نمى تواند به فوتبال ما كمك كند.حالا كه او را نگه داشتند خودشان جواب مردم را بدهند. من مى گويم او در فوتبال ما كارآيى ندارد و امتحانش را پس داده است./ ابرار
 
 
 
كفاشيان: واهمه اى از بركنارى ندارم
على كفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال درباره اين شايعه كه گفته مى شود برخى از اعضاى مجمع به دنبال بركنارى او هستند گفت: من ترس و واهمه اى از استيضاح و بركنارى ندارم.وى در مورد ترك جلسه اعضاى مجمع پس از ۳۰ دقيقه خاطرنشان كرد: به علت اينكه جلسه كارشناسى بود آن را ترك كردم. من تنها آمدم تا در ابتدا خوشامدگويى كنيم و بعد جلسه را ترك كردم. ترك جلسه از سوى من به نشانه اعتراض نبود. جلسه در مورد نمايندگان استان ها بود كه بايد خودشان تصميم گيرى مى كردند و نيازى به حضور من در اين جلسه نبود.

 
 
 
 آب «بى فلسفه» مى خوريم و توت «بى دانش» مى چينيم
پرسپوليس چه سبكى را دنبال مى كند؟
عباس انصارى فرد دنبال چيست؟روزى كه او وينگادا را آورد همه نگاه ها به دنبال مكتب پرتغالى رفت. بر اين اساس حضور چهره هاى كم نام در تركيب اصلى حكايت از آن مى كرد كه قرار است پرسپوليس دوران گذر از محوريت ستاره ها را تجربه كند اما بعد از نلو، مكتب آلمانى مورد توجه مديرعامل ارتش سرخ ها قرار گرفت. در اين مكتب قدرت بدنى حرف اول را مى زند و البته رعايت نظم تاكتيكى و ديسيپلين در داخل و خارج از مستطيل سبز جزو واجبات است. آرى تاپ مولر مى توانست ظرافت هاى تكنيكى شاگردانش را با زمختى فوتبال ماشينى آلمان درهم آميزد اما در كنار اين اسم يك نام كروات مطرح شد، كسى كه در آن احتياط توأم با نتيجه گيرى محور به حساب مى آيد! البته پرزوويچ هم با پرسپوليس قراردادى نسبت تا بشنويم امروز نام يك مربى فرانسوى و يك اسپانيايى براى عقد قرارداد با قرمزها مطرح شده است! با توجه به مطرح شدن نام يك آرژانتينى بايد گفت سرخپوشان ظرف كمتر از يك ماه به سراغ مربيانى از ۵ مكتب متفاوت رفته اند كه چنين تناقضى حكايت از نداشتن برنامه مى كند و اينكه مراد حاج عباس صرفاً خارجى بودن كسى است كه قرار است روى نيمكت قرمزها بنشيند. وقتى به پروژه جذب مربيان «فراوطنى» نگاه مى كنيم، پيدا كردن الگويى براى رفتار مديران پرسپوليس امكان ناپذير است زيرا هر كشورى و هر تيمى اگر به سراغ مربيان خارجى مى روند « مكتب» خاصى را مدنظر قرار مى دهند. به طور مثال كره جنوبى نزديك به ۸ سال با مربيان هلندى كار مى كرد و يا ژاپنى ها اصرار به استفاده از مربيان برزيلى داشتند. در انگستان به سراغ اريكسون رفتند تا فوتبال سنتى شان را دگرگون سازد و امروز نيز با كاپلوى نتيجه گرا همكارى مى كنند تا بيش از چند دهه ناكامى خاتمه يابد و غرور از دست رفته فوتبال جزيره احيا شود. در ايران اما فلسفه اى در ارتباط با استفاده از مربيان غيربومى وجود ندارد و به اين نكته توجه نمى شود كه سبك بازى ما نزديك به كدام مكتب است و يا استفاده از مربيان فلان مكتب مى تواند چه تغيير مثبتى را در سبك بازى ما به وجود آورد. در اينجا از ويه راى برزيلى به ايويچ مى رسيم و از برانكو به قلعه نويى. بعد كلمنته اسپانيايى به كشورمان سفر مى كند و دست آخر كلمه سرمربيگرى را به نام دايى مى زنند. پرسپوليس هم امروز تعريف مشخصى براى اينكه چرا مى خواهد از سرمربى خارجى بهره بگيرد ندارد و دقيقاً به همين خاطر است كه انصارى فرد مشغول دور زدن در دنياست و راه مذاكره با همه مليت ها و مكتب ها و سبك ها را در پيش گرفته است. به قول شاعر آب بى فلسفه مى خوريم و توت بى دانش مى چينيم.
 
گفته‏های خنده‏دار پیشکسوت فوتبال
مصطفوی: صفایی فراهانی نگذاشت به جام جهانی برویم!
سایت گل در گزارشی کوتاه به حضور مردی در تلویزیون اشاره کرد که استاد ادعا کردن است و در آخرین ادعایش با حیثیت محسن صفایی فراهانی رئیس خوش سابقه فدراسیون فوتبال که هنوز الگوهای مدیریتی‏اش در این مجموعه، هنگام ضعف برخی مدیران مورد توجه قرار می‏گیرد، بازی کرده است.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در این گزارش کوتاه آمده است: "داریوش مصطفوی رئیس اسبق فدراسیون فوتبال و مدیر سابق باشگاه پرسپولیس پس از مدتها غیبت در تلویزیون آفتابی شد و با وجود دلخوری از شخص علی کفاشیان بابت ماجرای مدال‏های آسیایی، دفاع جانانه ای از او کرد. او که عقیده دارد فدراسیون فوتبال به ثبات محتاج است و باید به کفاشیان وقت داد، درباره حذف تیم ملی گفت: تیم ملی از کسانی ضربه خورد که اجازه ندادند بازی های روز پایانی مقدماتی جام جهانی همزمان برگزار شود. همان آدم‏هایی که باعث حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا شدند. آدمهایی که من جرات ندارم اسمشان را بیاورم اما دستشان با بن همام در یک کاسه است. اگر این دو بازی همزمان برگزار می شد ما حتما به جام جهانی می رفتیم! منظور مصطفوی واضح است، محسن صفایی فراهانی رئیس خوشنام فدراسیون فوتبال در دوره محمد خاتمی که اکنون در زندان است. کسی که همواره با مصطفوی مشکلات شدیدی داشته است."

اینکه مبنای دعوت داریوش مصطفوی با آن کارنامه درخشان که چشم هر مدافعی از رئیس اسبق را کور می‏کند به سیما چه بوده، جای پرسش دارد اما در هر صورت این گفته‏های شخصی که ثمره آخرین مدیریتش در پرسپولیس مشاهده شده بیشتر خنده‏دار به نظر می‏رسد تا قابل تامل و به همین دلیل بود که مصطفوی جرات نکرد نام محسن صفایی فراهانی را به طور مستقیم بیان کند، نباید کسی جرات کند گفته‏های وی را جدی بیگرد.

البته برای اینکه انگ خیانت به شخصی با آدرس دادن و نه ذکر نام مستقیم زد، نیازمند آن است که اشخاص متعددی با چنان مختصاتی وجود داشته باشند، حال آنکه تنها چند ایرانی از جمله صفایی فراهانی و خبیری در کنفدراسیون فوتبال آسیا فعالیت داشته و با بن‏همام نیز ارتباط نزدیکی دارند.

با این حال اگرچه به دلیل عدم ذکر نامی از صفایی فراهانی، امکان پیگیری حقوقی نسبت به مصطفوی در حد صفر است و تنها راهکار قانونی آن است که تمامی چهره‏های ایرانی فعال در AFC متحداً یک شکایت را تنظیم کرده و به اعاده حیثیت بپردازند اما آیا شخص مصطفوی نزد خود منطقی برای اثبات این موضوع دارد یا گفته‏های وی انعکاس ادعاهای دیگران است و آیا به واقع این گفته‏های خنده‏دار اصالتاً متعلق به پیشکسوت فوتبال ایران است؟!

چگونه مصطفوی اینچنین با قطعیت از صعود ایران به جام جهانی آفریقای جنوبی در صورت برگزاری همزمان دو بازی سخن می‏گوید، حال آنکه ایران تا پیش از این بازی بسیاری از امتیازات را از دست داده بود و صعود تیم ملی به جام جهانی به واسطه بی‏تدبیری‏ها به تار مویی بند بود؟

از سویی دیگر نباید فراموش کرد که یکی از اصولی که در تایید صلاحیت شهود در هر محکمه‏ای ملحوظ می‏شود، بی‏طرفی است که متاسفانه مصطفوی سوابق نشان می‏دهد وی و صفایی با هم ضدیت داشته و زیر یک سقف نمی‏توانند زمان طولانی دوام بیاورند، کما اینکه رئیس سابق کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال استمرار دبیرکلی مصطفوی را برنتابید و بر این اساس حتی در صورتی که مصطفوی مدعی شود هنگام طرح حذف ایران از مقدماتی جام جهانی در کنار صفایی فراهانی نشسته بوده، نباید مورد استناد قرار داد.

در این میان می‏بایست رسانه ملی نیز پاسخگو باشد که چگونه اجازه داده شخصی یک سویه به قاضی برود و هرآنچه علاقمند است، نثار دیگران کند. آیا صفایی فراهانی که دو بار از رئیس جمهور این مملکت نشان عالی دریافت کرده، جزو ملت ایران محسوب نمی‏شود و یا بنابر دلایلی مصلحت ایجاب می‏کند موقتاً محسوب نشود؟!
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/13
| لینک ثابت

   شاه‌حسيني: فدراسيون فوتبال به 20 سوالم پاسخ دهد

منشور اخلاقي خلاف اساسنامه فدراسيون عمل مي‌كند
من تعقيب و صدور حكم عليه‌ي «عنايت» را تقاضا كرده بودم

رييس پيشين كميته‌ي انضباطي فدراسيون فوتبال گفت: ما درد فوتبال را فراموش كرده‌ايم. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عبدالرحمن شاه حسيني در همايش فوتبال و رسانه با گلايه از تعيين زمان دو دقيقه‌اي براي ايراد سخنراني‌اش، ابتدا از صحبت كردن امتناع كرد ولي در ادامه با بيان اينكه 20 سوال از مسوولان فدراسيون فوتبال طرح كرده كه مشكلات كنوني فوتبال در آن نهفته شده است، گفت: پس از اظهاراتي كه آجرلو در يك برنامه تلويزيوني در خصوص حذف تيم ملي از جام جهاني داشت تا چهار بامداد بيدار ماندم و تمام قوانين فوتبال را مانند پرونده‌هاي حقوقي مرور كردم. من براي فوتبال كاري نكرده‌ام. هر روز از خدا مي‌خواهم اگر به فوتبال خدمت نكردم و حقي را به صاحبش نرساندم از گناه من بگذرد.

وي ادامه داد: تا كي مي‌خواهيم سانسور فني كنيم. همه موارد قانوني و اساسنامه‌اي كه از نظر من ناقص است قابل احترام هستند چرا كه مراحل تصويب را طي كردند و به تاييد هيات رييسه انتقالي، فيفا و هيات وزيران رسيدند.

شاه‌حسيني افزود: من از رييس فدراسيون، نايب رييس و دبيركل سه بار تقاضاي مناظره كردم. چرا الان رسانه‌هاي ما يك طرفه شده‌اند؟ چرا زماني كه آجرلو درد فوتبال را مي‌گويد، مي‌گوييم چون رييس فدراسيون فوتبال نشده است، اين انتقادات را مي‌كند؟ چرا فوتبالي‌ها در خانه‌هايشان نشسته‌اند؟ من 20 سوال محوري از آيين نامه انضباطي از آقاي كفاشيان دارم. مي‌خواهم فدراسيون به اين سوالات پاسخ دهد و كفاشيان به من بگويد كه برخي فعاليت‌ها غير قانوني است. كارهاي برخي مديران تا زمان تصويب هيات رييسه را چطور تعريف مي‌كنند؟

رييس پيشين كميته‌ي انضباطي فدراسيون فوتبال در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه من اهل مناقشه نيستم، تصريح كرد: من سند و نامه‌هاي رسمي از فدراسيون فوتبال دارم. تربيت قضايي به من آموخته كه اسناد و مداركي را از كارهاي مهمي كه انجام دادم را براي خودم نگه دارم. من اكنون سند دارم. آقاي عنايت گفت كه اگر بازيكني داور را هل دهد و داور هم او را هل دهد بايد در كميته داوران به اين مساله رسيدگي شود. متاسفانه رييس كميته داوران ما هنوز نمي‌داند كه هل دادن در بخش انضباطي فيفا و afc قرار دارد. من اين مسائل را مي‌گويم تا نگوييد شاه حسيني هم پنهان‌كار است. من تقاضاي تعقيب و صدور حكم عليه عنايت را به دليل استنكاف از حكم محسن قهرماني دادم.

وي افزود: در مقابل صحبت‌هاي من جبهه‌گيري نكنيد. اين ميزها چقدر براي شما باقي خواهد ماند. آجرلو سمت و پست‌هاي خود را گذرانده تا بتواند در فوتبال حرف بزند. اگر اين‌گونه فكر كنيم خيلي عقب‌مانده هستيم. بارها گفته‌ام كه تا وقتي شرايط شايسته‌اي نباشد به فوتبال بازنمي‌گردم. طبق مستندات برخي مواقع زور حاكم مي‌شود و پست‌ها اختيار دارند. آجرلو در برنامه زنده پاسخ انتقادات خود را نگرفت. امروز هم حرف‌هاي من را در اين همايش خفه كرده‌اند. پيشنهاد مي‌دهم براي منشور اخلاقي فدراسيون فوتبال ميزگردي در حضور اصحاب رسانه برگزار كنيد و از حضور كارشناسان بهره‌مند شويم. من حاضرم در اين ميزگرد ثابت كنم كه با مقررات موجود منشور اخلاقي چه جايگاهي در مقابل اساسنامه دارد. ما نمي‌توانيم با داشتن اساسنامه بر خلاف آن چيز ديگري داشته باشيم.

 

آقاي كفاشيان! بمان ولي مستقل باش
ياوري: با لباس معمولي نمي‌توان به مهماني مجلل رفت!

مربي و كارشناس فوتبال گفت: كسي كه در راس فدراسيون فوتبال قرار مي‌گيرد، بايد از قداست اين فدراسيون دفاع كند.

محمود ياوري در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: گذشت زمان به من آموخته است زمانه اين چنين است و اگر نمي‌تواني با آن دربيافتي كنار بنشين. متاسفانه آنهايي كه كار در دست‌شان نيست، دل‌هايشان يكي است اما، آنهايي كه در كارند، حرف هم را نمي‌فهمند. مرحوم دهداري، استاد بزرگ فوتبال و اخلاق را بركنار و من را به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب كردند اما، در همان زمان مرحوم سيداحمد خميني به فدراسيون نامه نوشت و گفت دهداري بايد بماند اما، رييس فدراسيون وقت استعفا كرد و گفت در انتخاب سرمربي تيم ملي رياست فدراسيون اختيار تام دارد. بحث من با كفاشيان نيز همين است. به او مي‌گويم بمان ولي مستقل باش و اگر ماندي خودت باش و از قداست فدراسيون دفاع و هر كسي را كه انتخاب كردي از آن حمايت كن. كفاشيان شخصيت بالايي دارد و ماخوذ به حياست اما بايد مستقل باشد. من كفاشيان را واقعا دوست دارم و نبايد با شخصيت افراد بازي كرد.

وي تاكيد كرد: هر كسي بايد خودش را اصلاح كند، خود را طماع نشان ندهد و خودستا و خودمحور نباشد. همه جنگ و دعوايي كه در دنيا وجود دارد بر سر همين خودستايي است. كسي كه در راس فدراسيون فوتبال قرار مي‌گيرد، با احساس و شخصيت و شور و اشتياق حداقل 50 ميليون نفر سروكار دارد و تنها كسي كه مي‌تواند از اين حقوق دفاع كند بايد اين مسووليت را بپذيرد. من حرف‌هايم را قبلا زده‌ام چون قبلا صحبت كرده‌ام حالا حرفي براي گفتن ندارم.

اين كارشناس فوتبال درباره علت ناكامي تيم ملي فوتبال خاطرنشان كرد: يك مهماني عادي معمولي را با لباس عادي و معمولي مي‌توان رفت ولي براي رفتن به مهماني مجلل و ارزشمند بايد از اول هفته امكانات را فراهم كرد. لباس و كفش و پارچه خريد. جام جهاني هم جايي است كه بالاترين تكنيك‌ها و تاكتيك‌ها در آن به نمايش درمي‌آيد و طولاني‌ترين مسير را براي رسيدن به قله بايد پيمود. حالا آقايان بررسي كنند كه ما در اين چهار سال چه كار كرديم كه حالا انتظار نتيجه داريم و از آن طرف بررسي كنند ببينند كه كره، امارات و عربستان چه كرده‌اند. ما چه بذري پاشيده‌ايم كه حالا بخواهيم آن را درو كنيم.

وي با ابراز تاسف گفت: در اين چهار سال نصف وقت‌مان را تلف كرديم و بعد از آن فقط بحث كرديم و بحث و بحث و كار به جايي رسيد كه قطبي بين دو نيمه بازي فجر و پرسپوليس از بازيكنان خداحافظي كرد اما، به يك باره گفتند دايي سرمربي شد. نمي‌دانم چگونه قطبي آمد و رفت و دايي آمد و رفت. قطبي كه 30 سال عمر خود را در آمريكا گذرانده به يكباره سر از ايران درمي‌آورد و بلافاصله سرمربي تيم ملي مي‌شود. او چه مي داند كه ما در اين 30 سال چه كشيده ايم و چه اتفاقاتي افتاده است. ما در كارهاي‌مان ضابطه نداريم و براساس رابطه كار مي‌كنيم. من حرف‌هايم را زده‌ام اما، آنچه به جايي نرسد فرياد است. انتخاب سرمربي خيلي مهم است به عنوان مثال برانكو تا قبل از جام جهاني خوب كار كرد ولي حضور خوب در جام جهاني به يك مربي با كلاس بالاتر نياز دارد. ما علت ها را رها كرده‌ايم و به معلول چسبيده‌ايم.

وي در ادامه به انتخاب شدن دايي اشاره كرد و گفت: دايي اسوه فوتبال ايران و جهان است ولي مربيگري زمان مي‌خواهد. به اين سادگي نيست. دايي بازيكن ارزشمندي بود و به او ارادت و اعتقاد دارم ولي يك مربي خوب شدن زمان مي‌برد. من از سال 1350 كه فوتبال را كنار گذاشتم سر تيم دوم پاس رفتم بعد تيم‌هاي اصفهاني و جوانان اصفهان و جوانان تهران را هدايت كردم. به اين راحتي نمي‌شود سرمربي تيم ملي شد.

ياوري در پاسخ به اين سوال كه آيا هنوز هم عضو كميته فني هستيد يا نه خاطرنشان كرد: نمي‌دانم شايد كميته فني تشكيل شده باشد اما، من ديگر به آن دعوت نشده‌ام ولي اگر يك روز از من دعوت كنند به خاطر مملكتم مي‌روم.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا براي مربيگري در ليگ پيشنهاد داريد، اظهار كرد: از تيم فجر پيشنهاد داشتم اما، چون مي‌خواستند در اختياراتم وارد شوند قبول نكردم. 38 سال است كه اين رويه را ادامه مي‌دهم اگر بخواهم اعتقاداتم را زير پا بگذارم ضرر شخصيتي مي‌كنم و دور نماي كار خراب مي‌شود. از لحاظ مالي مشكلي با فجر نداشتم اما، اختياراتم محدود مي‌شد. اختيارات ناموس من است و نمي‌توانم از آن بگذرم.

 

گزارش تلويزيون ترکيه از اردوي تيم سپاهان در حومه آنکارا
سپاهان، توفان زرد ايران!

"بازيکنان تيم فولاد مبارکه سپاهان اصفهان در اردوي گلباشي در حومه آنکارا براي فصل آينده ليگ برتر و حضور در جام آسيايي آماده مي شوند." به گزارش ايسنا،‌ پايگاه اينترنتي تلويزيون دولتي ترکيه اين مطلب را در گزارشي از اردوي سپاهان عنوان کرد.

"تي. آر. تي " افزود: سرمربي اين فصل فوتبال سپاهان امير قلعه نويي مردي نام آشناست، مردي که سرد و گرم چشيده فوتبال ايران است و از پر افتخارترين سرمربي‌هاي ليگ برتر ايران به شمار مي رود. سرمربي تيم ابتدا بازيکنان را دور خود جمع مي کند و بر جديت کار و تمرين تاکيد مي کند، فضاي بين بازيکنان و کادر تيم صميمانه است اما قلعه نويي در زمان تمرين جدي مي شود و جديت را مي شود از سخنان او پي برد.

مجيد بصيرت بازيکن سابق و سرپرست کنوني فولاد مبارکه سپاهان خوشحالي خود را از اينکه قلعه نويي را به اصفهان آورده‌اند نمي تواند پنهان کند و مي گويد سپاهان در فصل جديد قوي تر و کارآزموده تر به ميدان خواهد آمد. بازيکنان سپاهان دور زمين را مي چرخند و خود را براي مسابقه با يکي از تيمهاي سوپرليگ ترکيه آماده مي کنند.

ناصر صادقي بازيکن سالهاي نه چندان دور گالاتاسراي ترکيه نيز در اردوي سپاهان در ترکيه حضور دارد و هماهنگ کننده اين اردو در ترکيه است.

"تي. آر. تي " اضافه مي کند: بايد ديد اردوي آنکارا براي سپاهان، تيمي که بين طرفدارانش تيم توفان زرد ناميده مي شود تا چه حد مثمر ثمر خواهد بود، جديت سرپرست، سرمربي و بازيکنان تيم حکايت از عزم اين تيم در رسيدن به جايگاهي برتر مي کند. تنها مشکل اردوي "گولباشي " در حومه آنکارا حضور نداشتن بازيکنان خارجي سپاهان (عماد رضا، توره و آرماندو) است و آن طور که مجيد بصيرت مي گويد اين بازيکنان نيز به زودي به اردو خواهند پيوست.

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/13
| لینک ثابت

  انصاري‌فرد: "رضايي" را نمي‌خواهيم؛ اظهارات"نيكبخت" درست نيست

هواداران نگران نباشند، براي قهرماني مي‌آييم
پرسپوليس آن‌قدربدبخت نشده است به بازيكن التماس كند!

مديرعامل باشگاه پرسپوليس گفت: پرسپوليس آنقدر بدبخت نشده است كه براي تمديد قرارداد با بازيكنان مختلف، التماس كند!

عباس انصاري‌فرد در گفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيرامون آخرين وضعيت سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس، اظهار كرد: با منتفي كردن حضور مربي اسپانيايي (بنيتو فلورو سانس) در تيم پرسپوليس كه در چند سال گذشته سابقه قابل توجهي نداشته، چند گزينه ديگر را مدنظر داريم كه پس از انجام مذاكرات، بزودي سرمربي تيم را انتخاب و معرفي خواهيم كرد.

وي در توضيح علت منتفي شدن مربي اسپانيايي در تيمش، تصريح كرد: با بررسي سوابق او كه حدود پنج‌سال است كه به طور حرفه‌اي مربيگري نكرده، در جلسه‌اي با اعضاي كميته فني دريافتيم كه او شرايط لازم را ندارد. ضمن اين كه پس از تحقيقاتي كه خودمان به عمل آورديم، سوابق تحصيلي، پزشكي و ... كه در برخي رسانه‌ها درباره او منتشر شده بود صحت نداشت يا به صورت خيلي جزيي سابقه‌اي بوده كه خارج از معيارهاي ماست.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا سازمان تربيت بدني براي تامين پول اعضاي كادر فني تيم پرسپوليس سقفي قرار داده است، گفت: بله، تمام تيم‌هاي دولتي اعم از تيم‌هايي كه به طور مستقيم زير نظر سازمان تربيت بدني هستند و تيم‌هايي كه تحت وزارت‌خانه‌هاي صنايع،‌ راه‌ و ترابري و... تامين اعتبار مي‌شوند، امسال براي قراردادهاي مربيان و بازيكنان‌شان به خصوص كادر فني تيم، سقفي دارند اما ظاهرا تنها اين تيم پرسپوليس است كه سعي در رعايت اين سقف دارد چرا كه اكثر تيم‌هاي دولتي بدون در نظر گرفتن اين مساله اقدام به عقد قرارداد با مربيان و بازيكنان مدنظرشان كردند.

وي افزود: در حال حاضر ما قصد داريم تا ضمن در نظر گرفتن شرايط و سطح كيفي گزينه‌هاي مدنظر سرمربيگري پرسپوليس، حد و حدود مباحث مالي قرارداد را هم با آنچه كه به ما اعلام شده، مطابقت دهيم. همين مساله كار را تا حدودي دشوار و البته زمان‌بر مي‌كند.

انصاري‌فرد در پاسخ به اين سوال كه چه توضيحي براي هواداران پرسپوليس كه اين روزها به خاطر عدم انتخاب سرمربي تيم و ثبت قرارداد بازيكنان براي فصل آتي نگران هستند، داريد به ايسنا گفت: به هواداران پرشور پرسپوليس اعلام مي‌كنم كه اگر انتخاب سرمربي تيم كمي به طول انجاميده، به دليل آن است كه مي‌خواهيم فردي را در راس كادر فني قرار دهيم كه در طول فصل هيچ نگراني از بابت مربيگري تيم نداشته باشيم. بالاخره در اين پروسه بايد شرايط را در همه ابعاد سنجيد، ضمن آن كه متاسفانه سنگ‌اندازي‌هاي بسياري هم در اين زمينه انجام مي‌شود.

وي ادامه داد: ديگر نمي‌توانيم نام گزينه‌هاي مدنظرمان را اعلام كنيم چرا كه واقعا عده‌اي به دنبال كارشكني در پرسپوليس هستند؛ افراد زيادي چون واسطه‌ها، بدخواهان، فرصت‌طلب‌ها و كساني كه روزي در پرسپوليس بودند جزو اين گروه قرار دارند. جاي تاسف دارد كه بلافاصله پس از مطرح شدن نام مربي يا بازيكن خارجي، به صورت تلفني، ايميل و... تماس مي‌گيرند و شرايطي بوجود مي‌آورند كه اگر قرار بود به طور مثال با 300ميليون تومان به تيم ما بپيوندد، حال ما با رقم 800 ميليوني مواجه مي‌شويم!

انصاري‌فرد ادامه داد: هواداران پرسپوليس مطمئن باشند كه سرمربي تيم‌شان را بزودي معرفي خواهيم كرد و پرسپوليس اين فصل تيمي خواهد بود كه به لحاظ مربي و تركيب بازيكنان، بسيار قدرتمند است و در عمل براي قهرماني وارد مسابقات خواهد شد. از آنها مي‌خواهم كه به اين جوسازي‌ها و شايعات توجهي نكنند و اخبار را از قول خودمان و از رسانه‌هاي معتبر پيگيري كنند.

مديرعامل باشگاه پرسپوليس همچنين درباره شرايط حضور بازيكناني چون علي كريمي، محسن خليلي، رحمان رضايي، ميثاق‌ معمارزاده و... در اين تيم براي فصل آتي، تصريح كرد: صحبت‌هاي ضمني با علي كريمي داشتيم و او قرار است يكشنبه (فردا) مذاكرات حضوري با من داشته باشد. خبر پيشنهادات مختلف تيم‌هاي خارجي براي كريمي را تنها در برخي روزنامه‌ها ديدم و حتي رقم درخواستي او براي عقدقرارداد با پرسپوليس را هم نمي‌دانم كه تمام اين مسايل در جلسه فردا مشخص خواهد شد. همچنين در مذاكراتي با محسن خليلي نظرات او را شنيديم و پيشنهادات مالي و خواسته‌هاي باشگاه را هم به وي اعلام كرديم كه هنوز پاسخي به ما نداده است.

وي افزود: ميثاق معمارزاده هم چنين شرايطي را دارد؛ او جلسات حضوري را نيز با من داشته است اما متاسفانه در برخي روزنامه‌ها مي‌بينم كه گفته است هنوز تماسي با وي گرفته نشده است. حال يا چنين صحبتي را انجام داده يا به نقل از او نوشته‌اند. اما درباره رحمان رضايي نيز بايد بگويم كه باشگاه پرسپوليس تمايلي به ماندن اين بازيكن در تيم ندارد.

انصاري‌فرد در پاسخ به اين سوال كه به چه علت تمايل به ماندن نيكبخت واحدي در پرسپوليس نداشتيد، به ايسنا گفت: اين بازيكن هم شرايطي مشابه بسياري از بازيكنان ديگر داشت. ما به طور رسمي به نيكبخت اعلام كرديم كه باشگاه تمايل به ماندن وي در تيم دارد اما او به صراحت گفت كه قصد دارد در فصل آتي، حتي‌الامكان براي تيمي در خارج از تهران بازي كند. گفت‌وگوها مابين باشگاه و نيكبخت در حضور يك شاهد انجام شده اما نمي‌دانم چرا اين بازيكن شرايط را به گونه ديگري بيان مي‌كند؟ چرا دلايل ديگري كه كاملا صحت ندارد را براي قطع همكاري با پرسپوليس بيان مي‌كند؟ براي مثال بازيكنان ديگري چون حسين بادامكي و برخي ديگر كه به نام آنها اشاره كردم هم با ما مذاكره كردند و ضمن اعلام تمايل ما به ماندنشان در پرسپوليس، خواسته‌هاي باشگاه را اعلام كرديم اما رفته‌اند و هنوز جوابي نداده‌اند. موبايلشان خاموش است و حتي يك تماس هم با باشگاه نمي‌گيرند. ما كه نمي‌توانيم براي حضور آنها در تيم التماس كنيم! واقعا تيم بزرگي چون پرسپوليس اين قدر بدبخت شده است كه براي تمديد قرارداد با بازيكنان مختلفي در اين سطح، چنين سرنوشتي را داشته باشد؟!

وي خاطرنشان كرد: بسيار خوشحالم كه تاكنون بازيكنان مدنظرمان را جذب كرديم و با برخي از نفرات گذشته هم تمديد قرارداد داشتيم. در حال حاضر هم تمرينات بدنسازي و آمادگي تيم جريان دارد و با اضافه شدن حسين عبدي به جمع تيم كه مهارت لازم را در مباحث فني و آماده‌سازي تيم در اين مرحله دارد، اميدواريم به خوبي مهياي مسابقات فصل آتي شويم.

انصاري‌فرد در ارزيابي‌اش از شرايط حسين عبدي و دليل انتخاب او به عنوان مربي پرسپوليس، به ايسنا گفت: عبدي مربي تحصيلكرده و از قديمي‌هاي پرسپوليس است. او واقعا مربي توانايي است كه مطمئن هستم مي‌تواند در تيم ما موفق باشد. البته شايد فصل گذشته با تيم داماش وضعيت چندان مساعدي نداشته است اما بايد توجه داشت كه در آن تيم يك نفر تصميم‌گيرنده نبود و چندين نفر در امور فني و تصميمات آن دخالت داشتند.

مديرعامل باشگاه پرسپوليس از حضور بازيكن عراقي در تيمش خبر داد و درباره آخرين وضعيت جذب بازيكنان خارجي گفت: از چهار سهميه‌ بازيكنان خارجي تنها با يك بازيكن قرارداد بستيم كه آن هم اشپتيم آرفي در خط حمله است. با تحقيقات و مذاكراتي كه داشتيم به احتمال فراوان يك هافبك عراقي نيز به تيم ما خواهد پيوست. همچنين دو بازيكن خارجي ديگر ما هم احتمالا برزيلي خواهند بود كه در حال حاضر هم مشغول فراهم كردن مقدمات حضورشان در تيم هستيم.

وي درباره مشخص شدن اسپانسر فصل آتي پرسپوليس نيز، گفت: مذاكراتي با چندين شركت داخلي و خارجي در اين زمينه داشتيم. متاسفانه با توجه به شرايط اقتصادي فعلي بازار كشور، شركت‌هاي داخلي تمايل چنداني براي قبول حمايت مالي از تيم پرسپوليس ندارند. در اين رابطه تنها با تكيه به ارتباطات با گزينه‌هاي مختلف خارجي مذاكرات بيشتري داشتيم و تلاش مي‌كنيم بهترين آنها را براي پرسپوليس در نظر بگيريم. باز هم تاكيد مي‌كنم كه حتي شركت‌هاي خارجي هم بنابر صرفه اقتصادي حاضر به قبول اين مسووليت نيستند و اگر هم مي‌آيند تنها به خاطر ارتباطات‌هايي است كه با آنها داشتيم.

وي همچنين از برگزاري جلسه مطبوعاتي در آينده نزديك خبر داد و گفت: در نشست خبري به طور مفصل برنامه‌ها و اقدامات پايه‌اي و آكادميك پرسپوليس را تشريح خواهم كرد؛ اينها اقداماتي هستند كه براي پرسپوليس ماندگار خواهند بود؛ حال چه من باشم و چه نباشم.

انصاري‌فرد در پايان گفت: به هواداران واقعي پرسپوليس اطمينان مي‌دهم كه تيم خوب و پرقدرتي را در فصل آتي از پرسپوليس خواهند ديد. اين روزها واقعا كارشكني‌ها عليه پرسپوليس بسيار است و عده‌اي هم سعي مي كنند ما را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. آنها بدانند كه شرايط به اين شكل است كه باعث شده تا اطلاع‌رساني ما هم درباره انتخاب مربيان و بازيكنان تيم، محدود شده است.

 

با منشور اخلاقي موافقم
آشتياني: يكي از دوستان براي داور ليگ قهرمانان درخواست رشوه كرد
سيار: كساني كه به رشوه آگاه هستند اما چيزي نمي‌گويند مجرمند

اميررضا واعظي آشتياني گفت: من با منشور اخلاقي و رفتاري فدراسيون فوتبال موافقم ولي منشور عاري از نقص نيست و ما بايد نقاط ضعف آن را برطرف كنيم.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مدير عامل باشگاه استقلال اظهار كرد: در بحث منشور اخلاقي من با نگاه برخي از دوستان موافق هستم و برخي موارد را نيز تاييد نمي‌كنم، اگر نسبت به مطلبي از يك روزنامه اشاره مي‌كنم اين مساله صادقانه است چرا كه من نه از قبل با كسي رفاقتي داشتم و نه خصومت. چقدر خوب است كه مطالب خوب، منطقي، به دور از فرافكني و لفافه‌بازي نوشته شود. معتقدم ما بايد مطالب را پاك‌نويسي كنيم چرا كه هيچ‌كس عاري از خطا نيست، طبيعي است كه من هم در برخي از مسائل به گونه‌اي تصميم مي‌گيرم كه چالش‌هايي را به همراه دارد ولي آيا اين با تذكر دادن يا سفسطه كردن جور درمي‌آيد. اگر مبنا را بر منطق بگذاريم و بخواهيم صحبت‌هاي تاثيرگذاري داشته باشيم بايد با نگاهي كارشناسانه به اين موضوع‌ها نگاه كنيم. نبايد فكر كنيم نظرات شخصي كارشناسانه هستند.

وي افزود: من مدعي كارشناسي نيستم ولي اعتقاد ندارم هر چه كه از مغز تراوش مي‌كند بايد روي كاغذ بيايد، اين دليل نمي‌شود كه هر چه در ذهنم دارم در گفت‌وگو با رسانه‌ها انتقال دهم، چه خوب است پيش از مطرح كردن يك موضوع آن را تحقيق و رصد كنيم تا اثرگذار باشد. من با منشور اخلاقي فدراسيون موافقم ولي منشور عاري از نقص نيست، من چه بخواهم چه نخواهم مديرعامل باشگاه استقلال هستم و اين باشگاه در كنار شخصيت خودم به من شخصيت جديدي داده است. اين مساله در مورد سرمربي و بازيكنان تيم نيز همين‌طور است. من معتقدم باشگاهها وظيفه كار فرهنگي براي تماشاچيان ندارند و موظفند بحث فرهنگي در مجموعه خودشان داشته باشند.

واعظي آشتياني در بخش ديگري از سخنان خود تصريح كرد: تماشاگراني كه در استاديوم حاضر مي‌شوند اعضاي جامعه ما هستند و از مريخ نيامده‌اند، متوليان فرهنگي جامعه بايد كار فرهنگي كنند، اگر ناهنجاري مي‌بينيم بايد به مقررات مراجعه كنيم، قانون را مجلس تصويب مي‌كند، مقرراتي كه سازمانها تعيين مي‌كنند بايد آنچنان كارشناسي شوند كه هزينه جرم كردن آن قدر سنگين باشد تا كسي جرات نكند در استاديوم‌ها مرتكب جرم شود. ما بايد چارچوب‌ها را خوب بشناسيم كه متاسفانه نمي‌شناسيم. خودمان را فارغ از سيستم مي‌دانيم.

مديرعامل باشگاه استقلال خاطرنشان كرد: من تعدادي مخاطب دارم كه از رفتار و گفتار و كردارم الگوبرداري مي‌كنند، بنابراين بايد طوري رفتار كنم كه از من استفاده ببرند، ما هرگونه رفتار كنيم روي قشر خاصي تاثير مي‌گذارد، من يك عده موافق و يك عده مخالف دارم ولي بايد بدانم كه موافق‌ها از من الگو مي‌گيرند، منشور همين است. من به همه احترام مي‌گذارم چرا كه همين قدر كه مي‌خواهم احترام ببينم بايد احترام هم بگذارم.

وي با تاكيد بر اينكه ما از سيستم تبعيت نمي‌كنيم اظهار كرد: ما در اجزاي مختلف كار مديريتي و اجرايي از تبعيت نداشتن از سيستم رنج مي‌بريم، به هر حال منشور تعريف شده و ما بايد آن را رعايت كنيم. اگر از نظر عقل ما اين منشور اشكال دارد بايد بپذيريم.

واعظي آشتياني اضافه كرد: بزرگترين اشكال ما اين است كه از سيستم خود تبعيت نداريم. دنياي توسعه يافته هيچ چيز برتري از ما ندارد. ما ايرانيان از نظر فكري و هوش و ذكاوت از حد خوبي برخوردار هستيم ولي آنها تابعيت پذيرفتن دارند. ما در مجموعه فدراسيون، باشگاه، سازمان و تشكيلات اقتصادي همه‌چيز را خودمان قضاوت مي‌كنيم. اگر به سيستم احترام بگذاريم در ابعاد مختلف به نتيجه مي‌رسيم البته در اين راه به ابزارهايي هم نياز داريم.

وي كه در همايش رسانه و فوتبال سخن مي‌گفت، سوالي از جانب مجري برنامه مبني بر معرفي نام داوري كه از واعظي آشتياني رشوه خواسته عنوان شد كه وي در جواب تصريح كرد: در يك برنامه تلويزيوني كه با سردار آجرلو به طور مشترك حضور داشتيم يك اشاره كوتاهي به اين موضوع كردم ولي نامي نياوردم. اگر اين نام را بياورم فاتحه فوتبال ما خوانده شده است. داور به من پيشنهاد مستقيم نداد. يكي از دوستان آمد و عددي را به من پيشنهاد كرد منظور من داور ايراني نيست. براي بازي‌هاي ليگ قهرمانان آسيا اين پيشنهاد ارائه شد. اگر ما مديران كدي مي‌دهيم براي اين است كه احتياط كنيم. اگر ما پاكسازي درون سيستم را رعايت نكنيم با تبعاتي مواجه مي‌شويم كه ديگر نمي‌توانيم آن فوتبال را جمع كنيم.

وي افزود: من در پاسخ به آن دوست گفتم كه از پرداخت فلان قدر پول زجر مي‌كشم. بازيكنان ما زحمت مي‌كشند و ان‌شاءالله موفق هم خواهند شد. اين موضوع 15 روز قبل از يكي از مسابقات ما در ليگ قهرمانان آسيا بود. دو روز قبل از اين مسابقه نيز آن فرد به نزد من آمد و رقم پيشنهادي را پايين‌تر آورد. اين فرد دوست فوتبالي نيست ولي در فوتبال ما شناخته شده است. او به من گفت كه مي‌توان اين داور را با فلان قدر پول خريد.

در ميان اظهارات واعظي آشتياني، "سيار" كارشناس داوري در پاسخ به مسائل مطروحه از سوي آشتياني گفت:" كساني كه راجع به رشوه آگاه هستند و چيزي به زبان نمي‌آورند مجرم هستند."

مديرعامل باشگاه استقلال پس از اظهارات سيار متذكر شد: شايد من خائن هستم كه نام آن فرد را نمي‌گويم ولي ما بايد در برخي مواقع تذكري دهيم كه افراد رفتارشان را درست كنند. هر مديري در مجموعه‌اش بايد حواسش را جمع و هماهنگي لازم را داشته باشد. قطعا يك مدير ضريب خطا نيز دارد. اگر كسي بگويد سيستمي در اجرا خطا نمي‌كند اشتباه است. براي رسيدن به هدف برنامه لازم است، شايد در اين راه نيز با چالشهاي غير قابل پيش‌بيني مواجه شويم. از نظر من آنجاست كه بايد اين مسائل اصلاح شود.

وي ادامه داد: اگر مديران به دقت پيرامون خود را رصد كنند و از افرادي كه مجريان خوبي هستند استفاده كنند موفق خواهند بود. قهرماني يك سيستم نه متعلق به مديرعامل است و نه سرمربي و نه بازيكنان بلكه مربوط به همه مردم است.

 

كربكندي : صداوسيما در وقت لازم سكوت كرد
در فوتبال و ورزش ما چيزي سرجاي خودش نيست
آقايان با همين رويه ادامه دهند تا ببينيم به كجا مي‌رسيم!

كارشناس فوتبال گفت: متاسفانه بايد به صراحت بگويم كه در فوتبال ما و اصلا ورزش ما هيچ چيز سر جاي خودش نيست و با اين رويه‌اي وجود دارد بگذاريم اين آقايان ادامه دهند تا ببينيم به كجا مي‌رسيم!

رسول كربكندي در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: يادم مي‌آيد در جلسه‌اي كه با مضمون يار دوازدهم تيم ملي در صدا و سيما برگزار شد و بنده هم در آن حضور داشتم، "ضرغامي" رييس فدراسيون بر امر حمايت همه جانبه از تيم ملي تاكيد و از ديگران درخواست مي‌كرد. در آن جلسه همچنين بر امر برنامه ريزي براي پيشبرد تيم ملي تاكيد شد اما اكنون بعد گذشت بيست روز از حذف ايران از راهيابي به جام جهاني، به اين موضوع پرداخته مي‌شود!

وي افزود: نقش فدراسيون پيش از صعود به جام جهاني و پس از آن در بهبود اوضاع تيم ملي بسيار مهم است، آن زمان كه قطبي پس از يك پروسه بي‌برنامگي سرمربي تيم ملي شد و قول‌هاي پي در پي با ادبيات خاص به مردم مي‌داد، تلويزيون هم به اين مساله مي‌پرداخت اما پس از حذف از جام جهاني همه اخبار ناشي از اتفاق بزرگي چون ناكامي در راهيابي به اين مسابقات زير سايه حال و هواي اتفاقات و اخبار سياسي جاري در فضاي اجتماعي كشور، فراموش و به آينده سپرده شد، همه مردم به وضوح شاهد آن بودند كه صدا و سيما در وقت لازم سكوت كرد!

كربكندي همچنين پيرامون ناكامي تيم ملي در راهيابي به جام جهاني نيز، ادامه داد: حال اين كه ما نتوانستيم به جام جهاني كه بزرگترين ويترين فوتبال كشورهاي دنياست برويم، اتفاقي بود كه انتظار آن مي‌رفت. تمام كشورهاي دنيا پس از اتمام مسابقات جام جهاني اقدام به برنامه‌ريزي براي بهتر شدن فوتبال ملي و حل كردن مشكلات آن مي‌كنند اما از آنجا كه ما در هيچ مقطعي در فوتبال، اصولي كار نكرديم، هنوز كاروان تيم ملي به همراه رييس فدراسيون در آلمان بودند كه فوري با آنها تسويه حساب كرديم. ما حتي صبر نكرديم تا آنها به كشورشان باز گردند و خستگي را بر تن آنها باقي گذاشتيم.

وي افزود: آنجا بود كه بار ديگر به وضوح ديديم تصميم‌هاي ما اصولي و ضابطه‌مند نيست بلكه علاقه زيادي به تسويه حساب‌هاي سريع داريم. از آن زمان به بعد حدود دو سال طول كشيد تا توانستيم براي فدراسيون فوتبال، رييسي انتصابي پيدا كنيم! كه در نهايت به طور طبيعي نتوانستيم برنامه‌ريزي مناسبي هم داشته باشيم. در آن مقطع تصاحب پست رياست در فدراسيون جنبه سياسي پيدا كرد و رييس سازمان تربيت بدني تمايل به قبول اين مسووليت داشت؛ اين حالت باعث شد كه حتي وقتي او از حضور در انتخابات رياست هم صرفنظر كرد، ما باز هم شاهد انتصابات بوديم نه انتخابات چرا كه غير از رييس فدراسيون فعلي، يكي دو گزينه هم براي خالي نبودن صحنه به ميان آمدند.

كربكندي به ايسنا گفت: پس از آن هم باز مدتي را مشغول انتخاب سرمربي بوديم و در نهايت انتخابي داشتيم كه حرف و حديث بسياري داشت؛ چرا كه فدراسيون فوتبال سعي در سپردن مسووليت به مربي مدنظر خود بود اما از آن طرف سازمان تربيت بدني هم گزينه ديگري را براي سرمربيگري تيم ملي مدنظر داشت اما ناغافل از طرفي ديگر گزينه سومي سرمربي تيم ملي شد. آن موقع بود كه باز هم بر اثر عدم برنامه‌ريزي اين گزينه را هم سوزانديم. آن زمان كه همه اين كارها را كرديم دوباره فراموش كرديم كه تيم ملي ما نياز به بازنگري كلي دارد.

وي افزود: سرانجام تيم ملي نتايجي را به بار آورد كه گذشته از نبود رنگي از برنامه‌ريزي در آن، حاصل يك فوتبال قدرتمند از بازيكنان اين تيم هم نبود و دوباره طي اقدامي با خاصيتي كه به آن اشاره كردم دايي را هم بركنار و بر منوال رويه بي‌رويه گذشته قطبي را جايگزين كرديم. دايي مربي بود كه به استفاده از بازيكنان جوان اعتقاد داشت اما از طرفي قطبي آمد و حساب زيادي روي بازيكنان باتجربه باز كرد و البته اهل دعوا نبود و تعامل را سرلوحه كارش قرار داد. بنده ضمن ارزشي كه براي كار قطبي قايل هستم اما در عين حال اعتقاد دارم كه او به خوبي ياد گرفته است كه چطور با مردم ايران صحبت كند. او فهميده است كه بكارگيري جملات قشنگ چقدر در اذهان عمومي مردم موثر است. شايد بتوان از 50درصدي كه به زعم او مربوط به عملكرد خودش، كادر فني و بازيكنان مي‌شد، گذشت كرد اما باقي درصد كه معطوف به بررسي و ارزيابي شرايط حريفان تيم ملي بود، ناديده گرفته شد.

كربكندي تاكيد كرد: حال به جايي رسيده‌ايم كه باز هم بايد بفهميم كه فوتبال ما نياز به بازنگري كلي دارد. وقتي سازمان تربيت بدني به رغم شعارهايي كه مدام سرمي‌دهد، به تيم‌داري علاقه دارد! وقتي فدراسيون فوتبال ما بدون اجازه سازمان تربيت بدني آب هم نمي‌خورد! همواره همين سرنوشت گريبانگير فوتبال و بهتر و شفاف‌تر بگوييم ورزش ما خواهد بود.

وي گفت: در نهايت اين اقدامات جز اينكه با احساسات مردم ايران بازي كرده و اعصاب همه آنها را خرد كنيم، كار ديگري نكرديم. در مسابقات مقدماتي جام جهاني وقتي تيمي حذف مي‌شود، به عقب برگشته و روال خود را در برنامه‌ريزي‌هاي قبلي طي كند اما متاسفانه درباره فوتبال ايران بايد بگوييم كه روالي نداريم كه بخواهيم به آن باز گرديم.

اين كارشناس فوتبال در پايان خاطرنشان كرد: همه مي‌دانيم كه كار ما ضابطه‌مند نيست و اينكه پس از دريبل زدن فلان بازيكن، مدام به مردم بگوييم كه فوتبال ما پيشرفت كرده و مرتب‌تر از كره جنوبي بازي مي‌كنيم، تنها خودمان و مردم را گول زده‌ايم! متاسفانه بايد به صراحت بگوييم كه در فوتبال ما و اصلا ورزش ما هيچ چيز سر جاي خودش نيست و با اين رويه‌اي وجود دارد بگذاريم اين حضرات ادامه دهند، ببينيم به كجا مي‌رسيم!

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/13
| لینک ثابت

  اخبار باشگاه پرسپولیس و ...

بلاتكليفي پرسپوليس همچنان ادامه دارد!
نامزد جديد يكشنبه از راه مي‌رسد

ديگر نامزد سرمربيگري تيم فوتبال پرسپوليس يكشنبه (پس‌فردا) براي انجام مذاكرات حضوري به تهران سفر مي‌كند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بنيتو فلورو سانس گزينه ديگر عباس انصاري‌فرد مديرعامل باشگاه پرسپوليس براي هدايت اين تيم يكشنبه به تهران سفر مي‌كند. مذاكرات تلفني طرفين براي حضور اين مربي اسپانيايي روي نيمكت پرسپوليس حاكي از توافقات مثبت اوليه است كه به احتمال فراوان به توافقات نهايي هم منجر خواهد شد.

 

آشنايي با بنيتو فلورو سانس/نايب قهرمان لاليگا و روانشناس اسپانيايي در راه پرسپوليس

بنيتو فلورو سانس، متولد سال 1952 خيخون از ايالت آستورياس است. سانس كه به تازگي وارد 57 سالگي شده، در دوران جواني بازيكن شاخص و به نامي نبود هر چند ضربات سهمگين او در تيم آستورياس در آرشيو فدراسيون فوتبال اسپانيا قابل ملاحظه است.
بنيتو در واقع خود را هنگامي مطرح كرد كه به حرفه مربيگري روي آورد. وي كارش را در سال 1989 با مربيگري در آلباسته آغاز كرد. سانس در سال 1991 آلباسته از دسته سوم به دسته دوم آورد.
وي در سال 1992 سرمربي رئال مادريد شد. با آغاز همكاري در رئال مادريد قهرماني در كوپا‌دل‌ري و نايب قهرماني در لاليگا را در كارنامه خود ثبت كرد. بنيتو سپس در سال 1994 به آلباسته بازگشت و پس از آن در اسپورتينگ خيخون فعاليت كرد.
در سال 1997 يك واسطه ژاپني او را با تيم ثروتمند ژاپني آن روزها، ويسل كوب آشنا كرد اما در اين تيم چندان موفق نبود و سپس راهي مكزيك شد تا در تيم مونتري فعاليت كند.
او در بخش خاطرات مربيان در سايت رسمي رئال مادريد مي نويسد: اي كاش هرگز مادريد را ترك نكرده بودم و بيكاري را تحمل مي كردم تا اين همه جهانگردي نكنم.(نوشته شده در سال 2006)
بنيتو فلورو سانس در رشته روانشانسي نزد استاد روانشناسي اميليو سيداد دوره ديد و از آن پس طور ديگري در مربيگري قدم برداشت.
بنيتو در سال هاي اخير فعاليت هاي پيمانكاري متعددي با باشگاه پيشين خود رئال مادريد داشته و در بخش هاي روانشانسي فوتبال، آمادگي ذهن و مديريت رفتار تدريس داشته است.
براساس اظهارات دست اندركاران باشگاه پرسپوليس، قرار است روز شنبه بنيتو فلورو ‌سانس به ايران سفر كند تا در صورت كسب توافق هدايت و رهبري اين تيم سرخپوش را بپذيرد.
سانس در سال 2002 براي دو فصل ويارئال را هدايت كرد. اين مربي تا سال 2004 سرمربي اين تيم بود. پس از آن به عنوان سرمربي فعاليت نداشت و تنها مي توان به چند مورد كوتاه مدت مشاوره، دستيار و مربي نيم فصل در رئال مايوركا، تيم دوم بارسلونا و آلباسته اشاره كرد.

همچنين در جلسه هيات مديره باشگاه تصميم گرفته شد تا حسين عبدي كاپيتان‌ سال‌هاي گذشته پرسپوليس و مربي فصل پيش تيم داماش گيلان، به عنوان مربي ايراني در كنار سرمربي خارجي اين تيم حضور داشته باشد. اين تصميم در كميته فني باشگاه هم تاييد شده است. به گزارش ايسنا، پيش از اين مسوولان باشگاه پرسپوليس از نهايي شدن توافقات با كلاوس تاپ‌مولر آلماني براي پذيرش سرمربيگري اين تيم خبر داده بودند.

ظاهرا مبلغ درخواستي تاپ مولر كه بالغ بر 800هزار يورو و همچنين رقم قرارداد دستيار اين مربي آلماني كه در حدود 120هزار يورو بوده است، مانع از امضا قرارداد همكاري شده است.

حال بايد ديد آيا پس از برگزاري جلسات حضوري مابين مديرعامل باشگاه و مربي اسپانيايي ارقام پيشنهادي پس از چانه‌زني‌ها مورد پذيرش روساي پرسپوليس قرار مي‌گيرد يا اينكه طرفداران پرسپوليس با ديدن روند آماده‌سازي و اردوهاي تداركاتي تيم‌هاي كوچك و بزرگ ليگ، همچنان بايد منتظر باشند و اين‌بار مربيان آفريقايي را پاي ميز مذاكره ببينند!

 

 قرار داد 340 میلیون تومانی میثم بائو با پرسپولیس

میثم بائو برای یک سال حضور در تیم پرسپولیس تهران 340 میلیون تومان دریافت خواهد کرد. میثم بائو شامگاه پنج شنبه در دیدار خیرخواهانه بین تیم های نساجی مازندران و منتخب لیگ برتر عضو تیم منتخب بود مبلغ قراردادش را 340 میلیون تومان برای یک سال عنوان کرد.
بازیکن سابق ابومسلم مشهد از ابراز تمایل واعظ آشتیانی برای حضورش در استقلال هم گفته ولی برای اینکه پرسپولیسی ها از وی دلگیر نشوند جواب منفی به مدیر عامل باشگاه استقلال داده است.
فوتبالیست قائمشهری تیم پرسپولیس تهران گفته که اگر مسئولان باشگاه استقلال زودتر با من تماس می گرفتند، استقلال را به پرسپولیس ترجیح می دادم. میثم بائو نیمه اول این دیدار را به طور کامل در کنار دیگر مازندرانیهای لیگ برتر بازی کرد و در اواسط نیمه دوم از زمین خارج شد.

 

منيعي پرسپوليسي مي‌شود ؟

ميثم منيعي بازيكن استقلال تهران با توافق مديران دو باشگاه استقلال و پرسپوليس به تيم سرخپوش پايتخت خواهد پيوست.
ميثم منيعي كه اعلام كرده بود از استقلال جدا مي‌شود پس از مذاكراتي با مسئولان باشگاه پرسپوليس و مس كرمان يكي از اين دو تيم را براي فصل آينده انتخاب مي‌كند. البته روز گذشته وي با مسئولان باشگاه استيل آذين نيز گفت و گو كرد اما به نظر مي‌رسد مقصد بعدي او تيم پرسپوليس باشد. گفتني است مسئولان دو باشگاه استقلال و پرسپوليس كه پيش از اين توافق كرده بودند تا از يكديگر بازيكن جذب نكنند در اين مورد مذاكراتي انجام داده‌اند تا در صورت امكان منيعي به پرسپوليس اضافه شود.

رتبه پرسپولیس در جهان

در آخرين رده بندى باشگاه هاى جهان كه توسط سايت آمار و ارقام منتشر مى شود، پرسپوليس در رده ۲۴۳ جدولى قرار دارد كه با صدرنشينى بارسلونا و منچستريونايتد آرايش يافته است. در اين جدول منچستريونايتد و بارسلونا با ۳۱۵ امتياز به طور مشترك صدرنشين هستند و تيم هاى چلسى، استوديانتس لاپلاتاى آرژانتين، ليورپول، آرسنال، شاختاردونتسك، ديناموكيف، هامبورگ و گرميو در جمع ده تيم قرار دارند. در اين جدول پرسپوليس با امتياز ۵/۷۵ امتياز به همراه تيم الهلال يمن در رده ۲۴۳ قرار دارد. بعد از پرسپوليس، از جمع تيم هاى ايرانى، ذوب آهن با ۵/۶۳ امتياز در رده ۳۴۶ و استقلال با ۶۳ امتياز در رده ۳۴۹ قرار دارند. اين يك رده بندى غيررسمى است كه با داده هاى اعضاى سازمان آمار و ارقام فوتبال جهان، شكل مى گيرد.

 

گزارش فيفا از پرونده‌ي رقابت‌هاي انتخابي جام جهاني
دايي، باقري، خداداد و مهدوي‌كيا افسانه‌هاي ايران

پايگاه اينترنتي فدراسيون جهاني فوتبال در مطلبي به مرور ديدارهاي خاطره‌انگيز رقابت‌هاي انتخابي جام جهاني در قاره‌ي آسيا پرداخته است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مطلب كه با عنوان "قهرمانان آسيا در انتخابي جام جهاني" منتشر شده است، درباره‌ي تيم ملي ايران هم مطالبي آمده و برخي از خاطرات بازيكنان سال‌هاي گذشته‌ي تيم ملي ايران درج شده است. در اين مطلب آمده است: آخرين بازي‌هاي انتخابي جام جهاني در قاره‌ي آسيا ماه گذشته به پايان رسيد. چهار تيم استراليا، ژاپن، كره شمالي و جنوبي براي اين رقابت‌ها انتخاب شدند.

قهرمانان زنده‌ي ايران:

ايران تاكنون در سه دوره از رقابت‌هاي جام جهاني فوتبال حضور داشته و مي‌تواند با برخي از قهرمانان شناخته‌ شده‌اش در دنيا در سال‌هاي گذشته منتظر بماند. جوان‌ترين نمونه شايد مهدي مهدوي‌كيا باشد كه به تازگي بازنشسته شد. اين بازيكن 31 ساله در چهار دوره‌ي اخير از رقابت‌هاي انتخابي جام‌هاي جهاني حضور داشت. همه چيز براي او از سال 1997 آغاز شد. زماني كه او در نخستين بازي برابر چين دو گل جنجالي را به ثمر رساند و در پايان همان سال به عنوان بهترين بازيكن جوان آسيا برگزيده شد. خلاقيت او در رقابت‌هاي انتخابي جام جهاني 2006 به بهترين شكل نمود پيدا كرد؛ زماني كه او به عنوان يك متفكر و بازي‌ساز در خط مياني سهمي تعيين كننده در راهيابي تيمش به جام جهاني آن هم يك بازي پيش از پايان رقابت‌هاي انتخابي داشت. انتخاب ايران براي جام جهاني 1998 تنها به ستارگاني همانند مهدي مهدوي‌كيا نياز نداشت بلكه سه قهرمان سال‌هاي گذشته نيز به افسانه‌هايي بدل شدند. صحبت از علي دايي، كريم باقري و خداداد عزيزي است.

ايران در بازي برگشت پلي‌آف برابر استراليا در ملبورن در 20 دقيقه مانده به پايان بازي دو گل از حريف عقب بود، آن وقت عزيزي در ‌آن بازي باقري را در موقعيت گلزني قرار داد. تنها چند دقيقه بعد خود عزيزي موفق به گلزني شد و در فهرست گلزنان بازي جاي گرفت. او با پاس علي دايي زننده‌ي گل تساوي شد و تيم ملي در پايان به دليل قانون گل زده در خانه‌ي حريف به رقابت‌هاي جام جهاني راه يافت.

عزيزي به تازگي در گفت‌وگويي با پايگاه اينترنتي فيفا عنوان كرده بود آن بازي در تمام دوران فوتبالم به يادماني‌ترين بود. گل زندگي‌ام را زدم و خوشحالم كه در يك بازي با اهميت همانند آن مسابقه موفق به انجام اين كار شدم.

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/12
| لینک ثابت

  پايان ماجراي مچ‌بندهاي سبز

فيفا ، فوتبال‌ايران را محروم نمي‌کند

فدراسيون بين المللي فوتبال «فيفا» ، فدراسيون فوتبال ايران را به دليل استفاده بازيکنان اين تيم از مچ بندهاي سبز رنگ در ديدار با کره جنوبي در چارچوب رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2010 جريمه نخواهد کرد.

به گزارش مهر ، فيفا هفته گذشته اعلام کرد تمام گزارش هاي مربوط به ديدار تيم هاي ايران - کره جنوبي در تاريخ 17 ژوئن (27 خرداد) را مطالعه مي کند و سپس در خصوص اينکه بازيکنان يا فدراسيون نامبرده قانون شکني کرده اند، نظر خود را اعلام خواهد کرد.

طبق قوانين اتحاديه بين المللي فوتبال، چنانچه يک بازيکن در تيمي مجبور شود که با شعار و يا نماد سياسي و مذهبي وارد ميدان شود، آن تيم از طرف برگزارکنندگان و يا فيفا با محروميت مواجه مي شود. فيفا در نامه الکترونيکي که روز پنج شنبه به فدراسيون فوتبال ايران ارسال کرد، نوشت:«ما گزارش بازي را دريافت کرديم اما در اين گزارش هيچ اشاره اي به مچ بندها نشده بود. اين بدين معني است که هيچ تصميمي در اين خصوص اتخاذ نخواهد شد».

فيفا هفته گذشته از فدراسيون فوتبال ايران خواست تا در خصوص گزارش رسانه هاي ايراني در مورد مچ بندهاي سبز بازيکنان ايراني توضيح دهد. فدراسيون فوتبال ايران هم در نامه اي توضيح داد که هيچ بازيکني به اين دليل از سوي مقامات فوتبال اين کشور جريمه نشده است.

 

 حضور مولر کم رنگ شد

بنيتو فلورو گزينه سرمربيگري پرسپوليس

اعضاي کميته فني باشگاه پرسپوليس به اين نتيجه رسيدند که در صورت به توافق نرسيدن بر سر مسائل مالي با «کلاوس تاپ مولر» به دنبال گزينه هايي از اسپانيا و آرژانتين باشند که در اين بين نام «بنيتو فلورو» سرمربي پيشين رئال مادريد هم مطرح شده است.

به گزارش مهر ، نشست اعضاي کميته فني باشگاه پرسپوليس عصر چهارشنبه براي بررسي وضعيت نهايي سرمربي احتمالي تيم فوتبال اين باشگاه برگزار شد اما بازهم اعضا به جمع بندي خاصي براي انتخاب نهايي نرسيدند. «کلاوس تاپ مولر» هرچند همچنان گزينه اصلي سرمربيگري پرسپوليس است اما به دليل اختلاف نظر مالي که بين مسئولان باشگاه و اين مربي آلماني وجود دارد بعيد به نظر مي رسد بتوانند با يکديگر براي حضور در ليگ نهم به توافق برسند.

يکي از گزينه هايي که در نشست اعضاي کميته فني باشگاه پرسپوليس مطرح شده است سرمربي پيشين تيم فوتبال رئال مادريد است. بنيتو فلورو ، سرمربي پيشين رئال که از  فصل 92 تا 94 سرمربي رئال بوده اما بيشتر شهرت خود در فوتبال اسپانيا را مديون درخشش با «آلباسته» است.

اين مربي 57 ساله سرمربي تيمهاي مختلفي بوده است، از «رئال» تا «ويارئال» و از «ويسل کوبه» تا «اسپورتينگ گيخون». آخرين تيمي که «فلورو» هدايت آن را بر عهده داشته  «بارسلونا اس سي» اکوادور است که در اول ژوئن سال جاري از آن اخراج شده است.

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/12
| لینک ثابت

  روزه سکوت جباری درباره استقلال، واعظی و...

مفسدین محروم نمی‏شوند، ردصلاحیت می‏شوند

پس از انتشار اسامی برخی مربیان و بازیکنان محروم که با تخفیف و تعدیل‏هایی همراه شد، برخی از اشخاص که خود را در آستانه حذف از فوتبال کثیف ایران طی پروژه سالم‏سازی محیط این رشته ورزشی می‏دیدند، مترصد به هر موضع و موضوعی برای بقاء و عدم ورود به فاضلاب ورزش نشوند، غافل از آنکه برخی از اشخاصی که از آنها تحت عنوان محروم یاد می‏شود -به استثنای تعدادی که توسط دلالان و عواملشان در رسانه‏ها برای لوث کردن این موضوع مطرح شده‏اند- با مشکلات عدیده‏ دیگری روبرو هستند.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ برای بررسی محرمیت‏هایی که نسبت به برخی بازیکنان و مربیان مطرح می‏شود، ابتداً می بایست یک پرسش را مبتنی بر فرض مطرح ساخت و آن اینکه اگر یک ورزشکار، مربی، داور، سرپرست و یا یک مسئول ورزشی به نحوی از انحاء در حین ارتکاب جرمی دستگیر شده و یا نفراتی شهادت به ارتکاب جرمش دهند (هرچند که بنابر فشار اظهارات مکتوب‏شان را پس بگیرند)، در صورتی که این چهره ورزشی به واسطه ارتباطات از گزند تنبیهات سخت بگریزد و به وی تخفیف داده شود، آیا صلاحیت ادامه فعالیت در حوزه ورزش را دارد؟

در صورتی که یک ورزشکار یا مربی شهرستانی تازه به دوران رسیده کم سواد که در بسیاری موارد حتی با فرهنگ شهری نیز آشنایی ندارد، اسیر زرق و برق شهرهای بزرگ شده و با دریافت مبالغی که حتی بعضاً توان نوشتن آن را به عدد ندارد، تن به اموری بسپارد که منجر به لطمه دیدن ورزش کشور شود و شخصیتی که از قهرمانان و مربیان ورزشی نزد مردم به عنوان‏ چهره‏های بااخلاق وجود دارد خدشه وارد سازد چه باید کرد؟

این خطاها از دو حالت خارج نیست که اگر همچون فحاشی در زمین ورزش و فوتبال و یا حواشی آن به وقوع بپیوندد، در صورت قابل گنجانده شدن در قوانین و آیین نامه‏های کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، از طریق این کمیته پیگیری می‏شود و در غیر این صورت به مراجع صالحه قضایی برای رسیدگی ارجاع داده می‏شود اما در مواردی که کاملاً خارج از فضای ورزش صورت پذیرد و طبق قوانین داخلی جزو اعمال مجرمانه تلقی می‏شود، صرفاً مراجع قضایی حق رسیدگی دارند. با این حال مسئولان ورزشی مکلف هستند، با توجه به کیفیت قانون‏شکنی یک ورزشکار، مربی یا داور با وی برخورد کنند.

متاسفانه سوابقی از شرب خمر، روابط نامشروع، باج خواهی، مصرف و توزیع محدود مواد مخدر میان اطرافیان، قاچاق و توزیع داروهای دوپینگ برخی مربیان، تعدادی بازیکنان، معدودی از داوران و اندکی از سرپرستان و مدیران ورزشی وجود دارد که بخش اعظمی از ورزشی‏های دارای چنین پرونده‏هایی در دایره فوتبال خلاصه می‏شوند که اینها تماماً در قوانین کیفری به عنوان یک جرم تعریف حقوقی داشته و شامل مجازات‏هایی می‏شود.

با این حال در بسیاری از موارد که این عده حین ارتکاب جرم دستگیر شده‏اند، به واسطه شهرتی که همین ورزش برای آنها به ارمغان آورده و با تکیه بر دوستان و آشنایان برای حفظ آبرویشان، مسئله حل و فصل شده است و این ایام دیگر اینکه شنیده شود یک مدیرعامل برای خروج بازیکن، مربی، خبرنگار یا حتی لیدرش از بازداشت موقت دست به دامان همگان شود، مسئله چندان عجیبی نیست.

در واقع مدیران ورزشی علی‏الخصوص مدیران باشگاه‏‏های فوتبالی برای آنکه نتایج مدنظرشان حاصل آید، نه تنها از جذب بازیکنانی با چنین سوابقی خودداری نمی‏کنند، بلکه درصدد عبور این عده از موانع ادامه حضورشان در عرصه فوتبال برمی‏آیند که در روزهای اخیر نیز برخی مدیران که به واسطه مسئولیت‏هایشان در برخی بخش‏ها نفوذ دارند، با فشار قصد تحمیل دیدگاه‏هایشان را داشته‏اند و برای حفظ برخی چهره‏هایی که فسادشان بارها به شکل مشهود قالب پرونده به خود گرفته، از تمام توان بهره گرفته‏اند! 

همین مسئله باعث شد که سازمان لیگ فوتبال از ذکر شفاف اسامی خودداری کرده و در اعلامی رسمی تاکید نماید، آنهایی که خودشان می‏دانند چه مشکلاتی دارند، قرارداد نبندند چراکه برایشان کارت بازیکنی یا مربیگری جهت حضور در لیگ صادر نمی‏شود. به عبارت ساده‏تر سازمان لیگ فوتبال شخصی را محروم نکرده و تنها صلاحیت برخی اشخاص را که مردود نموده یا تایید نکرده است یا اجازه فعالیت شان را در سطح نخست فوتبال ایران صادر نکرده و آنها را برای متنبه شدن راهی لیگ‏ دسته یک کرده است. این رویه به آن شکل است که تعیین شود  برای نشستن بر روی نیمکت تیم فوتبال در لیگ برتر این سطح مدرک مربیگری و برای نشستن بر روی نیمکت تیم فوتبال در لیگ قهرمانان آسیا به این مدرک مربگیری برای احراز صلاحیت فنی نیاز است که هیچ مربی نیز نمی‏تواند در این زمینه شکایت کند و حال همین روند در خصوص مباحث اخلاقی مطرح شده است و عده‏ای فاقد صلاحیت تشخیص داده شده‏اند.

با این وجود؛ این عده که مفسده‏های دیروزشان امروز گریبانشان را فشرده است با تکیه بر عوان و انصارشان در تعداد قابل توجهی از رسانه‏ها و میان برخی مدیران که اکثر آنها با واسطه‏ها و دلالان ارتباطی دیرینه دارند، درصدد کندن برچسب مفسد از خود هستند تا همچنان با تجارت کثیف شان در فوتبال ادامه دهند اما آیا باید به مربی که بازیکنان تیمش را وادار به مصرف داروهای غیرمجاز می‏کند یا به بازیکنان رفتراهای غیراخلاقی آموزش می‏دهد، باید مجال نفس کشیدن داد؟

آیا مربی دلقکی که در رختکن به بازیکنان توصیه می‏کند به داور احترام بگذارند اما هنگام خم شدن برای احترام به او فحش ناموسی بدهند چرا که احترام آنها در چهارچوب دوربین و بینندگان می‏گنجد، نباید ریشه اش از فوتبال کشور خشکیده شود؟ آیا مربی که با بازیکنانش همچون برده برخودر می‏کند و با وجود انکه برای آنها قراردادهای چند صد میلیونی منعقد می‏کند اما در نهایت تنها چند ده میلیون یا حتی چند میلیون به آنها پرداخت می‏کند، حق حیات در فوتبال ایران را دارد؟

آیا مربی که با دلالان به سفرهای خارجی می‏رود و بازیکنی با قیمت نیم میلیارد تومان یا قدری کمتر را به فوتبال ایران می‏‏آورد و علی‏رغم پرداخت این رقم سنگین، در طول یک فصل کمتر از یک ساعت از این بازیکن استفاده می‏کند و بخشی از بیت‏المالی که اینچنین به هدر رفته را به جیب می‏زند، قابل ترحم است؟

مطمئناً چهارچوب‏های قانونی ایران آنچنان وسیع است که این عده در آن بگنجند و نه تنها از صحنه ورزش و فوتبال حذف شوند، بلکه برخوردهای جدی نیز در چهارچوب دستگاه قضاء با آنها صورت پذیرد و در صورتی که مسئولان سازمان لیگ فوتبال نتوانند برابر فشارهایی که حتی در برخی موارد سیاسی بوده و به برخی مربیان و بازیکنان که از برخی کاندیداها حمایت کرده‏اند، هم‏اکنون به عنوان اهرم فشار برای حذف وجود کثیف شان در فوتبال هستند، مجدداً آوانس داده و یا به واسطه فشار برخی مهره‏های داخلی از محرومیت عده‏ای در گذرند، نه تنها ریشه این فساد نخواهد خشکید که در آینده با لوث شدن چنین مسائلی فراگیرتر از آنچه بتوان تصور کرد خواهد شد.

از این حیث قطعاً در صورت عقب نشینی سازمان لیگ فوتبال از جلوگیری از ادامه فعالیت این عده، سایر دستگاه‏ها که پیگیری تخلفات مربوط به مفاسد اخلاقی و اقتصادی در شرح وظایف آنها می‏گنجد ورود کرده و به آنهایی که اخطار داده شده بود تا با تیمی قرارداد نبندند، این بار در فضایی متفاوت قرار خواهند گرفت که آنچه تاکنون انجام داده‏اند تماماً با ریز جزئیات بیان خواهند کرد و به عنوان یک مجرم با سوء سابقه مشخص که به آن معترف خواهند بود، از ورزش خداحافظی خواهند کرد.

این مسئله قطعاً به FIFA نیز به عنوان متولی فوتبال جهان و CAS به عنوان حکمت بین‏المللی ورزشی تحت تابعیت IOC مرتبط نیست، به دلیل آنکه در چهارچوب قوانین داخلی ایران می‏گنجد و نهادهای بین‏المللی ورزشی نه تنها حق دخالت در قوانین داخلی کشورها همچون قوانین کیفری و مجازات‏های تنبیهی را ندارند، بلکه خود نیز به دلیل احاطه به حوزه اختیارات و وظایف شان در این مسائل ورود نمی‏کنند و به همین دلیل هر شکایتی با این مضمون در نهادهای بین‏المللی مورد اشاره، قابل رسیدگی نخواهد بود و از این حیث محرومیت فوتبال ایران در صورت شکایت برخی مفسدین از فدراسیون فوتبال ایران که برخی اشخاص وابسته به جریان‏های معلوم با طرح آن درصدد تخریب فضا و عقب نشینی پیگیری کنندگان برآمده‏اند، به هیچ عنوان قتابل تحقق نیست.

 

این داماد حرف نمی‌زند

در شرایط عادی اصلا در دسترس نیست چه برسد به اینکه امروز و فردا جشن عروسی‌اش باشد. به هیچ‌وجه موبایلش را جواب نمی‌دهد و سعی کرده تا پس از برگزاری مراسم ازدواجش به دور از حاشیه باشد. تنها ارتباط با مجتبی جباری یا از طریق خانواده‌اش است یا دوستانی که ارتباط نزدیکی با او دارند. هافبک جنجالی استقلال در فصل گذشته که بارها به بهانه نقد نشدن چک‌هایش در تمرینات شرکت نمی‌کرد، امسال هم یکی از سوژه‌های روز باشگاه استقلال برای مطبوعات است.

به نوشته وطن امروز؛ هر چند مسؤولان باشگاه ادعا کنند با این بازیکن کاری ندارند اما هواداران به این راحتی‌ها نمی‌توانند بی‌خیال سوپر هافبک خود شوند. جباری که خیال رفتن به اروپا را در سر دارد در حال حاضر روزه سکوت گرفته و نسبت به اظهار نظر‌هایی که از طرف مسؤولان باشگاه استقلال درباره‌اش می‌شود بی‌تفاوت است اما همه در فصل گذشته به خوبی این موضوع را درک کردند که وقتی مجتبی لب به مصاحبه باز کند ناگفتنی‌های زیادی را رو می‌کند.

یکی از دوستان نزدیک این بازیکن که این‌ روزها به نوعی کمک حال جباری در تدارک مراسم عروسی‌اش است وضعیت او را این‌طور توصیف می‌کند:«بعید است موبایلش را جواب بدهد. فقط شماره‌هایی که در گوشی‌اش سیو است را پاسخ می‌دهد. باید به او حق بدهیم در این شرایط که روز دامادی‌اش است به مسائل دیگری فکر نکند. او نیاز به کمی آرامش دارد تا بتواند در آینده بهترین تصمیم را بگیرد».

به گفته این دوست نزدیک به مجتبی، او همچنان اصرار دارد تا پیشنهاد‌های اروپایی را بررسی کند. پس از اختلاف نظر‌هایی که فصل گذشته میان او، سرمربی استقلال و مدیر عامل تیم پیش آمد جباری تمایل چندانی برای بازی کردن در لیگ ایران ندارد:«زیاد در این‌باره صحبت نمی‌کند اما می‌دانم مدیر برنامه‌هایش مشغول مذاکره با تیم‌های اروپایی است. از هلند و فرانسه پیشنهاد‌هایی برایش رسیده است. با این حال باید دید مدیر برنامه هایش تا چه ‌اندازه در این زمینه موفق عمل می‌کند. مجتبی در چند روز اخیر شنیده مسؤولان باشگاه در مصاحبه‌هایشان با روزنامه‌های مختلف چه چیزهایی درباره‌اش گفته‌اند. او فعلا دندان روی جگر گذاشته تا همه چیز ختم به خیر شود. مسؤولان استقلال بویژه واعظی توقع دارند بازیکنی مثل جباری که هیچ قراردادی با باشگاه ندارد در تمرینات شرکت کند. اصلا این قضیه هم به کنار، آخر کدام بازیکن که درگیر مسائل خانوادگی‌اش (در فصل تعطیلات) است در تمرینات شرکت می‌کند؟ آن هم تمریناتی که هیچ کدام از بازیکنان اصلی در آن حضور ندارند و فقط 4 -3 نفر هر روز دور زمین می‌دوند».

دوست آقای داماد در ادامه می‌گوید جباری از دست بعضی افراد در داخل تیم دلخور است. شاید یکی از دلایلی هم که مجتبی حاضر نیست تا پای میز مذاکره با واعظی بنشیند این عوامل باشد. او اسم چند نفر را می‌برد اما اصرار زیادی دارد که نام آنها محفوظ بماند. به گفته این آقا این خواسته خود جباری است:«چند نفر چوب لای چرخش می‌گذارند. از دست یکی، دو نفر از هم‌تیمی‌هایش دلخور است. آنها اظهار نظرهایی کرده‌اند که مجتبی را ناراحت کرده است. به گفته خود مجتبی شاید تجربه آنها برای بازی کردن در استقلال بیشتر از او باشد اما شکی وجود ندارد که او بیشتر از بقیه آنها برای تیم زحمت کشیده است. در هر حال فعلا که مراسم عروسی جباری است و تا هفته آینده او هیچ نظری درباره فوتبال و اتفاقاتی که در آن می‌افتد، ندارد. مذاکرات با تیم‌های مورد نظر را هم مدیر برنامه‌هایش انجام می‌دهد».
 
 
گمانه‌زنی‌ها برای حذف فردوسی‌پور
مدیران ورزش رسانه ملی معتقدند 90 با همان شکل سابق و با عادل فردوسی‌پور روی آنتن می‌رود اما اتفاقات گویای چیز دیگری است

به گزارش خبر، عادل فردوسی‌پور با رد پیشنهاد ساخت ویژه برنامه بررسی علل ناکامی تیم ملی فوتبال، یک گام به تعطیلی برنامه پربیننده «90» نزدیک‌تر شد. درحالی که مدیران گروه ورزش سیما در هفته منتهی به سه‌شنبه شب گذشته رایزنی زیادی را با مجری محبوب پربیننده‌ترین برنامه 10 سال گذشته سیما انجام دادند، اما عادل فردوسی‌پور نپذیرفت برنامه را با هنجارهای مورد نظر مدیران گروه ورزش و آنچه تحت عنوان برنامه «رخصت» و با اجرای پیمان یوسفی، دو شب قبل و در بهترین زمان ممکن روی آنتن شبکه سوم سیما رفت اجرا کند.

برنامه‌ای که به رغم زیرنویس‌های مداوم سیما و اهمیت بحث ناکامی تیم ملی نتوانست مخاطبین زیادی را جذب کند یا حتی پاسخگوی بینندگانی باشد که به تماشای گفته‌های نایب رئیس فدراسیون فوتبال نشسته بودند تا شاید او اعتراف به ناکامی فوتبال ملی در دوره مدیریت خود و همکارانش کند اما تنها در جواب می‌شنیدند، فوتبال ایران سیر تحول خود را آغاز کرده است.

فردوسی‌پور و مدیران ورزش سیما که ماه‌هاست بر سر نحوه ادامه پخش برنامه نود با هم اختلاف دارند، با این اتفاق گامی دیگر را در مسیر مخالف یکدیگر برداشتند تا امید به تداوم این برنامه پربیننده با اجرای عادل فردوسی‌پور کمرنگ‌تر از قبل شود.

«شما حق ندارید درباره مسائل مدیریتی ورزش، مسابقه پیامکی بگذارید.» یکی از مدیران جوان سازمان ورزش که هیچ منطقی در توجیه ناکامی‌های مدیریت تحت نظر و هیأت مدیره‌ای که بی‌کمترین تجربه مدیریت ورزشی به عضویتش درآمده بود، داشته باشد در یکی از شب‌های زمستان سال 1387 با لحنی تعجب‌آمیز این جمله را خطاب به عادل فردوسی‌پور گفت. این آغازی بود برای یک جنگ تمام‌عیار. سازمان ورزش و فدراسیون فوتبال رودرروی عادل فردوسی‌پور قرار گرفتند که حتی مدیران سازمان صدا و سیما هم انگار قصدی برای حمایت از او نداشتند و سکوت اختیار کرده بودند.

مردم اما با حضور میلیونی‌شان حمایتی بی‌دریغ داشتند از این مجری و تهیه‌کننده ورزشی. دوربین «90» آیتمی بود که روزگار را بر سازمان ورزش سیاه کرد. این آیتم و مشی انتقادی برنامه از عملکرد پرانتقاد سازمان ورزش و فدراسیون فوتبال در برخورد با مسائلی چون برگزاری مسابقات لیگ برتر، شیوه‌های مدیریتی تیم‌های استقلال و پرسپولیس، انتخاب مربیان ملی و. . . همه و همه باعث می‌شد تا هر روز شکاف میان برنامه نود و مدیران ورزش کشور بیشتر شود.

آن شب زمستانی اما آغاز جنگ بود. دستورالعمل صادره از سوی سازمان ورزش به مربیان و بازیکنان دو تیم استقلال و پرسپولیس برای تحریم برنامه نود از یکسو و همچنین تحریم نود و فعالیت دوربین‌های این برنامه در مسابقات لیگ که از سوی فدراسیون فوتبال در نظر گرفته شده بود، سعی داشت تا عادل فردوسی‌پور را بایکوت کند و این تلاش که مدت‌ها از سوی نهاد‌های متولی ورزش کشور انجام می‌گرفت که بتواند مدیران سیما را مجبور به پایان فعالیت عادل فردوسی‌پور در برنامه نود کند سرانجامی داشته باشد اما رکوردهای پیامک‌های ارسالی به برنامه نود که در 3 برنامه متوالی شکسته شدند و موجی که در افکار عمومی به راه افتاد همه نقشه‌ها علیه این برنامه و مجری‌اش را ناکام گذاشت.

«برنامه 90 تعطیل می‌شود». سکوت سازمان صدا و سیما هر لحظه به این شایعه بیش از قبل دامن می‌زد اما به رغم همه محدودیت‌هایی که از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال برای برنامه نود اعمال می‌شد، اتفاقی باعث شد تا همه چیز به شکلی دیگر رخ دهد. عادل فردوسی‌پور درحالی به اجرای 90 رفت که برنامه‌اش هیچ شباهتی به برنامه‌های قبلی نداشت.

جمله «اگر عمری بود و قسمت شد، هفته بعد در خدمت‌تان خواهیم بود» او که هوادارانش در کمپینی خودجوش از طریق پیامک و ایمیل تصمیم داشتند با ارسال 5 میلیون پیامک به برنامه نود حمایت خود را از فردوسی‌پور به رخ بکشند ناگهان با اتفاقی نادر روبه‌رو شدند.

مخابرات درست در ساعاتی که نود باید روی آنتن می‌رفت دچار اختلال شد و پیامک‌ها قطع شدند. این اتفاق بیش از قبل موج انتقاد از سازمان ورزش را افزایش داد به شکلی که مدیران سیما هم مجبور شدند به خواست مردم از مجری‌شان حمایت کنند. اینگونه بود که بیش از 5/3 میلیون پیامک فریاد عدالت‌خواهی شد علیه جریانی تحدیدگر که فکر می‌کردند آنچه می‌کنند بهترین است و فقط «90» منتقدشان با دوربین سعی می‌کند شیری شکسته را پیراهن عثمان کند.

روزها گذشتند و لیگ تمام شد. لیگ که تمام شد، 90 هم مثل هرسال به تعطیلات تابستانی رفت. حالا دیگر آن موج هیجانی مردم فروکش کرده بود و موج همه اتفاقاتی که از پی هم گذشتند میل به ورزش را در مردم فرونشاند. انگیزه‌ای که با حذف تیم ملی از جام جهانی جایش را به تنفر داد.

این تعطیلی اجباری اما بهترین فرصت بود برای سازمان صدا و سیما تا بتواند موضعی جدید را برابر برنامه‌ای بگیرد که مشی انتقادی‌اش باعث می‌شود حتی بیش از برنامه‌های سیاسی و اجتماعی، سیما مجبور به ادای توضیحات به دولت شود. اینگونه بود که به عکس همیشه تا به امروز هیچ مذاکره رسمی میان مدیران گروه ورزش و فردوسی‌پور انجام نشود.

در مذاکرات غیررسمی تنها این پیغام به فردوسی‌پور رسیده است که فقط این بار باید مجری برنامه باشد و گروه ورزش تهیه‌کننده‌ای را برای سری جدید برنامه تعیین می‌کند. یکسری از آیتم‌ها از برنامه حذف می‌شوند و تغییراتی کلی در برنامه ایجاد خواهد شد. پیشنهادی که فردوسی‌پور حاضر به قبول آن نشد.

تعطیلی برنامه ورزش از نگاه دو که بینندگانش روز به روز کاهش پیدا می‌کردند و حذف مجدد جهانگیر کوثری از سیما، نشان از تغییر در نگرش مدیران گروه ورزش سیما بود. اما این برنامه هیچ گاه شباهتی به برنامه محبوب «90» نداشت. درست در روزهایی که شایعه تغییرات در این برنامه قوت می‌گرفت، ناگهان این شایعه پیچید که نام فردوسی‌پور هم در میان لیست استادان مستعفی دانشگاه شریف قرار دارد.

این شایعه و دوری این گزارشگر از پخش سیما، باعث شد تا تعطیلی 90 را بسیاری باور کنند که گروه ورزش سیما اعلام کرد عادل در مسافرت خارج از کشور بوده و حتی یکی از بازی‌های جام کنفدراسیون‌ها هم برای گزارش، به این مجری واگذار شد.

فردوسی‌پور البته خارج از کشور نبود اما استعفا هم نداده بود چون او استادیار درس زبان عمومی در شریف بود و دوستان این گزارشگر می‌دانند که عادل این قدر محافظه‌کار هست که هیچ گاه اینگونه وارد بازی‌های سیاسی نشود. او اما به سیما نمی‌رفت چون نمی‌خواست زیر بار شرایط تحمیلی برای سری جدید نود برود. یکی از دوستان فردوسی‌پور در این باره می‌گوید: «عادل ترجیح می‌دهد برنامه‌اش در اوج تعطیل شود و اسطوره‌ای شود.»
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/12
| لینک ثابت

  حاج‌باقر در گفت‌وگو با ايسنا: انتخاب دستيار برعهده‌ افشين است

درخواست قطبي براي بازي تداركاتي در تاريخ‌هاي "فيفا دي"
طبق برنامه‌ي قطبي ليگ برتر تعطيل نمي‌شود
مدير برنامه‌هاي افشين قطبي گفت: طبق برنامه‌ي اعلامي افشين قطبي در مدت قراردادش به هيچ وجه مسابقات ليگ برتر تعطيل نمي‌شود و او تنها در زمان‌هاي "فيفا دي" از فدراسيون بازي تداركاتي خواسته است. مهدي حاج‌باقر در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيرامون توافقات صورت گرفته بين فدراسيون فوتبال و افشين قطبي بر سر عقد قرارداد يك و نيم ساله تا پايان جام ملت‌هاي 2011 آسيا اظهار كرد: فكر مي‌كنم اين براي نخستين بار است كه فدراسيون فوتبال براي چهار سال آتي پيش‌رو فكر مي‌كند و براساس آن برنامه‌هايش را پيش مي‌برد. قطبي وقتي تهران را ترك كرد تمام امور مبني بر انجام توافقات را به عهده‌ي من سپرد و من هم وقتي حسن نيت فدراسيون را ديدم، احساس كردم اگر طرفين هر كدام مقداري از مواضع خود عقب نشيني كنند، مي‌توانيم شاهد همكاري خوبي بين آنها بوده و به فوتبال كشور خدمت كنيم.

وي افزود: در حال حاضر مدت قرارداد قطبي به مدت يك و نيم سال و تا پايان جام ملت‌هاي آسياست كه اين خود از خواسته‌هاي قطبي بود كه مورد موافقت فدراسيون نيز قرار گرفت. همچنين انتخاب دستيارهاي افشين به طور كامل برعهده‌ي اوست و او مي‌تواند تمام دستيارانش را ايراني و يا خارجي انتخاب كند كه اين آزادي عمل از طرف فدراسيون به طور كامل به او داده شده است. همچنين توافقات مالي هم بين دو طرف انجام شد و قرار بود پنج شنبه پيش نويس قرارداد تهيه و امضا شود اما، اين مساله به امروز (جمعه) موكول شد.

مدير برنامه‌هاي قطبي همچنين گفت: طبق برنامه‌اي كه قطبي اعلام كرده، به هيچ وجه مسابقات ليگ برتر در اين مدت تعطيل نمي‌شود و او البته در همه‌ي تاريخ‌هاي "فيفا دي" از فدراسيون بازي تداركاتي خواسته است. همچنين قرار شد طي اين مدت تيم ملي در دو تورنمنت بين‌المللي شركت كند. امكاناتي كه مقرر شد فدراسيون در اختيار تيم ملي بگذارد در بندهاي مختلف آمده است كه اگر اين تعهدات انجام نشود، مشكلاتي را به وجود خواهد آورد. در هر حال ما سعي كرديم با ديد منفي به اين مسايل نگاه نكنيم و قرارداد را براساس قول‌هاي به عمل درآمده در آينده تنظيم كنيم.

وي درباره‌ي زمان بازگشت قطبي به تهران نيز گفت: شروع قرارداد قطبي از حدود بيست و دو روز ديگر است كه او تا پيش از اين مدت براي امضاي قرارداد به تهران خواهد آمد. اين قرارداد تا پايان جام جهاني 2014 برزيل نيز قابل تمديد است.

 

مجید جلالی: مجمع فوتبال برای برخورد با مسببان ناکامی برگزار شود

مجید جلالی یکی از مربیان با برنامه فوتبال ماست که طی این سال ها عملکرد قابل قبولی را از خود به نمایش گذاشته است. وی همواره یکی از منتقدان مربیان ضعیف خارجی بوده والبته دیدگاه ها و نظرات خاصی درباره تیم ملی و آینده آن دارد. گفت و گوی خبر ورزشی با مجید جلالی را بخوانید.

آقای جلالی، می خواهیم ارزیابی شما را از عملکرد تیم ملی و نرفتن آن به جام جهانی بدانیم.

من در مورد گذشته تیم ملی ارزیابی ندارم و بیشتر دوست دارم در مورد آینده فوتبال صحبت کنم. البته پیشنهاداتی در مورد آینده فوتبال دارم که به زودی آنها را می‌گویم، این نظرات کاملا اجرایی والبته راهبردی است که امیدوارم حداقل یک مسئول آن را بخواند.

این نامه مثل همان نامه ای است که 4 سال پیش به رئیس جمهور دادید؟

این یک راهبرد اجرایی است و البته نام‌های هم که به رئیس جمهور نوشتم، همان چیزهایی بود که تک تک آنها اتفاق افتاد. ما با همان مربیانی که گفته بودم در جوانان و امید «اوت» شدیم. اگر آن نامه در دسترس باشد و شما آن را بخوانید، خواهید دید من روی چه نکاتی دست گذاشتم، البته قبول دارم متن آن نامه قدری احساساتی شود.

حالا راهکار شما چیست؟ به نظر شما برای 4 سال آینده مربی خارجی بیشتر به درد ما می‌خورد یا ایرانی؟

اول باید استراتژی را معلوم کنیم، هر مربی‌ای نمی‌تواند هر کاری را انجام دهد. مربیان خودشان طبقه‌بندی دارند؛ یک مربی در کوتاه مدت کارش را بهتر بلد است، یک مربی «زمان» بیشتری می‌خواهد تا کار بهتری ارائه دهد و ... ما باید اول بدانیم چه مربی مد نظرمان است، بعدا راجع به ایرانی یا خارجی بودنش حرف بزنیم، البته من خاطرات بسیار بد از سه، چهار سال گذشته در ذهنم هست که آنقدر هم تلخ است که دوست ندارم آنها را مرور کنم، شما مصاحبه‌های پنج سال پیش مرا بخوانید، تمام چالش ها را پیش بینی کرده بودم.

البته برخی معتقدند برانکو که شما از او انتقاد می کردید، بالاخره تیم ملی را به جام جهانی برد اما با مربی ایرانی نتوانستیم صعود کنیم.

روزی دهداری تیم ملی را گرفت، آن را دچار تحولات بنیادی کرد اما خودش هیچ بهره ای از آن نبرد اما وقتی تیم را تحویل داد، همان تیم با یک مربی دیگر قهرمان بازی‌های آسیایی 90 شد، باید در فوتبال ظرفیت‌سازی شود. روز که رایکوف سر مربی شد، تحولاتی را در تیم ملی به وجود آورد اما خودش بر کنار شد. سال‌ها مربیان بعدی از تحول او استفاده کردند اما برانکو هرگز از ظرفیت هایی که در فوتبال ما وجود داشت، استفاده نکرد. شما ببینید ما الان دفاع چپ نداریم، مهاجم نوک حمله نداریم، 5 سال زمان کمی نبود، او می‌توانست ظرفیت‌های خوبی را برای ما ایجاد کند اما کل این سال ها ما با 15،16 بازیکن کارمان را ادامه دادیم. البته او زحمت خودش را کشید اما در زمینه زیر ساخت و ظرفیت سازی اصلا موفق نبود.

پس با این حساب معتقدند علی دایی این کر را در تیم ملی انجام داد؟

البته دایی سعی کرد اما تجربه‌اش را نداشت. ما به دایی اجازه ندادیم کارش را ادامه دهد و در نهایت او را شکستیم. اگر او کارش را ادامه می داد، می توانست ظرفیت‌های جدیدی را به فوتبال ما اضافه کند.

در مورد قطبی فکر نمی کنید او راه دایی را ادامه نداد؟

هر مربی ایده و نظرات خاص خودش را دارد. البته من فکر نمی کنم با تغییرات پی در پی به نقطه ایده آل برسیم. گروهی که مربی انتخاب می کنند، باید نیازهای فوتبال را بررسی کنند و بر اساس آن نیازهای فوتبال و توانای‌های آن مربی، سر مربی را گزینش کنند و باید به قطبی حق داد که بر اساس تفکرات و ایده هایی که دارد، کارش را جلو ببرد.

آقای جلالی، از بحث تیم ملی دور شدیم، به نظر شما فکر نمی کنید فوتبال گران شده است؟

نه، من معتقدم فوتبال گران نشده، بلکه فوتبال تحقیر شده است.

راستی بحث دیگر، می گویند شما به یک تیم لیگ برتری گفتی برای یک سال 600 میلیون می خواهید، بعد معتقدید فوتبال گران نشده؟

اولا من هیچ وقت نگفتم 600 میلیون، ثانیا اگر هم گفته باشم، در مقایسه با مربیان خارجی که برای 6 ماه 800 هزار دلار می‌گیرند و می‌روند، ما باید بیشتر پول بگیریم، البته نمی‌خواهم کار خودمان را با پول ارزش گذاری کنم اما فضای مدیریتی فوتبال ما را به این سمت می‌برد. وقتی ما اطمینان نداریم دو ماه آینده سر کارمان هستیم یا نه، معلوم است که رقم های قرار داد هم چنین می شود.
من در فولاد خوزستان روزی 14 ساعت کار می کردم، واقعا یکسال طاقت‌فرسا را سپری کردم آن هم با تیمی که در لیگ یک نتوانسته9 بود به لیگ برتر بیاید. طوری کار کردم که حتی فولاد در حد مدعی ظاهر شد و اکثر تیم ها روی شخصیت آن حساب می کردند. البته‌من در سال اول به 20 درصد خواسته‌هایم با فولاد رسیدن و امیدوار بودم در سال دوم با یکسری اقدامات و یارگیری 20 درصد را به 40 درصد برسانم که البته با 100 درصد ایده‌آلی که‌من در نظر دارم، همان 40 درصد از سطح فوتبال ایران نیز بالاتر است اما وقتی می بینم یک باره برنامه‌ای که در اهواز آماده کردم، باید نیمه کاره رها شود، خانه‌نشین می‌شوم و در روستای خودمان بچه‌های مستعد را آموزش می‌دهم! من گفتم اگر قرارداد سه ساله ببندیم، نصف مبلغ پیشنهادی ام را دریافت می کنم اما فلان مربی خارجی چون قرار دادش سنگین است، مورد حمایت باشگاه است.

این روزها محرومیت هایی از فدراسیون برای مربیانی که منشور اخلاقی را رعای نکرده اند، در نظر گرفته شد. شما موافق منشور اخلاقی هستید؟

به نظر من در فضای فعلی که در فوتبال کشور است، چنین منشوری لازم است چرا که فوتبال ما به سمت بهتر شدن نمی رود، البته تنها نباید تنبیهات برای افراد در نظر گرفته شود، بلکه باید تشویق هم باشد.

آیا قبول دارید بعضی از مربیان با بازیکنان قراردادهای زیر میزی دارند؟

خودم تا حالا چنین چیزی را ندیده‌ام و با بازیکنی برخورد نداشته‌ام که این حرف را بزند اما در این باره چیزهایی شنیده‌ام. البته همیشه در هر قشری یکسری افراد هستند که عملکرد خوبی ندارند اما مربیان باید خودشان را از یکسری موارد حاشیه‌ای دور کنند.

می‌گویند بعضی مربیان هر ساله تیم دار هستند و با استفاده از شبکه‌هایی جا به جا می شوند، حتی اگرعملکرد ضعیف تری نیبت به سایرین داشته باشند.

من هم قبول دارم برخی مربیان از ارتباطات بیشتر و بهتری برخوردار هستند که ممکن است همین روابط برایشان مفید باشد، البته اگر باشگاهها دارای مدیران فوتبالی باشند، به طور حتم آنها خودشان وارد مسائل حاشیه ای نمی شوند و اجازه نمی‌دهند حاشیه‌های فوتبال برای آنها تصمیم بگیرند. مطمئنا اگر مدیریت باشگاه‌ها به دست افرادی مثل جعفر کاشانی، منصور امیر اصفی و علی محمد مرتضوی باشد، خیلی از مشکلات فعلی مرتفع می‌شود و این مدیران فوتبالی و کار بلد پول الکی به بازیکنان نمی‌دهند چون آنها فاصله چندانی میان بازیکنان با یکدیگر نمی‌بینند.

پس تفکرات برخی مدیران مسبب یکسری اشکالات در فوتبال است؟

بله، دقیقا چند روز پیش یکی از مدیران باشگاه های لیگ برتر در حال مصاحبه با شبکه رادیویی ورزش بود. مجری در مورد بازیکنان جذب شده پرسید که چگونه با اینکه مربی انتخاب نشده، این نفرات را گرفته‌اید؟ او در جواب حرفی زد که من واقعا متاسف شدم و خنده‌ام گرفت. او گفت: مربی نباید بازیکنی برای باشگاه جذب کند، بلکه مدیران بازیکنان مورد نیاز را جذب می‌کنند، سپس آن مربی موردنظر می‌آید و به آن نفرات کار تاکتیکی می‌دهد، البته اگر من روی خط بودم به این مدیر می‌گفتم پس لطف کنید این نظرات را به مدیران آرسنال، چلسی، بارسلونا و ... بدهید.

در مورد برگزاری مجمع فدراسیون فوتبال چه نظری دارید؟ مجمع باید در همین روزها تشکیل شود و از اختیاراتش برای برخورد با مسببان ناکامی تیم ملی در جام جهانی استفاده کند.
 
 
 
دل گنده، مثل انصاری فرد
تقریبا اکثریت طرفداران، علاقه مندان، روزنامه نگاران و کارشناسان عقیده دارند که شیوه مدیریتی عباس انصاری فرد در پرسپولیس منجر به بدترین اتفاقات ممکن برای این باشگاه خواهد شد.

به گزارش گل؛ اما در شرایطی که موج نارضایتی عمومی از انصاری فرد روز به روز ارتفاع بیشتری پیدا می کند، این مدیر خونسرد، با شیوه خودش به ادامه کار مشغول است.

انصاری فرد که توسط حسین هدایتی به پرسپولیس تحمیل شد، قرار بود نقش یک مدیرعامل بله قربان گو را در مقابل هدایتی داشته باشد، اما چیزی نگذشت که او از زیر سایه هدایتی بیرون آمد و حتی باعث شد این رئیس متمول هیات مدیره، کار خود را در پرسپولیس از دست بدهد.

در حال حاضر انصاری فرد بدون مربی و با مشورت افراد نزدیک، مشغول نهایی کردن ترکیب امسال پرسپولیس است و با سیاست دفع الوقت به دنبال یک سرمربی نامدار تا تیم را به دست او بدهد.

در این شرایط احمدرضا عابدزاده امروز هفتمین جلسه تمرین را مدیریت کرد. اتفاقی که پرسپولیسی های دو فصل گذشته با تعجب به آن می نگرند، چراکه دروازه بان اول تاریخ فوتبال ایران، احتمالا هنوز در شرایطی نیست که بتواند یک تیم را در آغاز فصل تمرین بدهد. جالب اینکه انصاری فرد حتی قدرت این را نداشته که یک بدنساز یا یک مربی دیگر را به پرسپولیس اضافه کند تا حداقل تمرینات شکل و بوی رسمیت به خود بگیرد.

در عین حال در پرسپولیس همه چیز تحت تاثیر انتخاب سرمربی است و دوستان با طمانینه و آرامش خاص به دنبال این اند که بالاخره یک نفر به قلاب پرسپولیس نوک بزند.

در این میان مربیان گوناگون با سبک های مختلف، موردتوجه مدیران پرسپولیس قرار گرفته اند و کار به هیچ سرانجامی نرسیده است. در حالی که فقط 35 روز تا آغاز لیگ برتر باقی مانده، طرفداری از پرسپولیس کار دشواری است. به خصوص که عباس انصاری فرد مدیرعامل تیم محبوب شما باشد!
 
 
 
اسکولاری رسما سرمربی بنیادکار شد
لوييس فيلپيه اسکولاري سرمربي سابق تيم هاي ملي برزيل و پرتغال روز چهارشنبه در يک نشست مطبوعاتي در تاشکند به طور رسمي سرمربي تيم فوتبال بنياد کار ازبکستان معرفي شد. تا لیگ قهرمانان آسیا را با حضور خودش گرم تر کند.

فیل بزرگ به خبرنگاران هیجان زده ازبک گفت: من با همکاري تيم فني تمام تلاش خودرا براي رشد فوتبال ازبکستان در سطح جهاني مصرف خواهم کرد.

توکل جان اسماعيل اف رييس باشگاه بنيادکار در اين مراسم گفت: اسکولاري مربي معروف و بزرگ جهان است و ما براي رشد فوتبال ازبکستان با وي براي يک سال و نيم قرارداد امضا کرديم.

اسکولاری که آخرین تجربه اش هدایت چلسی بوده است ، بخشی از یک پروژه بزرگ است که با حضور ریوالدم در این تیم آغاز شد. او می گوید: بنده به عنوان سرمربي با همکاري دولت ازبکستان آماده هستم نه تنها در تاشکند با تيم بنيادکار بلکه در تمام مناطق اين کشور براي رشد فوتبال همکاري کنم.

اسکولاري در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه زيکو قبلا با تيم بنيادکار قرارداد امضا کرده بود، ولي بعد از مدتي قرارداد را لغو و به تيم ديگر رفت و آيا به شما مي شود اطمينان کرد، گفت: وقتي قرارداد امضا شد بايد مفاد آن را رعايت کرد و من تا آخر به اين قرارداد عمل مي کنم و پس از اتمام اين قرارداد در صورت دستيابي به توافق متقابل مي توانيم آن را تا يک سال ديگر تمديد کنيم. بنيادکار در حال حاضر مدعی اصلی ليگ ازبکستان است و در ليگ قهرمانان باشگاه هاي آسيا نیز به مرحله یک چهرم نهایی رسیده است.
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/12
| لینک ثابت

  مناظره‌ي غياثي و عنايت

عنايت: از رياست كميته داوران استعفا نمي‌دهم
غياثي: با شرايطي كنوني داوري بايد دست "خسروي" را بوسيد!

مسعود عنايت و رضا غياثي رييسان فعلي و پيشين كميته داوران فدراسيون فوتبال در رابطه با مسائل و مشكلات داوري به مناظره پرداختند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در بخشي از همايش رسانه و فوتبال مناظره داوري ميان مسعود عنايت و رضا غياثي برگزار شد.

مسعود عنايت رييس كميته داوران فدراسيون فوتبال در ابتداي مناظره به اظهارات واعظي آشتياني در خصوص پيشنهاد پرداخت مبلغي به داور يكي از مسابقات استقلال در ليگ قهرمانان آسيا اشاره كرد و گفت: اين مشكلي نيست كه به داوري برگردد، همه مديراني كه تازه وارد فوتبال مي‌شوند دلالها به سراغ آنها مي‌روند تا از عدم آگاهي آنها سو استفاده كنند. اخيرا اين مسائل در مورد "روشن ايرماتوف" مطرح مي‌شود. بايد بگويم او چنين آدمي نيست. ايرماتوف قرار است در جام جهاني قضاوت كند. محال است كه چنين پيشنهادي از جانب او باشد. بيشتر اين دلالها هستند كه به نام داوران پول مي‌گيرند. اكثريت قريب به اتفاق داوران پاك هستند. داوران مانند يك سبد پر از سيب هستند كه ممكن است دو تا از آنها خراب باشند. من حدس مي‌زنم كه چه كسي نزد واعظي آشتياني آمده ولي بايد بگويم كه اين داور رشوه‌بگير نيست.

عنايت اضافه كرد: يك نفر آمده و به آشتياني گفته كه فلان قدر به اين داور پول دهيد. اين در حالي است كه اتاق يك داور در محل اقامتش كاملا مشخص است و تنها كافي است كه برويد و از آن داور بپرسيد كه چقدر مي‌خواهد تا پول به دلالها ندهيد.

مسعود عنايت: من از 7 مرداد 85 با حكم كيومرث هاشمي متصدي داوري شدم، من از روز اول هم گفتم كه در هر قشري از جامعه فساد مي‌تواند وجود داشته باشد. داوري هم از اين امر مستثني نيست. با هو كردن، جنجال و آبروريزي و مطرح كردن " ق . م" ها نمي‌توان راه به جايي برد اگر من رييس دزدان هستم پرونده‌ام را به حراست بدهيد تا طبق آيين‌نامه كميته داوران با آن برخورد شود. تمامي مسائل و تخلفات مشخص است. اگر داوري متخلف است نام آن را بياوريد. ديگر گفتن " ف. ك " و " ق . م "ها لازم نيست.

رييس كميته انضباطي هر كسي كه باشد به اين مسائل رسيدگي مي‌كند. مسائل داخل زمين هم حتي به رييس فدراسيون ارتباط ندارد و به من مربوط مي‌شود. تمام مسائل از قبيل اينكه داور بازيكن را مي‌زند، فحاشي مي‌كند، رشوه و فساد اخلاقي بايد از طريق كميته انضباطي پيگيري شود. ولي اينكه داور را هل مي‌دهند و او هم بازيكن را هل مي‌دهد به كميته داوران مربوط مي‌شود. ما يك داور داريم كه در خانه‌اش مشروبات الكلي مي‌خورد. اين مساله به كسي مربوط نمي‌شود چرا كه بحث شخصي است، اگر در منظر عمومي هر داور مرتكب خلاف عفت و اخلاق شود با آن برخورد مي‌شود. داور عضو سازمان ليگ نيست و منشور اخلاقي ربطي به داوران ندارد. داور ممكن است امروز در ليگ برتر سوت بزند، فردا در ليگ دسته يك و پس فردا در ليگ دسته دو. داور عضو فدراسيون فوتبال و فدراسيون فوتبال مرجع رسيدگي به اخلاقيات كميته انضباطي است. بنابراين اين مساله به سازمان ليگ و به فدراسيون فوتبال ربطي ندارد.

رضا غياثي: امروز كار داوري به جايي رسيده كه ديگران در آن دخالت مي‌كنند. "عليپور" به مطلبي اشاره كرد كه سرمن از شنيدن آن سوت كشيد. اينكه فيفا اين اختيار را به سازمان ليگ داده كه كميته انضباطي مستقل داشته باشد. اگر اينگونه باشد اشكالات زيادي وارد نيست. فرمايش آقاي عنايت كاملا درست است و ايرادي ندارد. يك روزي پرويز سيار در يك برنامه‌ تلويزيوني گفت كه داوري مانند سبد پر از سيب و گلابي است كه دو تا از ميوه‌هاي آن گنديده است و بايد بيرون انداخته شود. علي خسروي به اين مساله ايراد گرفت و روي خط آمد. خسروي با من اختلاف دارد. ولي من او را قبول دارم كه از حقش دفاع كرد. وقتي فدراسيون فوتبال تصميم گرفته كه او از داوري كنار باشد، او حداقل معرفت و مردانگي داشت كه رفت و شكايت كرد و گفت كه غياثي تشويش اذهان عمومي كرده است. ما به دادگاه رفتيم، دادگاه قرار منع تعقيب صادر كرد و اظهارات من را صحيح دانست. من و دادگان نيز شهادت داديم تا سيار هم تبرئه شود. اما عنايت آمد و در يك برنامه تلويزيوني گفت كه پدرسيار را درمي‌آورم! اگر دكتر سيار اين حرفها را زده بود ديگر سازمان ليگ و واعظي آشتياني جرات نمي‌كردند دفاع كنند. آقاي عنايت! شما سركارتان نيستيد، حافظه مردم بسيار قوي است، حرف‌هاي زيادي پشت سر سيار زديد. با شرايطي كه اكنون در داوري هست من بايد دست علي خسروي را ببوسم و بگويم كه مشكل او مشكل خاصي نيست.

عنايت: شما يك تعارض بسيار آشكار در ميان صحبتهاي غياثي ديديد. او در دفاع از داوري گفت كه داوران پاك هستند و در بخش ديگري اظهار كرد كه وضعيت داوري به گونه‌اي شده كه دست خسروي را بايد بوسيد، يعني اوضاع آنقدر وحشتناك است كه خسروي طلاي پاك است. اولا من هيچ وقت از رياست كميته داوران استعفا نمي‌دهم. دوم اين كه هيات رييسه فدراسيون است كه مي‌تواند من را بركنار كند. سوم اين كه در مورد حضور فيزيكي‌ام در فدراسيون بايد بگويم با وجودي كه مسوولان فدراسيون مي‌دانستند من ناظر و مدرس فيفا وafc هستم باز به عنوان رياست كميته داوران منصوب شدم. اين براي رييس كميته داوران يك فدراسيون افتخار است كه در طول تاريخ 70 ساله داوري كشور يك مدرس فيفا داشته است. بر فرض مثال كه من حضور فيزيكي هم ندارم من كه كارمند فدراسيون نبوده و نخواهم بود. دبيرچي هم نيستم، من رييس هستم. مگر اكنون مدير يك سازمان بايد 24 ساعته در محل كارش حضور داشته باشد. از طرفي داوران ما هم در كنار داوري مشاغل ديگري دارند. فدراسيون فوتبال عضو afc و فيفا است. رييس كميته داوران ‌afc كيست. "يوسف سركال" در امارات زندگي مي‌كند و سالانه شش روز بيشتر به afc نمي‌رود، اينجا لازم است رسانه‌ها مشكلات داوري را بگويند و راه بيرون‌رفت از آن را نيز پيشنهاد دهند.

غياثي: آقا! شما اصلا سركارت نيستي. بيش از 50 سفر خارجي رفتي و براي هر كدام مبلغ 2000 دلار دريافت كردي كه جمعا مبلغي معادل 100 ميليون تومان مي‌شود و آن وقت مصاحبه مي‌كني و مي‌گويي با اين پولها نمي‌توان نان خريد. سه سال است كه حقوق داوران بالا نرفته. در سه سال قبل فدراسيون فوتبال به اتفاق كميته داوران از تبليغات پيراهن داوران 420 ميليون تومان درآمدزايي كرد. آن وقت وقتي داور ما به بخش مالي فدراسيون مراجعه مي‌كند به او مي‌گويند كه يك ميليارد و 300 ميليون تومان براي داوري هزينه كرديم. شما اكنون 920 ميليون ديگر هم بايد درآمدسازي كنيد. ما در دووميداني بوديم مسابقه برگزار نمي‌كرديم مگر شما مجبور هستيد مسابقاتي را برگزار كنيد كه نمي‌توانيد از پس هزينه‌هاي آن برآيد.

عنايت: مي‌گويند دروغگو كم حافظه است و مي‌گوييد 2000 هزار دلار به ازاي هر سفر گرفتم. سعد كميل دوسال پيش بازي پرسپوليس و استقلال را سوت زد و 500 دلار گرفت. Afc به ازاي هر روز سفر داور مبلغي معادل 100 دلار به او پرداخت مي‌كند كه براي پنج روز معادل 500 دلار مي‌شود.

غياثي: چطور آدم دروغگو كم حافظه است ولي آدم (...) كم‌حافظه نيست.

اين مناظره در حالي كه نتيجه‌اي نداشت قطع شد و به دنبال آن هم رضا غياثي به سمت علي خسروي رفت و با او روبوسي كرد.

در ادامه اين همايش علي خسروي پشت تريبون رفت و در پاسخ به اظهارات غياثي گفت: غياثي راست مي‌گويد، من به مراجع ذيصلاح مراجعه كردم ولي آنها به من گفتند كه مسائل مطرح شده در تلويزيون جرم نيست و اين مسائل به صلاح فوتبال مملكت نيست. سيار در يك برنامه تلويزيوني گفت كه علي خسروي و نصيرزاده دو سيب گنديده داوري هستند آن وقت مراجع ما مي‌گويند اين حرفها جرم نيست.

وي ادامه داد: عنايت من را به داوري بازگرداند. رييس سازمان تربيت بدني هم دستور داد كه به داوري برگردم. من نيازي ندارم كه آقاي غياثي صورتم را ببوسد. من آموخته‌ام كه انسانها در طول زندگي بايد به گونه‌اي رفتار كنند تا مردم بدانند در موردشان اشتباه كردند. خدا را شكر مي‌كنم امروز در اين همايش اتفاقي افتاد كه سالها منتظرش بودم. اينجا معلوم شد كه من مورد ظلم واقع شدم. من و عنايت، سيار، غياثي و ... با هم دوستان صميمي بوديم و برخي مسائل باعث شد اين اتفاقات ميان ما رخ دهد.

اين داور فوتبال متذكر شد: برگزاري اينگونه جلسات مشكلات را حل مي‌كند، متاسفانه آن زمان هيچ تريبوني اجازه نداد كه خسروي از خودش دفاع كند. حتي در برنامه 90 هم خط قرمز تعيين شد. از نظر من جامعه داوري پاك است و مشكلات موجود در آن به دلالها برمي‌گردد. امروز بسياري از چيزها مشخص شده است.

 

مناظره‌ي عليپور و فيروز كريمي

كريمي: فدراسيون من را به ناحق محروم كرده است
عليپور: منشور اخلاقي به تاييد باشگاه‌ها رسيده است

فيروز كريمي گفت: فدراسيون فوتبال من را به ناحق از مربيگري در ليگ برتر محروم كرده است. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در هفتمين همايش فوتبال و رسانه كه پنچ شنبه برگزار شد، حجت الاسلام عليپور مشاور فرهنگي سازمان ليگ حرفه‌يي فوتبال و فيروز كريمي سرمربي داماش گيلان به مناظره پرداختند.

متن كامل مناظره اين دو تن كه حول محور منشور اخلاقي فوتبال بود در زير مي‌آيد:

عليپور: از ابتداي فصل هشتم منشور اخلاقي و رفتاري فوتبال ايران با هماهنگي همه‌ي باشگاه‌ها تصويب شد كه در مرحله نخست 14 باشگاه موافق بودند و در مرحله دوم نيز سه باشگاه كه نقد داشتند نقطه نظراتشان را به طور مكتوب و حضوري به ما ارائه دادند، بر اين اساس با 17 راي موافق و يك راي مخالف منشور اخلاقي در هيات رييسه سازمان ليگ تصويب شد و مبناي كاري و قانوني پيدا كرد. آيين نامه اجرايي در ابتداي فصل طي چهار نامه به باشگاه‌ها ابلاغ شد در پايان اين فصل ما به يقين رسيديم كه برخي از دوستان بدون توجه به مفاد آن و بر اساس تفاهم آن را امضا كردند.

فيروز كريمي: من به فدراسيون رفتم و به من گفتند كه من جزو سه مربي كه اسامي آنها به صورت اختصاري در رسانه‌ها منتشر شد نيستم و گفتند كساني ديگر مدنظر ما بودند، من هم گفتم حتما «ف.ك » " فري كله‌پز" بوده! هر چه فكر كردم " ف. ك " ديگري پيدا نكردم. از باب اينكه در حد من نيست جواب يك روحاني جليل‌القدر را بدهم، نمي‌خواهم بحثي كنم، اينجا آمدم تا از باب اينكه از شرايط موجود براي دفاع از خودم به عنوان "ف.ك" دفاع كنم.

عليپور: من بايد از باب وظيفه از فيروز كريمي در بحث مسائل اخير كه دو موضوع با هم خلط شده دفاع كنم، يك بحث دلالي، واسطه‌گري و تباني و موضوع پرونده‌اي است كه توسط برخي از نهادها چهار يا پنج‌ماه گذشته پيگيري مي‌شد و خبري كه برخي سايت‌ها درج كردند در ذهن برخي اهالي ورزش و پيشكسوتان و رسانه‌ها اين ذهنيت ايجاد شد كه كساني كه به واسطه آيين‌نامه اجرايي منشور ممكن است زير سوال باشند و انضباط رفتاري آنها مناسب نباشد خلط شده بود. سردار محمدي نام فيروز كريمي را صراحتا اعلام كرد، بحث سازمان ليگ اين است كه رفتارهاي كريمي در مناظرات تلويزيوني و نوع تعاملات رفتاري مشكل دارد و از نظر بحث دلالي هيچ ارتباطي با فيروز كريمي ندارد.

كريمي: اساسنامه فدراسيون فوتبال به تاييد هيات وزيران رسيده، كامل و جامع‌، قابل اجرا و منطبق با اصول و مفاد فيفا است. اساسنامه‌اي كه مجددا در سازمان ليگ تصويب شده به اعتقاد من بايد در مجمع به آن رسيدگي شود، ما وقتي به كميته برگزاري مسابقات عنوان سازمان ليگ را مي‌دهيم اين مساله توهم ايجاد مي‌كند، ما بايد بدانيم سازمان ليگ همان كميته مسابقات است كه با همان نفرات قبلي اداره مي‌شود كه اين خودش مشكل‌ساز است. اساسنامه‌اي كه مجددا به امضا رسيده از نظر قانوني نفي‌كننده اساسنامه فدراسيون فوتبال است كه به تاييد هيات وزيران رسيده. رسيدگي به مسائلي تحت عنوان تخلفات به كميته انضباطي فوتبال محول شده و پس از آن هم به كميته استيناف. از نظر من منشور اخلاقي از ابعاد مختلف غلط است.

عليپور: مباحث حقوقي و قانوني منشور اخلاقي كه به تصويب هيات رييسه فدراسيون فوتبال رسيده همان اساسنامه‌اي است كه به تاييد هيات وزيران و فيفا رسيده و اكنون به عنوان كتاب جاري محسوب مي‌شود و بايد اصل حاكم در تمام بخش‌هاي فوتبال هم‌تراز با آن باشد. اين اساسنامه وظايف سازمان ليگ را تعريف كرده. اگر اين مساله نبود چرا نايب رييس دوم فدراسيون بايد رييس سازمان ليگ مي‌شد؟ اين اولين تذكر حقوقي به آقاي كريمي است. جناب آقاي كريمي! كه خدمات زيادي به فوتبال داشتيد و با اين حال از نظر من گاهي به حق خود هم نرسيديد اگر سال گذشته به عنوان يكي از چهارتيم حاضر در ليگ قهرمانان آسيا بوديد بايد بدانيد كه كنفدراسيون آسيا تصميم گرفت شرايط برگزاري ليگ قهرمانان آسيا را فراهم كند. آن زمان فوتبال ايران تا خواست قواعد شش‌گانه را تمكين كند قواعد ده گانه و پس از آن هم هفده‌گانه شد. يكي از اصلي‌ترين شرايط آن هم اين بود كه سازمان ليگ ايران بايد مانند ژاپن داراي هيات مديره، ثبت، بخش حقوقي و مالي، داوري و انضباطي مستقل باشد.

به گزارش ايسنا، مشاور فرهنگي سازمان ليگ فوتبال در بخش ديگري از مناظره خود در پاسخ به اين موضوع كه بسياري از مديران عامل باشگاه‌ها به اجبار منشور اخلاقي سازمان ليگ را امضاء كردند، گفت: اگر من اطلاع داشتم كه چنين مسائلي مطرح شده است زودتر از اينها اين كار را مي‌كردم، من رسما از يكي از شبكه‌هاي خبري و يا يكي از خبرگزاري‌ها به نيابت از ساير اصحاب رسانه دعوت مي‌كنم كه روز شنبه به فدراسيون بيايند و سوابق اعلامي باشگاه‌ها را مشاهده كنند، در بحث امضاي آيين‌نامه منشور اخلاقي براي هيچ‌كس الزامي وجود نداشت. قطعا وقتي از ميان 18 تيم 10 تيم توافق مي‌كنند مابقي بايد از اين توافق تمكين كنند.

فيروز كريمي: همه‌ي كساني كه منشور اخلاقي را پيگيري كردند مي‌دانند كه ما چه مي‌گوييم. من پيشنهاد دادم كه به خيابان برويم و از صدنفر درباره منشور اخلاقي فدراسيون فوتبال سوال كنيم و بپرسيم كه مفاد اين آيين‌نامه چيست؟ اگر يك نفر مفاد آن را شنيده بود من بحث شما را مي‌پذيرم. آيا گفتمان من در ارباب جرايد خلاف منشور اخلاقي است در يكي از مصاحبه‌هايم به وضعيت نورافكن استاديوم حافظيه شيراز اشاره كردم. من گفته بودم كه گوشه زمين را نمي‌بينم و اشتباه كردم كه همراه خودم چراغ قوه نياوردم. عزيز محمدي به من گفت كه نبايد حقيقت را در همه جا به زبان آورد، اين در صورتي است كه امام علي (ع) فرموده‌اند حقيقت را در همه جا بگوييد ولو اينكه به نفع حريفتان باشد. آنجا كه گفتم اگر گوشه‌هاي زمين را نمي‌بينم طبق منشور اخلاقي كه مفادي روشن ندارد 30 نمره از من كم مي‌شود، اگر جلوي پايم را نبينم 10 نمره و اگر اطراف خودم را نبينم حتما 3 نمره! نوع گفتمان من ممكن است به دل ميليون‌ها نفر بنشيند و به دل دو نفر هم ننشيند. برداشت من از مفاد غير روشن منشور اخلاقي شخصي است، به نظر من با اين رويه فوتبال از مفاد خودش خارج مي‌شود. اگر ما تا چهارماه ديگر در اين باره صحبت كنيم به نتيجه نمي‌رسيم چرا كه اين منشور محتواي مشخصي ندارد. از نظر من چهار عدد نحسي براي فوتبال ما حساب مي‌شود. سازمان ليگ چهار بار مسابقات را به فاصله دو ، سه و چهارهفته‌اي تعطيل كرد، مسابقات ليگ چهار روز به چهار روز برگزار مي‌شود، چهار تيم ما از ليگ قهرمانان آسيا حذف شدند، به فاصله 72 ساعت براي صباباتري و پرسپوليس بازي گذاشتند كه منجر به باخت ما شد. اين رويه مغاير با فيفا است، از طريق فيفا مي‌توان اين موضوع را پيگيري كرد، از نظر من يكسري مسائل در فوتبال ما جرم است. ما در همه زمينه‌ها صدمه خورديم بعد مي‌آييم و مي‌گوييم كه مدل ريش لنگري چند نمره منفي دارد!

عليپور: بالاخره كريمي جزو مربيان حرفه‌اي است. وي به عنوان سرمربي تيم صباي قم اجازه مي‌دهد كه نام 40 بازيكن براي كسب مجوز حضور در مسابقات اعلام شود در حالي كه يك باشگاه با ساماندهي 22 بازيكن مي‌تواند براي مسابقات تيم خود را آماده كند. از طرفي ليگ قهرمانان براي اولين بار بود كه برگزار مي‌شد اگر همين الان به جدول AFC نگاه كنيد مي‌توانيد فشردگي مسابقات را از اواخر بهمن تا پيش از خرداد سال آينده ببينيد. تذكر كريمي در خصوص برگزاري مسابقات ليگ به فاصله چهار روز وارد است ولي ما بايد به سمتي برويم كه هر چهار روز يك مسابقه برگزار كنيم، اين براي شماهايي است كه مي‌خواهيد ليگ حرفه‌اي داشته باشيد، اگر جدول فصلي ايران را نگاه كنيد از دو ماه قبل پيش‌بيني جدول مسابقات به باشگاه‌ها ارائه شده تا نقطه نظرات خود را در اين خصوص به ما اعلام كنند، متاسفانه هيچ‌كس براي ما ابلاغي نمي‌فرستد و وقتي كه ليگ تعطيل مي‌شود به گره مي‌خوريم و مي‌آيند و آن زمان از ما سوال مي‌كنند كه چرا شرايط به اين گونه است.

عدم رعايت شئونات اخلاقي و رفتاري در گفتار مربيان و هرگونه اظهارنظر خلاف واقع، نشر اكاذيب عليه مقامات رسمي اجراي مسابقه، داوران و تيم‌هاي رقيب طبق ماده 11 منشور اخلاقي است، طبق اين ماده ما در خصوص گفتمان كريمي چهار بار به باشگاه تذكر داديم، دفعه اول اين موضوع را محرمانه به باشگاه گفتيم، دفعه دوم اين مساله به كميته انضباطي رفت، بار سوم دعوت به كميته براي تذكر كتبي بود و بار چهارم هم اين تذكر به باشگاه ارسال شد، ما حتي دفعات پنجم و ششم هم اقدام كرديم. آقاي كريمي مي‌گويد كه هيچ نامه‌اي را در باشگاه رويت نكرده، شايد مديرعامل باشگاي صباي قم با وي رودربايستي داشته و به ايشان چيزي نگفته قطعا كسي با اعتراض كم بودن نور نورافكن‌هاي استاديوم حافظيه مخالف نيست و حق كاملا با شماست چرا كه اين نور استاندارد نيست ولي در اينجا نوع گفتمان اهميت دارد، لحن شما طنز‌آلود و شيرين است، البته به شرطي كه موجب استهزاء ديگران و مسخره‌كردن نشود. در اين صورت كسي بايد تذكر دهد در صورت اصرار بر اين رفتار كار به اينجا كشيده مي‌شود.

فيروز كريمي: خوشبختانه آقاي واعظي آشتياني اينجا هستند، چون ما در ليگ قهرمانان هم حضور داشتيم به ما اين اجازه را دادند كه از 30 بازيكن استفاده كنيم، در اين شرايط اي كاش به ما بودجه‌ هم مي‌دادند. استقلال اهواز يك مقطع زماني كوتاه به دست من افتاد و من آنجا ديدم كه كاري كه شفيع‌زاده آن را دوساعته انجام مي‌دهد دو ماه طول كشيد تا من موفق به انجام آن شدم، حتي اگر شما نامه‌هاي تذكر را به ملاحي داده باشيد و او هم اين مساله را به من انتقال داده باشد اگر هزار بار ديگر هم بگوييد من حقيقت را در قالب گفتمان خودم عنوان مي‌كنم. حقيقت همان چيزي است كه محشر كربلا را رقم زد. من اعتقاد دارم محروميتم از حضور در ليگ برتر به ناحق بوده و حقم تضييع شده است. مجبور شدم با داماش قرارداد ببندم چرا كه از مربي‌گري در ليگ برتر محروم شدم. سردار محمدي گفته كه با تيم‌هاي پيكان و سايپا صحبت كرده است من اين موضوع را جانبداري مي‌دانم در اين خصوص هم شكوائيه‌اي تنظيم كردم و قصد پيگيري دارم. اين چيزي است كه من صادقانه مي‌گويم حتي اگر به جاي ليگ دست يك به ليگ دسته ششم فوتبال بفرستند. من همه‌ي تذكرهاي شما را كه منجر به محروميتم از ليگ شد و تلفن‌زدن‌هايتان را به مديران عامل باشگاه‌ها براي اينكه با من قرارداد نبندند را مي‌دانم.

عليپور: در خصوص وضعيت باشگاه‌ها براي جذب مربيان قرار شده باشگاه‌ها از سازمان ليگ استعلام كنند، ما معمولا خوب پاسكاري مي‌كنيم ممكن است باشگاهي شفاها از ما در خصوص محروميت مربيان پرس و جو كرده باشد. ما در چارچوب منشور اخلاقي و رفتاري به كريمي گفتيم كه بالاخره در روابط متقابل درفوتبال اگر همه به كلمه احترام متقابل احترام بگذاريم اين اتفاقات رخ نمي‌دهد.

فيروز كريمي: به نظر من كشاندن فوتبال به مواردي خارج از فوتبال غلط است. ورود نيروي انتظامي و ساير ارگان‌ها به مسائل داخلي فوتبال در شان فوتبال ما نيست. خانواده فوتبال اين وسعت را دارد. فدراسيون فوتبال هم حق دارد هر چيزي را از هر طريقي كه مي‌خواهد پيگيري كند. در طول 37 سالي كه در فوتبال كار كرده‌ام اين اتفاق رخ نداده بود كه مسائل فوتبالي به دست اهالي خارج از فوتبال بيفتد، اين آغاز راه است. به عنوان كسي كه چهار دهه در خدمت فوتبال بودم اعتقاد دارم كه مسائل فوتبال بايد در خانواده فوتبال رسيدگي شود. كشاندن اين مسائل به ساير سازمان‌ها كار را به جايي مي‌رساند كه فوتبال از دستتان خارج مي‌شود. شروع اين اتفاق به دست اين فدراسيون و اين سازمان ليگ است. سالهاي ديگر اين روند يقه‌ي ما را خواهد گرفت، اين روند مناسب نيست.

عليپور: وقتي كه به تصميم فيفا فدراسيون فوتبال تعليق بود، سپ بلاتر در جلسه‌اي گفت كه فدراسيون بايد در چارچوب قانون اساسي و اساسنامه استقلال داشته باشد. ما گفتيم شما به مدت نيمي از فصل هزينه 16 تيم ليگ ما را تامين كنيد پس از آن فيفا هر طور كه خواست فدراسيوني تشكيل دهد كه با مباني آنها هماهنگي داشته باشد. ما از نظر فني فيفا را قبول داريم شما ديديد كه استقلال اهواز، استيل‌آذين، ابومسلم ادعاي بودجه خصوصي را دارند من هم ادعا مي‌كنم يك نفر در قبل و بعد از انقلاب نبوده كه مردانه بگويد يك دوريالي براي ورزش هزينه كرده است. تمام پول فوتبال از كيسه بيت‌المال خرج مي‌شود. ناهنجاري فوتبال ما را به نقطه‌اي مي‌رساند كه ممكن است فردا همه سازمان‌ها در خصوص حمايت از آن تجديد‌نظر كنند، بنابراين رفتارهاي ما نيز مي‌تواند فوتبال را تضعيف كند. چهار هفته آخر ليگ يك بحث دلالي به طور جدي مطرح شد كه اگر اقدام نمي‌كرديم خدا مي‌دانست به سر دو تيمي كه قرار بود سقوط كند چه مي‌آمد. وقتي بحث دلالي و مباني آن مطرح مي‌شود من در پيشگاه خدا شهادت مي‌دهم كه اين بحث به فيروز كريمي برنمي‌گردد.

فيروز كريمي: ما دو ريال هزينه نكرديم، ما خانه‌مان را فروختيم و خرج فوتبال كرديم.

اين مناظره در حالي ميان عليپور و كريمي ادامه داشت كه با اعلام اتمام وقت بي‌نتيجه‌ به پايان رسيد.

در پايان اين همايش فيروز كريمي در پاسخ به پرسشي در خصوص نوع برخورد سازمان ليگ با وي و محروميت او از مربيگري در ليگ برتر تصريح كرد: مردم بدانند كه نوع گفتمانم در دو دهه اخير بر همين منوال بوده است، اينجا به من جفا شد. من 73 بازيكن به تيم ملي دادم، بيش از 200 بازيكن را به ليگ برتر وارد كردم و 24 جام در مسابقات مختلف گرفتم و در طي 21 مربيگري تاكنون يك بازيكن مشكل‌دار نداشتم.

 

من طرفدار گفتمان شيرين فيروز كريمي هستم
آجرلو: دست مسوولان فدراسيون را مي‌بوسم تا كريمي به ليگ برتر بازگردد

مصطفي آجرلو گفت: ورزش هم گفتمان جدي دارد و هم گفتمان متنوع. ما بايد بياموزيم وقتي در محضر مبارك مردم هستيم بايد پاسخگو باشيم. به گزارش ايسنا، مسوول تربيت بدني شهرداري در همايش فوتبال و رسانه اظهار كرد: فرصتي كه براي مناظره در اين همايش پيش آمد كار فوق‌العاده‌اي بود. من طرفدار گفتمان شيرين فيروز كريمي هستم و اعتقاد دارم صحبتهاي او فقط يكبار آن هم در مورد كوتاه بودن قد يك كمك داور ايراد داشت.

وي ادامه داد: زماني كه رهبر معظم انقلاب به نمايشگاه مي‌روند و از غرفه روزنامه گل‌آقا بازديد مي‌كنند نمي‌گويند كه شما مردم را مسخره مي‌كنيد، ما بايد خطوط قرمز را رعايت كنيم. كجاي فوتبال ما شبيه فوتبال دنياست. وقتي زمين چمن خراسان را ديدم خيلي خجالت كشيدم. ما در آيين نامه اول ليگ برتر بايد پس از چهارسال باشگاه مي‌داشتيم. ما نبايد دلخور شويم. عليپور گفت: "خدا را شاهد مي‌گيرم كه بحث دلالي، مالي و فساد اخلاقي در فيروز كريمي وجود ندارد." اگر به خاطر نوع گفتمان اوست من دست مسوولان فدراسيون فوتبال را مي‌بوسم تا به او اهانتي نشود و بتواند در ليگ برتر مربي‌گري كند و به ليگ يك نرود. مگر ما چند فيروز كريمي داريم كه در داخل كشور تربيت شدند.

آجرلو تصريح كرد: به خدا قسم اگر اين امكان را داشتم همين امروز از مسوولان فدراسيون استدعا مي‌كردم كريمي را به ليگ برتر بازگردانند، ما نبايد سرمايه‌هاي ملي نظير خسروي، دايي و فيروز كريمي و غيره را كه بي‌بديل هستند بسوزانيم. ما بايد دست آنها را هم ببوسيم. دين، خدا، اسلام و انقلاب به ما آموختند كه ريختن آبروي يك انسان در حكم كشتن است. ما بايد دقت كنيم وارد حوزه شخصي نشويم. مسوول تربيت بدني شهرداري در پايان اظهارات خود 30 عدد سكه بهار آزادي و يك لوح تقدير را توسط واعظي آشتياني و محمد آخوندي به جواد نكونام به عنوان يكي از 30 ورزشكار برتر كشور اهدا كرد.

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/12
| لینک ثابت

  چه با قطبي، چه بي قطبي
تيم ملي، برنامه‌ريزي دقيق مي‌خواهد

با اين كه اولين بازي رسمي بعدي تيم ملي فوتبال ايران زودتر از 23 آبان برگزار نمي‌شود، اما فعاليت‌هاي اين تيم و اخبار آن همچنان در مركز توجه قرار دارد و مهم‌ترين آنها در اين روزها، بحث ابقاي افشين قطبي و يا جدايي وي از اردوي ملي است.

به نوشته ایران؛ در حالي كه پيش‌تر گفته شده بود، قطبي چنان پول كلاني براي ادامه فعاليت خود به عنوان سرمربي تيم طلب كرده كه فدراسيون فوتبال از او قطع اميد نموده، ظرف 48 ساعت اخير گشايش‌هايي نسبي در كار حاصل آمده و دو طرف قدم‌هايي ولو كوتاه را براي رسيدن به يك حد وسط و توافق برداشته‌اند.

اما بحث مالي مذكور برخي مسائل اساسي‌تر را از يادها برده است. هر چند شخصيت و گويش مناسب قطبي مواردي است كه به نفع او عمل مي‌كنند اما تيم منتخب وي در پيونگ يانگ و سئول همان طور بازي نكرد كه او ادعاي آن را مطرح كرده بود و به علاوه وعده‌هاي او در مورد قطعيت صعود چنان بود كه از آغاز هم مي‌شد حس كرد با نوعي خوشبيني افراطي عجيب و تا حد زيادي دور از دسترس است.

● 18 ماه بعد
اگر ارائه برنامه‌اي چهار ساله از جانب او به فدراسيون را نشانه برنامه‌مداري وي بدانيم، نمي‌توانيم در مورد كارايي طرح‌هاي او براي تقابل با ساير بزرگان فوتبال قاره در مرحله نهايي جام ملت‌هاي آسيا 2011 احساس نگراني نكنيم.

درست است كه وجود دو سهميه صعود از هر يك از گروه‌هاي مقدماتي جام باعث شده است صعود تيم ملي (از گروه پنجم) قطعي نشان دهد و عبور از سد تيم‌هايي در اندازه‌هاي اردن، سنگاپور و تايلند كمرشكن نيست اما 18 ماه بعد كه در دور پاياني جام با امثال دو كره، ژاپن، عربستان و استراليا روبه‌رو شويم، قصه، قصه ديگري خواهد بود.

خوشبختانه قرارداد پيشنهاد شده به قطبي از جانب فدراسيون فوتبال ايران، قراردادي مشروط است؛ به اين معنا كه اگر قطبي در جام ملت‌هاي آسيا موفق نباشد، امكان حضور در دور مقدماتي جام جهاني 2014 از وي سلب خواهد شد. با اين حال به تضمين‌هاي بيشتري براي حضوري موفقيت‌آميز در جام ملت‌هاي 2011 در خاك قطر نياز است. چيزي كه مسابقات اخير «تيم قطبي» به دست نداد.

● 4 از 6
ايران بعد از انجام دو بازي نخست خود در گروه پنجم جام ملت‌هاي آسيا 2011، 4 امتياز از حداكثر 6 پوئن ممكن را اندوخته است. اين 4 امتياز حاصل پيروزي قاطع خانگي بر سنگاپور و تساوي بدون گل با تايلند در زمين حريف در زمستان سال پيش بوده است.

ايران در روزهاي 23 و 27 آبان ديدارهاي رفت و برگشت خود را با اردن برگزار مي‌كند كه براي آنها بايد تدارك حساب شده‌اي داشته باشد و سپس در 16 دي و 12 اسفند بازي‌هاي برگشت خود را با سنگاپور (زمين حريف) و تايلند (تهران) برگزار خواهد كرد.

اين كه اين مسابقات با هدايت افشين قطبي صورت مي‌پذيرد و يا يكي از گزينه‌هاي جانشيني او، مسئله‌اي است كه بزودي (و به قول علي كفاشيان تا پايان هفته جاري) مشخص مي‌شود اما هر كس مربي تيم ملي باشد، چاره‌اي جز يك برنامه‌ريزي اصولي براي طولاني مدت وجود ندارد.

جام ملت‌هاي آسيا 2011 در دي ماه 89 و چند ماه قبل از آن بازي‌هاي آسيايي گوانگ‌ژو (با حضور تيم ملي اميد ايران) عيار فعلي فوتبال ايران را بعد از بازنشستگي قطعي امثال كريمي و مهدوي‌كيا و بازنشستگي محتمل وحيد هاشميان در سطح ملي مشخص خواهد كرد.

● مستعد و جوان
براي تيمي كه لاجرم جوان‌تر مي‌شود و پوست مي‌اندازد، بايد برنامه داشت و نهايت دقت را چاشني كار كرد.

خوشبختانه نيروهاي مستعد متعددي در تيم ملي ما حضور دارند كه مي‌توان به آنها تكيه كرد و با آنها به آينده خوشبين بود. از اين گونه جوانان مي‌توان به خلعتبري، اشجاري، حاج صفي، حيدري، نوري، محمد، كاظمي و البته شجاعي اشاره كرد و كاظميان، معدنچي، مبعلي، برهاني و خليلي را هم نبايد از خاطر برد.

نيروهايي كه قطبي در سه ديدار آخر تيم ملي در دور مقدماتي جام جهاني 2010 اعتناي چنداني به آنها نكرد و اغلب آنها را به ميدان گسيل نداشت و از تعدادي فقط در دقايقي كوتاه سود جست و بنا را بر استفاده وسيع‌تر از باتجربه‌تر‌ها گذاشت و وعده صعود در سد همين رويكرد متوقف و «تحقق نيافته» ماند.
 
 
 
دسته گل افشین قطبی، جام ژول ریمه برای ما!       /  دنیای فوتبال
دوستان افشین قطبی، همان قشر باصطلاح روشنفکر پیتزا خور ،می خواهند به هر نحوی افشین قطبی در فوتبال ایران بماند و موفق شود .اما اگر آنها به این نکته توجه کنند می توانند برای افشین قطبی بهترین جایگاه را تعریف کرده و از او بهترین استفاده را در فوتبال ایران بکنند.

به نوشته دنیای فوتبال؛ قطبی می تواند بهترین آنالیزور و کمک مربی برای یک مربی نامدار باشد .او بهترین استفاده را برای ما در این پست خواهد داشت.افشین قطبی می تواند همان کمک مربی ای باشد که همه اعتقاد دارند باید در کنار مربیان بزرگ خارجی در کادر تیم ملی قرار بگیرد.

طرفداران فوتبال در ایران به سه گروه تقسیم می شوند، طرفدارانی که خود را روشنفکر و اهل مطالعه می دانند و گروه دیگر هوادارانی هستند که توسط گروه اول مرزبندی شده اند آنها طرفدارانی هستند که فحش می دهند و ناسزا می گویند و به اصطلاح گروه اول لمپن نام دارند.

کلا می توان مرزبندی طرفداران فوتبال را به کله پاچه و پیتزا محدود کرد.

البته گروه دیگری نیز در این بین قرار دارند که هم کله پاچه می خورند و هم پیتزا سفارش می دهند و هم اهل مطالعه اند.این گروه فقط به مستندات اشاره می کنند .

تا چند سال پیش نقش این گروه در تحلیلهای فوتبال کمرنگ بود ولی با افزایش فاصله بین کله پاچه و پیتزا این گروه در فوتبال ایران بیشتر دیده شدند.

گروه اول خود را پرچمدار ورود مربیان باسواد و تحصیلکرده به فوتبال ایران می دانند و همیشه گروه دوم را به بیسوادی متهم می کنند .اما در مقابل گروه بین کله پاچه و پیتزا هیچگاه از دلیل و منطقی که همیشه به آن می بالند فاصله نمی گیرند.

برای آنها کارایی مهم است نه افراد.

همان گروهی که طرفداران علی پروین را به تعصب کورکورانه و طرفدارانی فاقد منطق متهم می کردند.خود گرفتار جریانی بدتر از آن شده اند و خواسته یا ناخواسته در جایی گرفتار شده اند که نه راه پس دارند و نه راه پیش.

آنها در این چند وقت طوری از افشین قطبی حمایت کرده اند که حتی اگر کاستیهایی هم از او ببینند قادر به انتقاد نیستند.

بعد از مساوی با کره شمالی در راه جام جهانی همه کارشناس های فوتبال ،با دلیل و منطق تعویض خلیلی را اشتباه دانستتند تا اینکه در بازی بعدی وقتی آرش برهانی در همان دقایق کمی که به بازی گرفته شد توپی را در مقابل امارات هدر داد فریاد سر دادند که دیدید تعویض خلیلی اشتباه نبود و افشین قطبی حق داشت! در صورتیکه هیچ ارتباطی بین این دو نمی توانستی پیدا کنی .

وقتی لیست سطح سواد مربیان لیگ منتشر شد همه وا مصیبتا سر دادند که ای وای بر ما ای وای بر ما چقدر لیگ ایران بی سواد است .ولی هیچگاه نخواستند به مربیان جوانی که کم کم وارد فوتبال ایران می شوند و همگی تحصیلات عالیه دارند فکر کنند . نه برادران مربی فوتبال نیاز ندارد انتگرال دوگانه و سری های واگرا و همگرا را بلد باشد او باید به دنبال کتابهای آموزش فوتبال باشد ،نه کتاب ریاضی لیتهلد.

گروه روشنفکر از این جریان بهره برداری خود را انجام داد و به مدرک لیسانس افشین قطبی استناد کرد مدرکی که اینروزها در خانواده 4 نفری می توانی 5 تایش را در کمدهای خانه بیابی .

نه برادران مربی فوتبال نیاز ندارد انتگرال دوگانه و سری های واگرا و همگرا را بلد باشد او باید به دنبال کتابهای آموزش فوتبال باشد ،نه کتاب ریاضی لیتهلد.

اینکه افشین قطبی تحصیلکرده است و امیر قلعه نویی و علی پروین تحصیلات ندارند نقطه مثبتی برای افشین قطبی است اما آیا این شرط کافی است که ما چشم بسته افشین قطبی را بهترین مربی دنیا بدانیم.

اینکه بعضی‏ها به علت محدودیتهایی که در ایران برای یک مربی خارجی وجود دارد مربی خارجی را برای تیم ملی مناسب نمی دانند دیدگاهی است که باید چندباره به آن فکر کرد. اینکه فقط راه نجات فوتبال ایران را در دستان افشین قطبی ببینیم به نظر شما نوعی خوش بینی مفرط نیست؟

دوستان افشین قطبی ،همان قشر تحصیلکرده پیتزا خور می خواهند به هر نحوی افشین قطبی در فوتبال ایران بماند و موفق شود .اما اگر آنها به این نکته توجه کنند می توانند برای افشین قطبی بهترین جایگاه را تعریف کرده و از او بهترین استفاده را در فوتبال ایران بکنند.

قطبی می تواند بهترین آنالیزور و کمک مربی برای یک مربی نامدار باشد .او بهترین استفاده را برای ما در این پست خواهد داشت . گرچه این روزها، طرفداران قطبی دسته گل دست قطبی را در حد جام ژول ریمه می بینند. امیدواریم در پایان به تخریب شخصیت هیچ احدی به زعم دوستان محکوم نشویم .
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/10
| لینک ثابت

  فوتبال ایران و پرسپولیس جز تماشاچی هیچ چیز نداشت!
ايران ـ آمريكا در افتتاحیه رقابت‌هاي نيوزيلند

تيم آمريکا، دارنده سه مدال طلاي مسابقات بسکتبال قهرماني جوانان جهان كه به عنوان نخستين حريف تيم ايران در نهمين دوره‌ اين رقابت‌ها معرفي شده است، بامداد پنج شنبه (فردا) برابر ملي پوشان كشورمان قرار مي گيرد.

به گزارش ايسنا؛ تيم بسكتبال جوانان ايران که در گروه B نهمين دوره مسابقات قهرماني جوانان جهان (نيوزيلند) با تيم‌هاي آمريکا، فرانسه و مصر هم‌گروه شده است، نخستين ديدار خود در اين رقابت‌ها را مقابل آمريکا انجام مي‌دهد. حريف ايران علاوه بر در اختيار داشتن عنوان نايب قهرماني دوره گذشته اين پيکارها با داشتن 3 مدال طلا، پرافتخارترين تيم بسکتبال در رده سني جوانان به حساب مي‌آيد.

تيم بسکتبال جوانان ايران که تابستان سال جاري با سرمربيگري رايچويچ نبوشا موفق به کسب مدال طلاي آسيا و اخذ جواز حضور در پيکارهاي جهاني شد، دومين و سومين ديدار در مرحله مقدماتي رقابت‎‌هاي جهاني نيوزيلند را به ترتيب مقابل مصر و فرانسه برگزار مي‌کند.

در پايان مرحله مقدماتي مسابقات نيوزيلند، سه تيم برتر هر گروه ديدارهاي خود را در دوم ادامه مي دهند. تيم‌هاي چهارم اين مرحله نيز براي مشخص شدن رده‌هاي سيزدهم تا شانزدهم با يکديگر ديدار خواهند داشت.

12 تيم راه‌يافته به دور دوم مسابقات قهرماني جوانان جهان در قالب دو گروه 6 تيمي به مصاف هم مي‌روند. بدين‌ترتيب که تيم‌هاي اول تا سوم گروه‌هاي A و B در گروه E و سه تيم برتر گروه‌هاي C و D هم در گروه F با هم به رقابت مي‌پردازند تا چهار تيم برتر هر يک از گروه‌هاي E و F جواز راهيابي به مرحله يک چهارم نهايي را به دست آورند.

صربستان مدافع عنوان قهرماني رقابت‌هاي بسکتبال قهرماني جوانان جهان است. با اين حال اين تيم در اين دوره از مسابقات شرکت نمي‌کند.

گروه‌بندي 16 تيم شرکت‌کننده در اين دوره از رقابت‌ها به اين شرح است:

A: يونان، ليتواني، آنگولا و پورتوريکو

B: ايران، آمريکا، فرانسه و مصر

C: اسپانيا، استراليا، کانادا و سوريه

D: آرژانتين، کرواسي، نيوزيلند و قزاقستان

برنامه کامل مرحله مقدماتي مسابقات بسکتبال قهرماني جوانان جهان به اين شرح است:

پنج‌شنبه - 11 تيرماه 88

گروه A:
* ليتواني - پورتوريکو
* يونان - آنگولا

گروه B:
* فرانسه - مصر
* ايران - آمريکا ساعت 2:30 بامداد

گروه C:
* کانادا - استراليا
* اسپانيا - سوريه

گروه D:
* کرواسي - قزاقستان

آرژانتين - نيوزيلند

جمعه - 12 تيرماه

گروه A:
* آنگولا - ليتواني
* پورتوريکو - يونان

گروه B:
* آمريکا - فرانسه
* مصر - ايران

گروه C:
* سوريه - کانادا
* استراليا - اسپانيا

گروه D:
* نيوزيلند - کرواسي
* قزاقستان - آرژانتين

شنبه - 13 تيرماه

گروه A:
* ليتواني - يونان
* آنگولا - پورتوريکو

گروه B:
* فرانسه - ايران
* آمريکا - مصر

گروه C:
* کانادا - اسپانيا
* سوريه - استراليا

گروه D:
* کرواسي - آرژانتين
* نيوزيلند - قزاقستان
 
 
 
فوتبال ایران و پرسپولیس جز تماشاچی هیچ چیز نداشت!
با وجود ناکامی چهار نماینده ایران در رقابتهای فوتبال لیگ قهرمانان آسیا، کنفدراسیون فوتبال این قاره دو جایزه از جوایز لیگ قهرمانان سال 2009 را به خاطر حضور تماشاگران به فدراسیون فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس اهدا کرد.

به گزارش مهر، پایگاه خبری کفندراسیون فوتبال آسیا ضمن اعلام این خبر نوشت: پنج ماه مانده به پایان بازیها تیم اجرایی لیگ قهرمانان آسیا در یازده بخش از نمایندگان حاضر در این بازیها که در مرحله گروهی و دور شانزدهم حضور داشتند تشکر کرد.

فدراسیون فوتبال ایران بدلیل جذب بیشترین تعداد تماشاگر در بازیهایی که در این کشور به میزبانی پرسپولیس، صبا باتری، سپاهان و استقلال برگزار شد جایزه گرفت.

پرسپولیس که در بازی با بنیادکار 95 هزار تماشاگر داشت نیز توانست بیشترین تعداد تماشاگر در یک بازی را به نام خود کند و جایزه این بخش را بگیرد.

این جوایز در مراسمی در حاشیه کارگاه آموزشی لیگ قهرمانان که برای تیم های حاضر در مرحله یک چهارم نهایی برگزار شد به حاضران اهدا شد. به برندگان نشان مینیاتوری از لوگوی لیگ قهرمانان اهدا شد.

مسابقات :
بهترین فدراسیون برای سازماندهی مسابقات – استرالیا
بیشترین سازماندهی مسابقات توسط یک فدراسیون – ژاپن
سازمان یافته ترین باشگاه – اف سی سئول کره جنوبی

بازاریابی:
بهترین تبلیغات محیطی – الاتحاد عربستان
بیشترین تماشاگران یک فدراسیون – ایران
بیشترین تماشاگران یک باشگاه – پرسپولیس ایران

رسانه ها:
بیشترین پوشش رسانه ای – بنیادکار ازبکستان
بهترین مدیریت رسانه های مسابقه – ژاپن

جوایز قدردانی:
دبلیو اس جی
پودیوم
یوفا

در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا چهار نماینده ایران شامل سپاهان ، استقلال ، صبای قم و پرسپولیس حضور داشتند که سه تیم اول در دور نخست و پرسپولیس در دور دوم از گردونه رقابتها حذف شدند.
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/10
| لینک ثابت

  افزایش نگرانی از تعلیق‏های دردسرآفرین؛

ترس تیم‏های ورزشی از حضور در ایران

ناآرامی‏های اخیر در حالی نسبت به روزهای گذشته به مراتب کاهش یافته که به نظر می‏رسد، شکل‏گیری چنین فضایی با مدد خبرسازی رسانه‏های غربی تا مدتی هزینه‏هایی را به کشور تحمیل سازد و در همین ارتباط ورزش نخستین آبستن عوارض این درگیری‏ها بوده و جزو آخرین بخش‏هایی خواهد بود که از این دغدغه‏ها فارغ خواهد شد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ درگیری‏های اخیر برخلاف پوشش محدود رسانه ملی در داخل کشور، در سطوح بین‏المللی توسط رسانه‏های بین‏المللی با اهدافی خاص بازتابی وسیع در تمامی کشورهای دنیا داده شد تا علاوه بر ضربه زدن به دیپلماسی ایران و روابط کشورمان با سایر کشورها، به نوعی ایران کشوری ناامن شبیه برخی کشورهای جنوب شرق آسیا و یا حتی فراتر جلوه داده شد و برای منزوی ساختن ایران، تلاشی نافرجام توسط این بنگاه‏های خبرپراکنی صورت پذیرد.

این نوع اطلاع‏رسانی البته در سطوح بین‏المللی چندان بی‏تاثیر نیز نبود و بخش‏هایی از جامعه بین‏الملل تحت تاثیر القائات این رسانه‏ها، واکنش‏هایی نیز انجام دادند که بخشی از آن به حوزه فرهنگ و ورزش مرتب می‏شد. اصلی‏ترین بازخورد این فضاسازی رسانه‏ای، ایجاد رعب و ترس نزد برخی کشورها پیرامون حضور در رویدادهای به میزبانی و محوریت ایران و همچنین ایجاد تردید در نزد نهادهای بین‏المللی ورزشی برای برگزاری مسابقات بین‏المللی یا قاره‏ای در این برهه زمانی در ایران بود.

پس از آنکه تور دوچرخه سواری آذربایجان پس از 24 سال برگزاری به دلیل این ناآرامی‏ها لغو شد یا تا زمان نامعلومی به تعویق افتاد و مسابقات فوتسال جام باشگاه های آسیا هم که قرار بود به میزبانی اصفهان برگزار شود به خواست مسوولان AFC به ماه های آینده موکول شد، مسابقات تیراندازی غرب آسیا هم به دلیل مشکلات اخیر علی‏رغم اعلام فدراسیون ایران مبنی بر برقراری آرامش در تهران، توسط کنفدراسیون تیراندازی آسیا به تعلیق درآمد.

این تعلیق‏ها اتفاقات دیگری را نیز به همراه داشته و در برخی رویدادهای دیگر که برگزاری آن به میزبانی ایران تا بدین لحظه لغو نشده و یا به تعویق نیافتاده، شاهد توقف روند اعلام آمادگی و حتی انصراف برخی کشورها بوده‏ایم که این اتفاق با توجه به آنکه در شرایط عادی نیز عمدتاً طیف وسیعی از کشورها در رویدادهای با میزباتنی ایران شرکت نمی‏کنند، می‏تواند به مراتب دردسرآفرین باشد و مقدمه‏ای بر تعلیق ناخودآگاه این رویدادها به واسطه محدودیت کمی کشورهای حاضر برای شرکت‏ باشد.

در این میان برخی رسانه‏ها پا را فراتر گذاشته و لغو سفر تعدادی از تیم های ایران به رویدادهای فراملی را به دلیل عدم صدور ویزا از سوی میزبان به واسطه همین درگیری‏ها ارزیابی کرده و حتی عده‏ای نیز عدم سفر ژاگ روگ و شیخ احمد پیش از انتخابات ریاست‏جمهوری را نیز منتسب به اتفاقات اخیر می‏دانند که البته به نظر می‏رسد حداقل منتفی شدن سفر نفرات نخست ورزش جهان و آسیا به ایران دلایل دیگر داشته باشد، چرا که پیش از انتخابات حتی در رسانه‏های بین‏المللی ضد ایرانی نیز خبری از التهاب در تهران یا دیگر شهرهای بزرگ کشورمان انعکاس نیافته بود و تجمعات کاندیداهای مختلف پیش از انتخابات نیز مشابه آنچه درگیری‏ها اخیر تفسیر می‏شود، مورد اشاره قرار نمیگرفت.

با این اوضاع به دلیل عدم وجود ارتباطات مطمئن و مستحکم ورزش کشورمان با نهادهای ورزشی بین‏المللی که در شرایط حساس اینچنینی کارآمدی اش مشخص می‏شود، در صورت ادامه یافتن واقع اخیر اتفاق خاصی به وقوع نپیوسته و روند تعلیق رویدادهای ورزشی که محوریتش با ایران است، ادامه پیدا کرده و حتی به نظر می‏رسد، استمرار ناآرامی‏ها بیش از این برای ورزش کشور به عنوان یکی از نخستین بخش‏هایی که آثار چنین مسائلی به سرعت در آن نمود پیدا می‏کند، نتایج نگران‏کننده‏ای به همراه داشته باشد.

حال باید از سوی مسئولان ورزش که ارتباطات کلان بین‏المللی ورزش در این مقطع با تکیه بر آنها پیش می‏رود آیا در این شرایط اقدام عاجلی صورت خواهد پذیرفت یا همچنان برخی مسئولان امر دست بر روی دست خواهند انداخت و منزوی شدن ورزش ایران را با اقدامات اینچنینی نهادهای بین‏المللی ورزشی به نظاره خواهد نشست.

نباید فراموش کرد که علیرغم آنکه درگیری‏ها و ناآرامی‏هایی به مراتب شدیدتری برای تایلند میزان بازی‏های هنرهای رزمی آسیا به وقوع پیوست اما تا زمانی که تایلند چراغ سبز تعلیق بازیها را به OCA نشان نداد، رئیس کویتی شورای المپیک آسیا به دلیل روابط حسنه‏اش با اهالی سرزمین هزار معبد، نه تنها دستور تعویق این بازیها را نداده بود، بلکه به کمیته‏های ملی المپیک آسیا برای شرکت در این رویداد فشار وارد کرد که این مقایسه به خودی خود، تاثیرگذاری چنین روابط حسنه‏ای و نتایج معکوس عدم برخورداری از این روابط را می‏تواند یادآور شود.

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/10
| لینک ثابت

  آقای کفاشیان! لطفا بر کنار شو!
 پیشنهاد می شود که برود و نگران پشت سرش نیز نباشد! حتی نگران تعلیق فوتبال.

مقدمه بی ربط اول: آورده اند قورباغه ای در حال غرق شدن فریاد می زد "کای جماعت! زمین، به آب فرو می رود".
مقدمه بی ربط دوم: سفارش است برای بزرگ شدن از "من" خویش بگذرید.
مقدمه بی ربط سوم: می گویند که در فضائی دموکرات منتخبین اقتدارشان را فقط از مردم نمی گیرند.
مقدمه بی ربط چهارم: علمایان سیاست بر این باورند که رقبا نیز می توانند در کسب اقتدار منتخبین نقش ایفا کنند.
مقدمه بی ربط پنجم: " یک کاندید یک منتخب" از ویژگی های مهم انتخاب های پروتاریائی (استبداد کارگری) است.

********
رئیس فدراسیون که اساسا با روشی دموکراتیک، رئیس نشد، دنبال رئیس شدن است.اقتداری که می بایست در مواجهه با رقیب کسب می شد و نشد.او اشتباه پی اشتباه کرد و باخت هر چه را که از جنس زمان بود.

حال او دنبال اعاده حیثیت در مقامی است که در در رسیدن به آن فرایند طبیعی طی نشد، ماجرائی دو سر که ممکن است یک سر آن بهائی باشد که از کیسه مردم و کشور خرج شود.

پیشنهاد می شود که برود و نگران پشت سرش نیز نباشد! حتی نگران تعلیق فوتبال.

سال هاست که این حوض بی آب است. ملت به حوض بی آبش عادت دارد.

خدایشان هست. یقینا به رحمت او، خاکشان به نم، می نشیند.

آقای کفاشیان! برکنار شو! لطفا برکنار شو!    / دنیای فوتبال
 
 
 
بلوتوث معروف، شیث را محروم کرد
 
آینده این بازیکن با وضعیتی که پیش آمده نامعلوم است. او نمی‌خواهد در لیگ یک بازی کند و در صورت محرومیت قصد بازی در یک تیم خارجی را دارد اما چه تیمی او را می‌خواهد؟ اشتوتگارت؟ جواب قطعا منفی است.

به نوشته دنیای فوتبال؛ در صورتی که حکم محرومیت او قطعی باشد که همین طور هم هست آن وقت او باید فکری به حال آینده بکند. خودش می‌گوید:« اگر سازمان لیگ چنین تصمیمی بگیرد مجبورم حكم سازمان ليگ را پذيرفته و به آن احترام بگذارم.

اتفاقی که تا دیروز مهر شایعه بر پیشانی‌اش خورده بود حالا یک خبر است. شیث رضایی باید قراردادش را باطل کند؛ به عبارت درست‌تر پرسپولیس باید این کار را انجام دهد. دیروز خبر رسید که فدراسیون فوتبال به باشگاه پرسپولیس نامه زده و از این باشگاه خواسته قرارداد شیث را لغو کند.

جزییات این نامه هنوز فاش نشده اما در این نامه قید شده که شیث در فصل پیش رو حق بازی در لیگ برتر را ندارد و این تصمیم قطعی و لازم‌الاجراست. مسئولین باشگاه پرسپولیس پس از دریافت این نامه سعی کردند با فدراسیون تماس بگیرند و در صورت امکان راه حلی بیابند اما به نظر می‌رسد همه راه‌ها بسته باشد.
حتی اگر شیث به سازمان لیگ برود و بگوید حاضر است 100 جا تعهد بدهد! رئیس کمیته انضباطی فدراسیون البته چند روز پیش این شایعه را تکذیب کرده بود اما حالا نامه ای با سربرگ فدراسیون به باشگاه فرستاده شده است. جالب اینکه مسئولین پرسپولیس و حتی خود شیث مدعی بودند که از فدراسیون استعلام گرفته‌اند و بعد پای میز مذاکره رفته اند! اما شیث چرا محروم شده است؟
 

بلوتوث معروف!
درباره دلایل محرومیت این بازیکن جنجالی حرف و حدیث زیاد است. از یک سو گفته می‌شود اقدام او در هواپیمای تهران – شیراز که باعث رعب و وحشت مسافران شد مقدمه‌ای بوده بر محرومیت او. فیلم این صحنه البته در اختیار یکی از نزدیکان باشگاه پرسپولیس است و به مراجع قضایی تحویل نشده است.

گفته می‌شود لحظاتی که شیث آن شوخی احمقانه را می‌کند و باعث ایجاد رعب و وحشت میان مسافران می‌شود آنقدر تکان دهنده است که اگر این فیلم به دست مراجع قضایی و امنیتی می‌رسید حکم سنگینی برای وی درپي داشت.

شیث که می‌خواست نیکبخت را بترساند با اعلام خبر سقوط هواپیما که یک جرم بزرگ است تنها جریمه مالی شد اما این قضیه در پرونده‌اش درج شده است. با این حال به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی محرومیت او به بلوتوثی برمی‌گردد که در تیراژ وسیع منتشر شده است. ماجرا به زمانی بر می‌گردد که او در پرسپولیس حضور داشت.

در پایان یکی از تمرینات وقتی که او می‌خواهد با ماشین فاخر خود از محل تمرین خارج شود در محاصره هواداران قرار می‌گیرد. شلوغی باعث اعتراض او می شود و به درگیری لفظی با برخی هواداران می‌انجامد که در آن لحظه حرف رکیکی از دهان او خارج می شود. شیث که شنیده یکی از دلایل محرومیتش همین قضیه است، می‌گوید که منكر اين قضيه نمي‌شوم اما اگر به خاطر چنين مسائلي است چرا همان موقع محرومم نكردند و الان اين كار را انجام دادند؟                                                   

پاسخ سوال او اما این است: پرونده او از همان زمان مفتوح شده بود.

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/10
| لینک ثابت

  محمد دادکان ازفيفا، CAS و AFC شکایت کرد

کاهش رقم قرارداد قطبی

 توجه به اختلاف مالي زياد مسئولان فدراسيون فوتبال با قطبي، وي شانس بسيار اندكي براي ادامه فعاليت در تيم ملي ايران دارد.

به گزارش فارس، پس از ارائه برنامه 4 ساله از سوي قطبي به مسئولان فدراسيون فوتبال، بررسي ها در اين زمينه آغاز شد، اما مبلغ پيشنهادي از سوي قطبي تاكنون مورد تائيد فدراسيون قرار نگرفته است.

مهدي تاج، نايب رئيس اول فدراسيون در اين زمينه به فارس گفت: مبلغي كه از سوي مدير برنامه هاي قطبي به ما داده شده مورد تائيد قرار نگرفته و در اين زمينه اختلاف داريم، بنابراين براي آنكه قطبي بتواند همچنان به عنوان سرمربي روي نيمكت تيم ملي بنشيند بايد از مبلغ پيشنهادي خود بكاهد.

با اين حال حاجي باقر، مديربرنامه هاي قطبي مبلغ پيشنهادي از سوي فدراسيون را در شان اين مربي ندانست و گفت: متاسفانه اختلاف مالي ما با فدراسيون بسيار بالا است و من زماني كه اين مبلغ را به قطبي اعلام كردم، سرمربي تيم ملي تعجب كرد.

وي ادامه داد: برخلاف برخي شايعات در روزهاي اخير تاكنون هيچ فردي از فدراسيون با قطبي تماس نگرفته و مذاكره با اين مربي فقط از سوي من به عنوان مدير برنامه انجام مي شود و با قاطعيت اعلام مي كنم كه هيچ توافقي در اين زمينه حاصل نشده است.

گفته مي شود اختلاف مالي قطبي با فدراسيون بسيار جدي است و پيشنهاد قطبي 2 برابر مبلغ مورد نظر فدراسيون است. اين شرايط نشان مي دهد كه شانس اين مربي براي ادامه فعاليت در تيم ملي نزديك به صفر است.

 

محكوميت 400 هزار دلاري فدراسيون فوتبال براي شكايت برانكو

دادگاه عالي ورزش بيست و پنجم تير حكم نهايي درباره شكايت برانكو ايوانكوويچ عليه فدراسيون فوتبال ايران را صادر خواهد كرد.

به گزارش ايسنا، پس از آن كه برانكو ايوانكوويچ سرمربي سابق تيم ملي اران به دليل آنچه كه "طلب" او از فدراسيون فوتبال ايران خوانده عليه ايران به فيفا شكايت كرد فدراسيون جهاني فوتبال، فدراسيون ايران را به پرداخت 400 هزار دلار محكوم كرد.

پس از اين محكوميت فدراسيون فوتبال ايران به حكم فيفا اعتراض كرد كه در پي اين اعتراض دادگاه عالي ورزش با رد حكم فيفا اعلام كرد كه در تاريخ شانزدهم جولاي (25 تير) حكم نهايي را صادر خواهد كرد.

CAS از ايران خواسته براي اين تاريخ نماينده خود را به زوريخ بفرستد كه بر اين اساس فدراسيون فوتبال ايران از دادگان خواست كه به عنوان نماينده ايران به زوريخ برود.

دادگان هم در پاسخ به فدراسيون فوتبال گفت كه چنين كاري را نخواهد كرد چرا كه سمتي در فدراسيون ندارد و فدراسيون بايد با ترجمه مدارك موجود نسبت به اثبات ادعاي كذب برانكو اقدام كند.
 
 
محمد دادگان با انتقاد ازفيفا، CAS و AFC: دستي در كار است كه فوتبال ايران را محكوم كند
رييس اسبق فدراسيون فوتبال گفت: "برانكو ايوانكوويچ" از وضعيت فدراسيون فوتبال استفاده كرده و عليه ايران به فيفا شكايت كرده است.

به دنبال پيگيري سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال و نشست روز 16 جولاي دادگاه عالي ورزش براي رسيدگي نهايي و صدور راي قطعي، محمد دادگان در گفت‌وگو با ايسنا، درباره‌ي محكوميت فدراسيون فوتبال در جريان پرونده‌ي شكايت برانكو از ايران اظهار كرد: پس از آن كه تيم ملي به جام جهاني صعود كرد ده درصد از قرارداد برانكو را تحت عنوان پاداش به او پرداخت كرديم. پس از اين كه ما از فدراسيون فوتبال رفتيم به دليل اين كه فدراسيون ثبات كاري نداشت سرمربي تيم ملي شكايتي را عليه فدراسيون فوتبال به فيفا اعلام كرد ودر شكايت نامه‌اش گفت كه ده درصد قراردادش را كه همان پاداشش مي‌شد را دريافت نكرده است.

وي افزود: پس از اين اتفاق فدراسيون فوتبال در نامه اي محرمانه از من پرسيد كه آيا برانكو طلبي از فدراسيون فوتبال دارد يا خير كه ما هم صراحتا اعلام كرديم كه او حتي يك ريال هم طلب ندارد و اسناد و مدارك پرداخت پاداش و قرارداد وي در فدراسيون موجود است. فدراسيون فوتبال هم پس از بررسي مدارك و اسنادي كه در فدراسيون وجود دارد تاييد كرد كه در زمان حضور ما در فدراسيون برانكو تمام حق و حقوقش را دريافت كرده است.

دادگان ادامه داد: پس از آن فدراسيون طي نامه‌اي به فيفا و دادگاه عالي ورزش اعلام كرد كه چرا وقتي برانكو تمام پاداش و حقوقش را گرفته بايد 400 هزار دلار پرداخت كنيم. سوال من از فيفا، CAS و كنفدراسيون فوتبال آسيا اين است كه چرا واقعا در جايي كه كارها به درستي انجام گرفته مي‌خواهند ايران را محكوم و از برانكو حمايت كنند؟! چه دستي در كار است و تلاش دارد كه ايران را محكوم كند. نبايد در اين موقعيت با توجه به اسناد و مدارك موجود اين سه مرجع ايران را محكوم كنند، آنها بدون مدرك حكم صادر كرده و قصد گرفتن خسارت از ايران را دارند.

وي با بيان اين كه پس از بازي هاي تيم ملي در جام جهاني رفتار مناسبي با برانكو صورت نگرفت، گفت: برانكو چهار سال و سه ماه سرمربي ايران بود و حداقل انتظارش اين بود كه بعد از جام جهاني از او دلجويي شود، شايد او به خاطر اين رفتارها از ايران ناراحت است و شكايت كرده است وگرنه او هيچ طلبي از ايران ندارد. تنها پس از پايان جام جهاني 20 روز از قرارداد او باقي مانده بود كه اين مدت هم جزو مرخصي اش محسوب مي‌شد. پس از جام جهاني او از ما پرسيد كه مي تواند اين بيست روز را مرخصي بگيرد كه ما هم موافقت كرديم اما اينكه مي گويد از ايران طلب دارم دروغ است.

رييس سابق فدراسيون فوتبال ايران با بيان اينكه فدراسيون بايد با مديريت صحيح با فيفا و دادگاه عالي ورزش برخورد كند گفت: چرا بايد با بي تفاوتي پول مردم را به برانكو بدهيم. نمي خواستم اين حرف را بزنم اما بايد بگويم در زمان من هيچ پرونده‌اي عليه ايران نبود كه فيفا فدراسيون يا باشگاهي را محكوم كند اما در اين چند سال اخير چند بار پرسپوليس و فدراسيون فوتبال به دلايل مختلف محكوم شدند. دليل آن هم اين است كه مديران ما به قوانين اشراف ندارند و ما متاسفانه همين طوري مدير انتخاب مي كنيم و برانكو هم احتمالا از اين وضع سوء استفاده كرده و از ايران شكايت كرده است. با ضعف مديريت و اطلاع رساني، آنها با فشار و شانتاژ ايران را محكوم مي كنند. آنها مي دانند كه مديران فدراسيون فوتبال ايران به مقررات اشراف ندارند و به همين خاطر از اين وضع سوء استفاده مي‌كنند.

دادگان افزود: من به عنوان رييس سابق فدراسيون فوتبال به صراحت مي‌گويم كه فدراسيون من به هيچ كس و ارگاني بدهكار نيست و همه حساب ها توصيه شد. ما حتي يك ريال هم از هيچ نهاد دولتي پول نگرفتيم و با اين وضع فوتبال را چرخانديم.

وي ادامه داد: در حال حاضر فدراسيون فوتبال ما حساب و كتاب ندارد و به راحتي مي توان از آن پول گرفت. من يك سوال دارم، چرا فيفا سند بدهي برانكو از فدراسيون فوتبال را به ايران ارائه نمي كند؟ مديران ما اطلاعي ندارند و به خاطر همين بي اطلاعي نمي توانند فيفا و دادگاه عالي ورزش را قانع كنند. مديران فدراسيون فوتبال نسبت به اين موضوع بي تفاوت هستند و به راحتي ايران به خاطر اين مساله در حال محكوم شدن است.

دادگان در پاسخ به اين سوال كه شايد برانكو از پولي كه فيفا بابت پاداش صعود ايران به جام جهاني پرداخت كرده است از فدراسيون فوتبال طلب پول كرده است، گفت: ما پيش از آنكه فيفا آن پول را به حساب فدراسيون فوتبال واريز كند آن پاداش را به برانكو داديم، شايد زدوبندي در كار است. در خارج دلال هايي هستند كه لابي مي كنند و مي خواهند درصدي از اين پول را بگيرند اما متاسفانه مسوولي در فدراسيون فوتبال نيست كه مدارك را ارائه كند و آنها را دال بر بيگناهي ايران به فيفا اعلام كند. توصيه مي كنم فدراسيون فوتبال دو برگه قرار داد و پاداش را ترجمه كند و به همراه يك حقوق دان مجرب به فيفا و دادگاه عالي ورزش بفرستد. به فدراسيون فوتبال مي گويم پيش از آن كه فيفا و دادگاه عالي ورزش حكم نهايي را صادر كنند اين مدارك را به فيفا بفرستند.

وي در بخش پاياني گفت و گو خود با ايسنا، در پاسخ به اين سوال خبر حضورش در باشگاه استيل آذين صحت دارد، گفت: اعلام كرده اند كه من قصد گرفتن سمتي در يكي از باشگاه هاي تازه صعود كرده به ليگ برتر را دارم اما بايد بگويم من نه قصد چنين كاري را دارم و نه اين كار را خواهم كرد. سازمان تربيت بدني سه سال پيش من را در سن 50 سالگي بازنشست كرد و اين روزها هر روز مطرح مي شود كه من به فلان جا مي روم. اما تمام اين حرف ها كذب محض است و هيچ كدام از اين اخبار را تاييد نمي كنم.

دادگان در پاسخ به اين سوال نظرتان در خصوص حذف تيم ملي فوتبال از جام جهاني 2010 چيست؟ من در رابطه با فدراسيون و تيم ملي صحبتي نمي‌كنم و آن را به افكار عمومي و مردم واگذار مي‌كنم.
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/08
| لینک ثابت

  درک کردند و رفتند

حامی رئیس‏جمهور، با صلوات رئیس می‏ماند

مجمع انتخابات فدراسیون آمادگی جسمانی و ایروبیک در حالی چهارشنبه 10 تیرماه برخلاف اکثر مجامع که به ریاست معاونین دستگاه ورزش برگزار می‏شود، به ریاست شخص رئیس سازمان تربیت بدنی انجام خواهد شد که می‏توان فاطمه ابوالقاسمی را به عنوان رئیس چهار سال آتی این فدراسیون قطعی دانست.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، مجمع انتخابات فدراسیون آمادگی جسمانی و ایروبیک روز چهارشنبه 10 تیرماه به ریاست محمد علی آبادی در محل هتل هویزه برگزار خواهد شد که در این میان فاطمه ابوالقاسمی رئیس فدراسیون آمادگی جسمانی به دلیل عدم آگاهی برخی داوطلبان در خصوص زمان ثبت‏نام، به تنها نامزد ریاست 4 سال آینده این فدراسیون مبدل شده است.

بر این اساس در صورت عدم تعویق این مجمع انتخاباتی و عدم تکرار ثبت نام و ورود کاندیداهای دیگر به این عرصه، ابولقاسمی در انتخاباتی که با توجه به حضور یک کاندیدا احتمالاً طبق روال مجامع دارای تک کاندیدا با ذکر صلواتی توسط حاضرین رئیس فدراسیون باقی خواهد ماند و حتی بعید به نظر می‏رسد برخلاف اغلب مجامع با تک کاندیدا که با صلوات کار به اتمام می‏رسد، رای گیری برخلاف مجامع انتخاباتی صورت پذیرد.

وی که ورزشکاران تابع فدراسیونش با کاورهای منقوش به آرم فدراسیون ایروبیک و آمادگی جسمانی و همچنین پارچه‏نوشته‏هایی در حمایت از احمدی‎نژاد در همایش معروف برگزار شده برای بانوان حامی محمود احمدی‎‏‏نژاد در ورزشگاه دوازده نفری شرکت کرده بودند، پیش از این حضورش را در ستاد انتخاباتی رئیس جمهور کشورمان و همچنین هرگونه ارتباط با همسر رئیس دستگاه ورزش به عنوان شایعاتی که همواره در خصوص وی مطرح می‏شود، را رد کرده بود، با این حال حمایت شخصی‏اش از رئیس جمهور را به عنوان یک زن تایید کرده بود.

گفتنی است، وی دومین زن رئیس فدراسیون ورزشی محسوب می‏شود که این عنوان را در زمان ریاست محسن مهرعلیزاده در سازمان تربیت‏بدنی، پس از تشکیل این فدراسیون به فاصله نه چندان زیاد از انتخابات ریاست جمهوری دوره هشتم به دست آورد که با این انتخابات، دوره ریاستش تا هشت سال استمرار خواهد یافت.
مطالب مرتبط

 

ناصر حجازی لژیونر می شود

این احتمال وجود دارد که سرمربی پیشین تیم فوتبال استقلال در بازگشت به فوتبال هدایت یک تیم خارجی را برعهده بگیرد.

به گزارش گل؛ با اعلام این خبر نوشت: با بازگشت علیرضا مرزبان، سرمربی تیم دی‌ای‌سی استرادای اسلواکی به ایران، مدیران ایرانی این تیم به‌دنبال یک چهره ایرانی برای ادامه کار فنی در راس این تیم هستند. از گوشه و کنار شنیده می‌شود که ناصر حجازی سرمربی سابق استقلال که مدت‌هاست کار فنی خاصی انجام نداده،‌به دلیل تسلط به زبان انگلیسی، به سمت مدیرفنی این تیم انتخاب خواهد شد.

حجازی که قبلا سابقه مربیگری در تیم محمدان بنگلادش را دارد هنوز به این پیشنهاد پاسخ مثبت نداده است. فصل گذشته تیم دی‌ای‌سی، از دو سرمربی نامدار استفاده کرده است. اول ورنر لورانت آلمانی و بعد از او کرانچار، سرمربی سابق تیم ملی کرواسی در جام‌جهانی 2006. این تیم با دو بازیکن ایرانی‌اش محمد پروین و امید رحیمی فصل را با عنوان هفتم تمام کرد.قرار است علیرضا مرزبان که دستیار افشین قطبی در تیم فوتبال پرسپولیس بود و در حال حاضر هدایت تیم استرادای اسلواکی را برعهده دارد، به عنوان یکی از مربیان استیل آذین به ایران برگردد.

 

درک کردند و رفتند

از دست دادن ستاره های بزرگ درفوتبال ما که چرخه تولید کاملا ناقصی درآن وجود دارد، به منزله دچارشدن به یک چالش بزرگ است. ما درسالهای گذشته هم بازیکنانی مانند عابدزاده، عزیزی و دایی را از دست دادیم و به چالش رسیدیم. چالشی که تا همین امروز هم با آن مواجه ایم.

مهدی مهدوی کیا و علی کریمی هم درمیان همین دسته ازبازیکنان قرار می گیرند و مطمئنا اگرقرارباشد برترین تیم تاریخ فوتبال کشورمان را انتخاب کنیم، این دوهم درمیان نفرات منتخب این تیم قرارخواهند گرفت.


رفتن این دو در فوتبالی که جایگزین سازی را درخود نمی بیند، به شدت مشکل سازاست و ما با ادامه همین روند فعلی مطمئنا تا سالهای سال نمی توانیم جانشینانی برایشان پیدا کنیم؛ همانطورکه نتوانستیم برای دایی و عزیزی جایگزینی مطمئن وارد تیم ملی کنیم. برای حل این مشکل تنها و تنها تفکر وبرنامه ریزی روی آینده راهگشاست.

معتقدم سطح نزولی فوتبال ملی ما که از 5 سال قبل آغاز شده، تا 2 سال آینده هم ادامه خواهد داشت و ما نباید این انتظار را داشته باشیم که فوتبالمان درمسیر پیشرفت قرار بگیرد. اگرازهمین امروز برنامه ریزی را آغاز کنیم و به ایجاد یک چرخه تامین فکر کنیم، می توانیم امیدوار باشیم که بعد از 2 سال درمسیر پیشرفت قرارخواهیم گرفت.

برای رسیدن به این نقطه باید صبور بود و هزینه عدم ظرفیت سازی از گذشته را پرداخت. ستارگانی مثل کریمی و مهدوی کیا بالاخره باید یک روز از فوتبال ملی خداحافظی می کردند. من فکر می کنم آنها هم به موقع چالش ایجاد شده را درک کردند و ترجیح دادند درشرایط فعلی جا را برای جوان ترها باز کنند.

امروز به جز مردم هیچ کس از شرایط ایجاد شده برای فوتبال ناراحت نیست. ما با فدراسیونی مواجه بودیم که در4 سال گذشته تنها به خبرسازی پرداخت و هیچ اقدامی در راستای برنامه ریزی برای اصلاح وضعیت آشفته فوتبال انجام نداد.

امروز کره شمالی از ما عبور کرد و 4 سال آینده هم اگر به همین منوال ادامه پیدا کند، مجبوریم با امثال تایلند، اردن، بحرین و عمان کورس بگذاریم تا شاید از آنها عقب نمانیم.

این ساختار با این نفرات و مدیران فعلی فوتبال را به اینجا رساند که می بینید و دراین شرایط تنها حضورنفرات متخصص می تواند پایانی برای بحران ایجاد شده باشد./ مجید جلالی

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/07
| لینک ثابت

  آري شود ولي به خون جگر شود!

آري شود ولي به خون جگر شود!

 

 مي گويند روز گاري مردي با يك كاسه ماست به كنار دريا رفته و آن را در آب دريا خالي مي كرد شخصي از او پرسيد چه مي كني ؟ و او جواب داد كه مي خواهم يك دريا دوغ داشته باشم و آن شخص دو باره پرسيد مگر مي شود ؟ و آن مرد گفت اگر بشود چه مي شود ... اين حكايت همان حكايت فوتبال ما است  مثلا

1/علي كفاشيان چون همه روزها از همه چيز بي خبر است و در مورد محروميت 6 بازيكن تيم ملي به سبب استفاده از مچ بندهاي سبز نيز اين قضيه صدق مي كند در نامه اي كه از سوي فدراسيون بين المللي فيفا آمده است قرار شده كه فدراسيون غير بين المللي ايران توضيحي در مورد آن 6 بازيكن بدهد و اعلام كند كه آيا اين حركت سياسي بوده و يا خير ؟البته اين كه چگونه فدراسيون بين المللي فوتبال نسبت به اين مسئله واكنش نشان مي دهد هم يك مسئله داخلي است ! زيرا از قرار معلوم روزنامه اي كه نام كشور " ايران " را بر خود دارد گزارشي در مورد خلافكاري هاي بازيكنان تيم ملي " ايران " داده است !!و در اين ميان جناب كفاشيان طبق معمول از همه چيز بي خبر و در عين حال خبر هم دارد !!او در اظهار نظر هاي اخير خود چندين موضع مختلف نشان داده است او نخست اين نامه فيفا را تكذيب مي كند و بعد مي گويد كه صحبتهاي سرپرست تيم ملي يعني منصور پورحيدري در مورد استفاده اين بازيكنان از مچ بند هاي سبز كه گفته است " مربوط به نذر ابولفضل بوده  است " بي معني است زيرا  اعلام مي دارد " مگر مي شود يك نيمه نذر داشت !!" خدمت جناب كفاشيان بايد عارض شويم كه در روزگار ما و خصوصا فوتبال اتفاقهائي مي افتد كه بسيار عجيب تر از اين واقعه بوده و لي شده است

2/ مگر مي شود تيمي در يك دوره مسابقات جام جهاني در گروه مقدماتي پنج تيمه خود صاحب رتبه چهارم شود آنگاه رئيس فدراسيون فوتبال آن كشور اعلام بدارد كه اتفاق خوبي است زيرا قرار است اگر تيم فوتبالي از آن كشور به جام جهاني رود بهتر است كه در جام جهاني بدرخشد و گرنه همان به كه حذف شود آيا اين گفته از سوي رئيس فدراسيون كشور ما گفته نشده است ؟

3/ در همين فوتبال ما تيمي چون استيل آذين با مربيگري نادر دست نشان به ليگ برتر مي آيد دست نشان همان مربي كه در ليگ برتر هم با تيم پگاه به نتايج نسبتا خوبي رسيد و حتي اين تيم را فيناليست جام حذفي كرده است اما به يك باره به علت اين كه گروهي مي خواهند تلافي هاي مدريتي كنند به يك باره او را از كار بر كنار و به لج مدير عامل باشگاه پرسپوليس سر مربي تيم استيل آذين را حميد استيلي مي كنند كه هيچگاه نه سابقه سر مربيگري داشته و نه در طول سال گذشته در تيمي حتي به اندازه يك دقيقه مربيگري كرده است ؟آيا اين چنين اتفاقهائي در جاي ديگر مي شود كه در اين مرز پر گوهر شده است ؟

4/بازيكني چون امير حسين صادقي به تيم پرسپوليس مي آيد و قرار داد داخلي امضا مي كند آن وقت  به مدير عامل باشگاه مي گويد اولويتم با تيم استقلال است اين حكايت مانند اين مي ماند كه كريس ونالدو و يا كاكا كه اين روزها با رئال مادريد قرار داد امضا كرده اند به يك باره بگويند اولويت آنها رفتن به تيم بارسلونا بوده است آِيا اين گونه مي شود؟ آري در ايران شده است

5/چقدر اين جناب عنايت از شرافت و پاكي فوتبال سخنراني مي كرد اما اين روز ها قرار است كه  اسامي داوران خاطي را اعلام كنند  و در اين ميان آن كه از همه بيشتر سرو صدا مي كند جناب عنايتي است كه خبر از پاكي و بي گناهي داوران مي داد  و اعلام مي دارد اسامي داوران خاطي نبايد اعلام شود مي پرسيم مگر مي شود كه با اعلام نكردن ليست  اسامي داوران خاطي كه به احتمال زياد  داراي دانه درشتهاي زيادي است بخواهيم مدعي پاكي داوري شويم و اصل قضيه يعني محيط سر شار از آلودگي و احتمال آلوده شدن قضات را كه ماحصل مديريت غلط حاكم بر اين مجموعه هست را ناديده انگاريم ؟

6/در پرسپوليس حكايت تكذيبها بيشتر از تاييد ها است و هر روز مي شنويم كه اين تيم آنقدر كه قرار دادهايش فسخ  موفق به عقد قرار داد نمي شود و يا اين كه آنقدر كه صحبت از جدائي بازيكنانش هست خبر از تمديد قرار دادها نيست حال در اين ميانه مگر مي شود تيمي كه اين نوع مديريت را در حفظ بازيكنانش دارد و از بعد شرايط تمريني حتي يك جلسه تمرين نداشته زيرا سر مربي ندارد و از بعد مالي هر روز با خطر محروميتهاي فيفا رو به رو است بتواند شرايطي براي قهرماني يعني آن چه كه تاپ مولر سر مربي 800 هزار دلاري اين تيم خواسته است را فراهم  كند؟

مي بينيد قصه " شدن " هاي فوتبال ما چون دوغ دريائي درست كردن آن مرد ديوانه است شايد بايد در مورد درست شدن اين اوضاع در فوتبالمان حديث حافظ را گوئيم كه فرمود

گويند سنگ لعل شود به مقام صبر

آري شود اما به خون جگر شود

آري با اين گونه مديرتها بايد هم صبر طولاني و هم خون جگر فراواني نثار كنيم تابلكه اندكي منطق و استدلال و كاررائي به اين فوتبال بازگردد ولي مگر مي شود؟ بعيد مي دانيم . /   تورج عاطف

 

حجازى: مگر بيكارم كه هر روز اخبار استقلال را دنبال كنم؟

ناصر حجازى، همواره صحبت هايش برش دارد. او كه حالا دور از استقلال به سر مى برد. علاقه اى به صحبت كردن در مورد اين تيم ندارد. وقتى با او تماس گرفتيم مثل هميشه با متانت و در كمال صداقت پاسخگوى ما بود. او حرف هايى را به زبان آورد كه خواندن آن خالى از لطف نيست. با ما همراه باشيد:
• گفته مى شود عليرضا مرزبان، سرمربى دى استراداى اسلواكى براى حضور در استيل آذين به تهران مى آيد و از شما به عنوان جايگزين وى نام برده مى شود. در اين مورد صحبت كنيد؟
- من هم چيزهايى شنيده ام اما هنوز صحبتى در اين خصوص با من نشده است. البته هنوز جدايى مرزبان از «دى استراداى» قطعى نشده است. من هم مانند شما فقط شنيدم كه مسئولين تيم اسلواكى مرا مى خواهند.
• دوست داريد به اسلواكى برويد؟
- فعلاً كه صحبتى نشده و بهتر است بيش از اين بحث را ادامه ندهيم. اگر خبرى شد در اين مورد بيشتر صحبت مى كنم.
• اگر پيشنهاد بدهند، قبول مى كنيد؟
- هنوز كه پيشنهاد نداده اند. اجازه بدهيد صحبت كنند تا بعد از آن با بررسى دقيق جواب بدهم.
• خبر داريد اميرحسين صادقى و رضا عنايتى رسماً استقلالى شدند؟
- بله، اميدوارم موفق باشند.
• حضور اين ۲ بازيكن را چطور ارزيابى مى كنيد؟
- اميرحسين و رضا ۲ بازيكن تأثيرگذار هستند. آنها موفقيت هاى خوبى را در استقلال كسب كردند و اميدوارم سال آينده نيز اين موفقيت ها را تكرار كنند.
• به نظر شما اميرحسين صادقى مى تواند جاى خالى پيروز قربانى را
پر كند؟

- اميرحسين و پيروز ۲ دوست قديمى هستند. رفاقت آنها زبانزد عام و خاص است. به هر حال درفوتبال حرفه اى هر روز يك اتفاق جديد رخ مى دهد.قسمت اين بوده كه قربانى به مس برود و اميرحسين به استقلال باز گردد.صادقى بازيكن توانمندى است و مى تواند بار استقلال را در خط دفاع بردارد.
• عنايتى چطور؟ او مى تواند همان بازيكن سالهاى قبل باشد؟
- اميدوارم بتواند.
• به نظر مى رسد زياد دوست نداريد در مورد استقلال صحبت كنيد. درست است؟
- فكر مى كنم صحبت نكنم بهتر است.
• چرا؟ نظرات شما به عنوان يك استقلالى هميشه جذاب است!
- من دور از استقلال هستم و صلاح نمى بينم در مورد استقلال هم صحبت كنم.
• حتماً در مورد بازيكنان جديد هم صحبتى نمى كنيد؟
- در مورد اميرحسين و عنايتى صحبت كردم اما من بيكار نيستم كه ببينم چه كسانى به استقلال آمده اند و چه كسانى رفته اند. هركسى آمده اميدوارم موفق شود./ابرار
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/07
| لینک ثابت

  فيفا پاسخ نامه‌ي فدراسيون فوتبال ايران را داد:

فدراسيون جهاني مسوول رسيدگي به اتفاقات اين بازي‌ها است

فيفا بار ديگر با ارسال نامه‌اي به فدراسيون فوتبال ايران تاكيد كرد كه موضوع اتفاقات ديدار تيم ملي ايران با كره‌ي جنوبي در حيطه‌ي وظايف فدراسيون جهاني است.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) و به نقل از روابط عمومي فدراسيون فوتبال، فيفا طي نامه‌اي به فدراسيون فوتبال ايران ضمن تشكر در پاسخ سريع و توضيحات فدراسيون ايران اعلام كرده، با توجه به اينكه مسووليت برگزاري اين مسابقات (ايران ـ كره‌ي جنوبي) برعهده فيفاست، برهمين اساس مسوول رسيدگي به اين گونه مشكلات به طور كلي برعهده فيفا است. ضمن اينكه مسابقاتي كه توسط فدراسيون‌هاي عضو برگزار مي‌شود، رسيدگي موضوعات از اين قبيل متوجه خود فدراسيون‌ها خواهد بود.

فدراسيون بين‌المللي فوتبال با توجه به درخواست فدراسيون ايران مبني بر توجه فيفا به حقايق خبري به جاي شايعات، مجددا از همكاري ارزشمند فدراسيون ايران در اين موضوع مراتب تشكر خود را اعلام داشته است.

به گزارش ايسنا؛ اخيرا فيفا در نامه‌اي به فدارسيون فوتبال ايران درخصوص استفاده شش بازيكن تيم ملي از مچ‌بند سبز در ديدار برابر كره جنوبي خواستار توضيح درباره‌ي شايعاتي مبني بر برخورد فدراسيون فوتبال ايران با اين بازيكنان شده بود كه فدراسيون ايران نيز با استناد به بند 6 كد اخلاقي فيفا خواستار توجه فدراسيون جهاني به اين موضوع شده بود.

 

شريفي خبر داد: تا بدهي‌ها پرداخت نشود، هيچ تيمي نمي‌تواند قرارداد ثبت كند
ردصلاحيت هيچ مربي و بازيكني ثابت نشده است
هنوز هيچ بازيكني 150 امتياز منفي ندارد

رييس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال خبر داد: همه باشگاه‌هاي ليگ برتر تا تمام بدهي‌هاي خود را به بازيكنان، مربيان، سرپرستان و... خود را پرداخت نكنند، نمي‌توانند براي بازي‌هاي امسال قراردادي به ثبت برسانند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجتبي شريفي رييس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال امروز (شنبه) از ارسال نامه‌اي به تمام باشگاه‌هاي ليگ برتر فوتبال كشور با مضمون اولتيماتوم خبر داد و گفت: تمام بدهي‌هاي باشگاه‌هاي ليگ برتر تا امروز (شنبه) استخراج شده و يكي دو باشگاه مانده‌اند كه آنها هم طي امروز و فردا مشخص مي‌شوند و ما امروز با ارسال نامه‌اي به تمام باشگاه‌ها اعلام كرديم كه تا تمام بدهي‌هاي گذشته خود به بازيكنان، مربيان، سرپرستان و... را پرداخت نكنند، امسال نمي‌توانند هيچ قراردادي را به ثبت برسانند. اين مساله بسيار جدي است و با قدرت به آن پايبنديم.

وي درباره اخبار مختلفي كه از محروميت برخي مربيان و بازيكنان شنيده مي‌شود، نيز تصريح كرد: در اين قضيه بايد توجه داشت كه صدور حكم تنها در اختيار كميته انضباطي است. ما نبايد واژه محروميت را در مواردي كه درست نيست بكار ببريم. بر اساس اساسنامه و ساختار سازمان ليگ كه تمامي تيم‌ها در تعيين اعضاي مجمع و رييس آن نقش دارند، مي‌بايست هر ساله صلاحيت بازيكنان و مربيان مختلف به لحاظ اخلاقي از اين هيات استعلام شود؛ چرا كه اكنون حدود 90درصد باشگاه‌هاي ما دولتي هستند و بايد معيارهايي در نظر گرفته شود تا هزينه‌هاي صرف شده براي تيم‌ها به هدر نرود. حال اگر بنابر استعلام فوق براي مثال بازيكني صلاحيت لازم را نداشته باشد، به تعبيري از آن رده‌اي كه فصل پيش بازي كرده است، ردصلاحيت مي‌شود كه معناي حقوقي محروميت را ندارد.

وي افزود: گمانه‌زني با داشتن دلايل ثباتي براي تخصيص جرم متفاوت است؛ گاهي اوقات ما درباره تخلف فلان مربي گمانه‌زني مي‌كنيم و حتي نسبت به آن اطيمنان ذهني هم داريم اما تا دليل قانع‌كننده‌اي براي اثبات آن نباشد، نمي‌توانيم از آن افراد صحبت كنيم. بدون شك اگر مصاديق خاصي چون فساد در جريانات مالي مي‌تواند مصداق كلاهبرداري باشد كه اگر به دستگاه قضايي رود و حكمي براي آن صادر شود، تازه مي‌توانيم با اطمينان بگوييم جرمي اتفاق افتاده است.

شريفي تاكيد كرد: حتي احكام كميته انضباطي هم جاي اعتراض دارد و و مي‌تواند مراحل مختلفي چون شوراي استيناف، AFC و FIFA را براي تجديدنظر احتمالي طي كند. به هر صورت در حال حاضر ما در كميته انضباطي هنوز درباره هيچ مربي و بازيكني دلايل قانع‌كننده كافي براي اثبات تخلف شخصي در اختيار نداريم.

وي در پاسخ به اين سوال كه با توجه به اينكه فرصت نقل و انتقالات تيم‌ها رو به پايان است، در صورتي كه بازيكن و مربي با تيمي قرارداد ببندد و در آينده آن شخص از سوي سازمان ليگ يا كميته انضباطي براي حضور در مسابقات آتي ليگ برتر، ردصلاحيت شود، آن وقت تكليف تيم زيان‌ديده از اين حيث چه مي‌شود، گفت: اين مورد از جمله مواردي است كه فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ بايد براي آن فكري كند و واقعا چنين مشكلي وجود دارد. با قوانيني كه در نظر گرفتيم، در صورت وجود چنين مشكلي، مربي يا بازيكن ردصلاحيت شده مي‌بايست ضرر و زيان آن تيم را پرداخت كند. البته پيش‌بيني مي‌كنم اين بحث تا يكي دو هفته آينده به طور كامل جمع‌بندي شده و تمام شود تا ايجاد مشكلات احتمالي از اين دست، به حداقل برسد.

وي گفت: اما در عين حال بايد توجه داشت كه بحث محروميت‌ها امسال با مطرح شدن در رسانه‌ها از آن حالت تابويي كه در گذشته داشت خارج شد و ما امسال آن را جزو ماده‌اي از آيين‌نامه انضباطي فدراسيون قرارداديم.

شريفي همچنين درباره بحث امتيازات منفي براي مربيان و بازيكنان نيز گفت: ميزان 150 امتياز منفي كه در گذشته مطرح كرديم و همه از آن تعجب كردند، اكنون معناي شفافي به خود گرفته است و مي‌توان آن را به تذكري تعبير كرد؛ بدين صورت كه اگر مربي يا بازيكني 150 امتياز منفي بخاطر رفتار خود در طي مسابقات ليگ برتر داشته، بگيرد، فصل بعد نمي‌تواند در آن رده فعاليت داشته باشد. اين امتيازات به مدت يك‌فصل ديگر براي اشخاص باقي‌مانده مي‌شود كه در صورت، عدم تخلف و رفتار شايسته، براي سال‌هاي بعد پاك مي‌شود.

رييس كميته انضباطي درباره امتيازات منفي كه درباره بازيكناني چون عليرضا واحدي‌ نيكبخت و شيث رضايي، شنيده مي‌شود، گفت: در حال حاضر ما هيچ مربي و بازيكني كه 150 امتياز منفي داشته باشد را نداريم. تنها عليرضا واحدي نيكبخت 120 امتياز منفي دارد كه تاكنون به حد لازم نرسيده است. همچنين شيث رضايي در فصل گذشته، شرايط خوبي داشت و در فصل‌ قبل‌تر از آن هم، احتساب امتيازي براي او صورت نگرفته بود.

وي همچنين درباره محروميت تماشاچيان تيم‌ها در رقابت‌هاي فصل آتي نيز تصريح كرد: متاسفانه بايد بگويم كه ما امسال بحث محروميت تماشاچيان را به طور جدي اعمال خواهيم كرد. در عين حال معتقديم محروميت تنها مي‌تواند اثر وضعي مشكلات را تحت تاثير قرار داده و به نوعي براي اين پديده شوم تنها يك تسكين‌دهنده موقت است و اين مساله بايد به طور ريشه‌اي در فوتبال كشور حل شود. براي مثال بايد بگويم كه در اين راستا اولين ديدار تيم‌هاي استقلال تهران و پرسپوليس در رقابت‌هاي فصل پيش‌رو، بخاطر بحث محروميت تماشاچيان، در يكي از استان‌هاي همجوار برگزار خواهد شد.

شريفي همچنين درباره محروميت ليدرهاي تيم‌هاي استقلال و پرسپوليس نيز، خاطرنشان كرد: ليدرهاي اين تيم‌ها همچنان محروم هستند. پس از جلسه در اين مورد در نهايت نتيجه‌گيري شد كه باشگاه‌ها چند نفر را در قالب كانون هواداران براي هماهنگ كردن تشويق‌كنندگان، معرفي كنند، سپس با در نظر گرفتن شرايط لازم، اين افراد با نظارت نيروي انتظامي گزينش شوند. آنها در مسابقات اين فصل مي‌بايست سكوهاي مشخص را تحويل بگيرند و پس از پايان بازي، آن را تحويل دهند.

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/06
| لینک ثابت

  عضو کمیته ورزش مجلس:

علی‌آبادی استعفا بدهد

علی اصغر یوسف‌نژاد: ما نمایندگان مردم در فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی از اتفاقاتی که در ورزش کشور می‌افتد، نگرانیم.

به نوشته خبر آنلاین؛ «وقتی تیم برنده می‌شود، مسئولان برای گرفتن عکس‌های یادگاری از هم سبقت می‌گیرند. همه سعی دارند هر طور هست با پیام تبریک، بودن در قاب عکاسان و با گفتارشان به شکلی موفقیت را به نام خود سند بزنند اما حالا که تیم باخته، هیچ کس پاسخگو نیست.» این علی اصغر یوسف‌نژاد نماینده مردم ساری است که به محمد علی آبادی و دیگر مدیران سازمان ورزش می‌تازد.

او که در تمام دو سال گذشته همراه با یحیی‌زاده، نجف‌نژاد و امیدوار رضایی از منتقدان بزرگ سازمان ورزش کشور بوده‌اند؛ این بار با حذف تیم ملی از بازی‌های جام جهانی یوسف‌نژاد معتقد است به اندازه کافی ورزش بهای مدیریت ناصحیح را پرداخته است و حالا زمان تغییرات در ورزش فرا‌رسیده است.

او در این باره به «خبر» می‌گوید: «ما نمایندگان مردم در فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی از اتفاقاتی که در ورزش کشور می‌افتد، نگرانیم. به نظر ما در این سال‌ها برخورد دستگاه ورزش مسئولانه نبوده. به همین دلیل هم هست که مدام از این سازمان انتقاد می‌کنیم. اگر رفتارهای آقایان مسئولانه بود حداقل باید می‌آمدند و از مردم عذر می‌خواستند. ورزش قهرمانی مهمترین شاخصه برای بررسی عملکرد سازمان ورزش است. با حذف تیم ملی دیگر جای هیچ بهانه‌ای نیست.»

انتقاد از عملکرد سازمان ورزش در مجلس با ناکامی کاروان ورزشی کشور در المپیک به شدت ادامه پیدا کرد. خواسته نمایندگان برای پاسخگویی مسئولان ورزش کشور وقتی با بی‌تفاوتی نمایندگان سازمان ورزش مواجه شد، جو تعاملی میان نمایندگان مردم و مدیران سازمان ورزش را به چالش کشید.

تداوم ناکامی‌ها اما نشان داد این حساسیت نمایندگان مردم بحق بوده است. پس از انتقادات صریح یحیی‌زاده نماینده مردم تفت این بار یوسف‌نژاد به صف مخالفان علی آبادی پیوسته است. این نماینده مجلس درباره دلایلش برای انتقاد از علی آبادی می‌گوید: «موضوع ورزش فوتبال و حذف از جام جهانی نشان‌دهنده اشکالاتی است که در ورزش داریم. درباره عملکرد ورزش باید به شاخص‌ها توجه کرد و شاخص محاسبه موفقیت ورزشی، نتایج مسابقات مهم است نه هیاهو، تبلیغات یا بزرگنمایی و استفاده از احساسات مردم. این یک حقیقت است که ورزش ما در این سال‌ها سیر نزولی داشته و متولی دولتی آن نتوانسته ورزش را به سوی موفقیت ببرد.»

ناکامی فوتبال و آنچه برای محبوب‌ترین رشته ورزشی کشور رخ داد دلیلی محکمه‌پسند در دست یوسف‌نژاد است: «فوتبال ملی ما 4 سال قبل در سال 2005 در رده 15 جهان بوده اما الان پنجاه‌وسوم هستیم البته اگر با این ناکامی باز هم پایین‌تر نرویم. این نشان‌دهنده فوتبال ماست. در گروهی 5 تیمی نتوانستیم جایگاهی بهتر از چهارم داشته باشیم. در گروهی که 3 تیم شانس صعود داشتند و کارمان از همیشه ساده‌تر بود تیم ایران از مسابقات حذف شد.»

این همان رشته ورزشی بود که رئیس سازمان ورزش، رئیس فدراسیونش را به دلیل نرسیدن به جمع 16 تیم برتر جهان برکنار کرد اما حالا با حذف زودهنگام موجی از یأس و فوتبالزدگی را به مردم القا کرد. یوسف‌نژاد معتقد است آنچه باعث سقوط فوتبال ملی ایران شده، نه ضعف ساختارها که سوء مدیریت است: «ببینید ما حتی برای انتخاب مربی که یکی از ساده‌ترین تصمیم هاست در این سال‌ها مشکل داشتیم. دوره‌ای را با قلعه نویی سر کردیم. بعد دایی را با دخالت مستقیم و دستور سازمان ورزش برای تیم ملی آوردیم که نتیجه آن شد کسب 6 امتیاز از 5 بازی. مایلی‌کهن را 2 هفته در رأس تیم گذاشتیم و سرانجام به قطبی رسیدیم. البته نتایج تیم با قطبی قابل قبول است اما نتوانست مانع از حذف تیم شود. این بی‌ثباتی مدیریتی است که باعث این حجم بالای تغییرات متوالی می‌شود و خود به خود باعث سقوط یک رشته ورزشی می‌شود.»

اما یکی از مشکلات بزرگ نمایندگان مردم با سازمان ورزش در نحوه ارائه انتقاداتشان است. او در این باره می‌گوید: «ما دیروز صبح در این مورد جلسه داشتیم. بحث کردیم و از مسئولان سازمان و فدراسیون خواستیم که بیایند و پاسخگوی این ناکامی باشند.

وظیفه ما این است که با کار کارشناسی مشکلات را بگوییم. ما بر اساس واقعیت‌ها و بر اساس آنچه واقعاً رخ داده از سازمان ورزش انتقاد می‌کنیم. ما از رسیدن به این روز می‌ترسیدیم و همه فریادهای مان برای فرار از این عاقبت بود که نشد. ما از دخالت عوامل سیاسی و غیر کارشناس در ورزش نگرانیم. اغلب موارد از ورزش فوتبال و کشتی در مقاطع مختلف استفاده سیاسی شده است و هر روز این اتفاق بیشتر و بیشتر تکرار می‌شود. مردم چه گناهی دارند که باید تاوان استفاده سیاسی عده‌ای مدیر ناآشنا با ورزش را بدهند؟ چرا مردم باید جای شادی شاهد باخت و غم باشند؟»

شاید یکی از مواردی که همه فکر می‌کنند پس از این ناکامی رخ می‌دهد تشکیل کمیته علل ناکامی است. یوسف‌نژاد در این باره می‌گوید: «تشکیل گروه‌های علل باخت یک پروژه نخ‌نما است. دوستان در همه رفت‌وآمدهای شان به مجلس حتی یک گزارش محکمه پسند برای ناکامی‌های قبلی ارائه نکرده‌اند. این بار باید تصمیمی اساسی برای برخورد با این معضلات گرفته شود.»

و این تصمیم چه می‌تواند باشد؟ «اگر مدیریت ورزش مسئولانه برخورد می‌کرد، می‌آمد و از مردم عذر می‌خواست، حالا کمترین و حداقل کاری که مدیریت سازمان ورزش می‌تواند انجام دهد، عذرخواهی است، اینکه در پی این ناکامی استعفا بدهد و برود تا مدیریتی از جنس ورزش و توانا در اداره ورزش کشور، امور سازمان تربیت بدنی را بر عهده بگیرد.»

همین فرار از پاسخگویی سازمان ورزش باعث شده تا نمایندگان مردم در پی اجرایی کردن طرح وزارت ورزش باشند: «وقتی وزارتخانه داشته باشیم می‌توانیم از مسئولان ورزش جواب بشنویم. دیگر نمی‌توانند اینگونه برخورد کنند. ما از دولت هم می‌خواهیم برای کمک به نمایندگان در اجرای طرح یادشده همراهی کند که ورزش‌مان به سوی پیشرفت گام بردارد.»

 

پرسپوليس 13 و استقلال 3 شاكي دارند

فهرست طلبكاران باشگاه‌هاي ايران از سوي كميته انضباطي فدراسيون فوتبال تهيه شد.

به گزارش فارس، اين فهرست پس از تاييد مسئولان فدراسيون به باشگاه ها ابلاغ خواهد شد.تمام باشگاه‌ها بايد پيش از آغاز فصل بدهي هاي خود را به طلبكاران بپردازند در غير اين صورت با خطر تعليق فعاليت‌هايشان مواجه مي شوند.

يكي از مسئولان كميته انضباطي با تاييد اين خبر به خبرگزاري فارس گفت: اين فهرست شامل تمام باشگاه‌ها در تمامي رده‌هاي ليگ است. باشگاه پرسپوليس 13 شاكي دارد كه يكي از اين شاكي ها يك شركت خصوصي و صنعتي است و استقلال هم 3 شاكي دارد. اين باشگاه‌ها بايد پيش از آغاز فصل طلب طلبكاران را پرداخت كنند.

كميته انضباطي پيش از اين اعلام كرده بود در صورتي كه باشگاه ها بدهي‌هاي خود را پرداخت نكنند حق جذب بازيكن جديد ندارند اما اكنون عنوان مي‌شود در صورت عدم پرداخت طلب‌ها فعاليت باشگاه‌ها به حالت تعليق درمي‌آيد.

 

AFC بررسی کرد / 7 دلیل برای ناکامی فوتبال ایران

کنفدراسیون فوتبال آسیا از تیم ملی ایران به عنوان تیم فوتبالی یاد کرد که در 11 سال اخیر همواره روی تیغ گام برداشته و به موفقیت چندانی دست پیدا نکرده است.

پایگاه خبری کنفدراسیون فوتبال آسیا در مطلبی به بررسی دلایل ناکامی فوتبال ایران پرداخت و نوشته است: غیر از جام جهانی 2006 که ایران یک هفته پیش از پایان بازیهای انتخابی صعودش را قطعی کرده بود تیم ایران در 11 سال گذشته همیشه روی تیغ بوده است.

در سال 1997 ایران در آخرین دقایق در ملبورن به عنوان آخرین تیم بلیط فرانسه را گرفت و بعد از 20 سال وارد لیست تیم های نهایی جام جهانی شد. چهار سال بعد هم رفتن به جام جهانی 2002 به آخرین دقایق کشیده شد و ایران علیرغم شکست ایرلند در تهران بدلیل تفاضل گل کمتر در بازی پلی آف از رسیدن به جام جهانی باز ماند.

هفت دلیلی که ممکن است جزو عوامل اصلی ناکامی ایران در این دوره از بازیها باشد را می توان اینگونه برشمرد.

1- تعویض پی در پی مربیان
بعد از نارضایتی هایی که در جام جهانی 2006 پیش آمد برانکو جایش را به قلعه نویی داد که او نتوانست در یکچهارم نهایی جام ملت های آسیا 2007 برابر کره جنوبی موفق باشد. منصور ابراهیم زاده مربی موقت هرگز فرصت نمایش توانایی های خود را پیدا نکرد و علی دایی بعد از باخت به عربستان در آزادی برکنار شد.

محمد مایلی کهن فقط دو هفته مربی ماند و بدون حتی یک جلسه تمرینی برکنار شد تا بالاخره افشین قطبی که یکسال پیش نامش مطرح بود مربی شود و روی نیمکت بنشیند.

2- علی کریمی
دعوت کردن یا دعوت نکردن دایی از علی کریمی همیشه بحث انگیز بود. یکی از انتقاد طرفداران و رسانه ها از دایی استفاده نکردن از علی کریمی بود که در بازی با عربستان به اوج خود رسید. او در بازی کره شمالی در پیونگ یانگ به تیم برگشت و در بازی بعدی مقابل امارات پایش به گل باز شد. کریمی 30 ساله در بازی آخر بدلیل خستگی در نیمه دوم بیرون رفت.

3- نبود نفرات جایگزین
لیست ایران مثل همیشه، بدون نام های بزرگ نماند اما شاید آنها به اندازه نامشان نتواستند ناجی تیم ملی باشند. کریم باقری هرچند یکبار برای ایران گل هم زد اما حضوری پرنوسان داشت و نتوانست در تمرینات بطور ثابت حضور داشته باشد.

کاملاً مشخص بود که دایی برای جایگزین کردن جوانترها تلاش می کند. احتمالاً اگر مایلی کهن هم می آمد همین کار را می کرد و افشین قطبی هم حداقل چند بار گفت که فقط بدلیل حساسیت بازیهای آخر فرصت چنین تغییراتی را پیدا نکرد.

4- نداشتن بازیهای تدارکاتی مناسب
تیم ملی برای بازی با تیم های قدرتمند بارها با مشکل روبرو شد. ایران به قهرمانی بازیهای غرب آسیا در تهران رسید و آذربایجان را هم شکست داد اما این حریفان فشار لازم برای ورود به بازیهای انتخابی جام جهانی را به تیم نیاوردند. بازی با اکوادور و چین و بعد سنگال و کنیا آخرین دیدارهای ایران پیش از جدال با عربستان در ریاض بود.

5- کره شمالی
اگر تورنمنتی دیگری بود آنوقت ایران از همگروهی با کره شمالی می توانست خوشحال باشد. کره شمالی در سال های اخیر و به غیر از دیدارهای جام جهانی حریف چندان خطرناکی نبوده است.

آنها حتی بدلیل نتایج ضعیف در بازیهای جام ملت ها به جام چلنج کاپ آسیا فرستاده شدند اما آنجا هم نتوانستند در بین تیم های ضعیف تر به قهرمانی برسند و سال گذشته با شکست برابر هند در فینال دوم شدند.

اما کره شمالی در بازیهای جام جهانی چهره دیگری دارد. آنها در دوره قبلی هم برای این حریف سرسختی بودند و این بار به غیر از باخت 2-1 در تهران نه تنها در پیونگ یانگ دروازه شان را بسته نگه داشتند بلکه در ریاض تا دقیقه 90 مقاومت کردند تا ایران از بازیها حذف شود.

6- رسانه ها و فشار طرفداران
علی دایی یکسال قبل در روزهای قرعه کشی بود که از همه رسانه ها درخواست کرد تا همکاری بیشتری با تیم ملی داشته باشند و از طرفداران خواست با صبر بیشتری از تیم ملی حمایت کنند.

اما در کشوری که مردم فوتبال را با شور و حرارت و تمام علاقه شان دنبال می کنند نگه داشتن تیم ملی دور از اعتراض و انتقاد زودهنگام رسانه ها و تماشاگران کاری دشوار به نظر می آید.

بسیاری از تغییرات تیم ملی ایران در طول بازیهای انتخابی جام جهانی مثل همیشه تحت تاثیر فشارهای سنگینی بود که از خارج تیم می آمد.

7- " این فوتبال است"
این دلیل ممکن است همیشه دلیل محکم فنی یا منطقی به حساب نیاید اما سر زبان خیلی از اهالی فوتبال است. در ایران از مربی گرفته تا بازیکنان از این عبارت استفاده کم و بیش زیادی می کنند.

بعضی ها بدست آوردن تنها یک پیروزی در هشت بازی گروهی، باخت در خانه برابر عربستان، تعویض زیاد مربی ها، تغییرات بازیکنان و باز شدن دروازه در هشت دقیقه پایانی در سئول را با همین عبارت توصیف می کنند.

پایگاه خبری کنفدراسیون فوتبال آسیا در پایان این مطلب خود آورده است: « آیا شما با توصیف " این فوتبال است" موافقید؟ می توانید برای انتخاب یکی از دلایل فوق به رای گیری روی سایت بروید و نظرتان را اعلام کنید.»
انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/06
| لینک ثابت

  عملکرد مربیان تیم ملی

عملکرد مربیان تیم ملی از دید برنامه ورزش و مردم شبکه اول در روز جمعه 5/3/88

درصد

امتیاز

باخت

تساوی

برد

بازی

تیم

45./.

11

1

5

2

8

ایران

40./.

6

1

3

1

5

دایی

55./.

5

-

2

1

3

قطبی

- در زمان قطبی از 3 بازی 2 بازی در خانه حریفان مقابل تیم هایی بوده است که از این گروه مستقیماً به جام جهانی راه یافتند

عملکرد ایران در مقدماتی جام جهانی

خارج از خانه

دیدارهای   خانگی

 

4

4

بازی

-

2

برد

4

1

تساوی

-

1

باخت

3

4

گل زده

3

3

گل خورده

4

7

امتیاز

نظر شما؟ 

انتخاب خبر از داریوش زهاب | ساعت روز 88/04/06
| لینک ثابت

  فوتبال ايران ژيان را با قيمت بنز برگزيد

وقتى از بدنسازى حرف مى زنيم از چه حرف مى زنيم؟

نتايج يك تيم در طول فصل مستقيماً به نحوه آماده سازى آن تيم در پيش فصل مربوط مى شود، تيم هايى كه بتوانند با يك برنامه علمى و دقيق شرايط پيش فصل مناسبى براى خود مهيا كنند تا حدودى موفقيت خود را بيمه كرده اند اما اين آماده سازى بايد چگونه باشد و شامل چه مراحلى مى شود؟ قطعاً در اين مراحل آماده سازى بايد به جنبه هاى متفاوتى مانند آمادگى بدنى، آمادگى تاكتيكى و تكنيك، آمادگى ذهنى و روانى توجه ويژه داشت و در هنگام تمرينات و اردوها به ايجاد شخصيت تيمى و روحيه مبارزه طلبى پرداخت.
۱- آمادگى جسمانى: براى آنكه به آماده سازى جسمانى بپردازيم اول بايد بدانيم نيازهاى جسمانى يك بازيكن در طول بازى و در طول فصل چه فاكتورهايى را شامل مى شود. بازيكنان حاضر در ليگ برتر در طول سال بين ۳۴ تا حدود ۵۰ بازى رسمى برگزار مى كنند كه در اين ميان باشگاه هاى حاضر در جام باشگاه ها و بازيكنان ملى پوش سهم بيشترى دارند، اين رقم به خودى خود و در سطح بين المللى براى يك بازيكن چندان هم زياد نيست. بازيكنان طراز اول و بين المللى در طول سال بين ۶۰ تا ۷۰ بازى انجام مى دهند كه شامل مسافرت هاى پى در پى مى شود اما بايد بدانيم كه در طول يك بازى چه اتفاقاتى مى افتد. از (لحاظ جسمانى) يك بازيكن در ليگ هاى خارجى در هر بازى بين ۸ تا ۱۲ كيلومتر به طور معمول دوندگى و حركت دارد. اين رقم در مواردى استثنايى بيشتر هم مى شود اما بايد دانست كه تمام اين مسافت با دويدن طى نمى شود. حدود ۵ كيلومتر فقط به صورت دويدن بسيار آرام يا راه رفتن است و حدود ۲ تا ۳ كيلومتر دويدن با سرعت متوسط به بالا دويدن هاى سريع و كوتاه حدود ۶۰۰ تا ۱۶۰۰ متر را در بر مى گيرد كه بستگى به پست بازيكن دارد. يك بازيكن در طول بازى ۱۵ تا ۳۰ بار پرش مى كند و در نهايت بين فعاليت هاى شديد بدنى حدود ۱۵ تا ۳۰ ثانيه زمان دارد تا به حالت اوليه بازگشت كند. همان طور كه ديده مى شود فوتبال شامل يك تركيبى از قابليت هاى بدنى ا